مخالفت با آزادی رضا ضراب با وثیقه ۵۰ میلیون دلاری
به گزارش رویترز، در حالی که رضا ضراب تاجر ایرانی ترکیهای طلا منتظر محاکمه در آمریکا به اتهام نقض تحریمهای آمریکا علیه ایران است، دادستانهای آمریکایی روز چهارشنبه مخالفت خود را با آزادی ضراب با وثیقه 50 میلیون دلاری اعلام کردند.
ضراب از زمان بازداشت در ماه مارس در میامی به اتهام انجام معاملات و مبادلات به ارزش صدها میلیون دلار برای کمک به دولت ایران و سایر شرکتها در دور زدن تحریمهای آمریکا، در بازداشت به سر میبرد.
وکلای ضراب هفته گذشته از قاضی فدرال منهتن خواستند تا موکلشان را با قید وثیقه 50 میلیون دلاری آزاد کند و او را در بازداشت خانگی قرار دهد، ولی دادستانها ادعاهای وکلای ضراب درباره اینکه این اقدامات تضمین کافی برای حضور وی در دادگاه را فراهم میکند، رد نمودهاند.
نخستین جلسه دادگاه ضراب در ماه اردیبهشت در نیویورک برگزار شد ولی وی اتهامات مربوط به برنامه ریزی توطئه برای انجام صدها میلیون دلار مبادلات مالی برای کمک به ایران را رد کرد.
دادستانهای آمریکایی اعلام کردهاند که شرایط اعلام شده از سوی وکلای ضراب برای وثیقه، تلاشی از سوی وی برای استفاده از ثروت و دارایی هنگفتش است تا از حضور در دادگاه خودداری کند، اقدامی که غیر از عدهای موکلان ثروتمند، از عهده کسی بر نمیآید.
دادستانها همچنین بر این باورند که ضراب نسبت به اعلام داراییها و ثروت خود آنها را گمراه کرده است.


ضراب - دیگر تاجر بزرگ ایرانی - نیز که چند سال پیش از اتهام ارتشاء، فساد و قاچاق که چندین عضو کابینه ترکیه نیز در آنها دخالت داشتند، تبرئه شد، اکنون به اتهام پولشویی در آمریکا در بازداشت قرار دارد.
امیر عباس سلطانی – عضو کمیته پیگیری پرونده بابک زنجانی در مجلس ایران – معتقد است ضراب به عمد به آمریکا سفر کرده است تا در آنجا دستگیر شود. وی معتقد است که تفاوتی میان زنجانی و ضراب وجود ندارد و ضراب یکی از مهرههای کلیدی پرونده فساد مالی زنجانی است و به همین دلیل، از بیم دستگیر شدن در ترکیه و استرداد به ایران، از قصد خود را تسلیم دستگاه قضایی آمریکا کرده است.
سلطانی در گفتگو با المانیتور اضافه کرد: ضراب با آگاهی از اینکه توافقنامهای برای استرداد مجرمان میان ایران و آمریکا وجود ندارد، دستگیر شدن در آمریکا را به دستگیر شدن در ترکیه ترجیح داده است تا شاید در این فاصله، زنجانی اعدام شود و او با خیال راحت بتواند پس از مرگ زنجانی بسیاری از حقایق پرونده فساد وی را انکار کند.
به گفته سلطانی، ضراب یکی از افراد مورد اطمینان زنجانی و یکی از مدیران ارشد شرکتهای اوست. آنها با مشارکت هم بیش از 70 شرکت تاسیس کردهاند که مدیریت بسیاری از آنها در اختیار ضراب بوده است.
به گفته این عضو مجلس شورای اسلامی ایران، ضراب پیش از دستگیری زنجانی و در بحبوحه افزایش فشارها برای دستگیری وی، به ایران سفر کرده و در چندین نوبت به مقامات ایران پیام داده است که ارتباطی با زنجانی ندارد. اما به گفته سلطانی، ارتباط این دو با یکدیگر برای دستگاه قضایی ایران مسجل است و وی یکی از مدیران ارشد وی بوده و حتی بسیاری از داراییهای زنجانی در ترکیه به نام ضراب است.
سلطانی در بخش دیگری از گفتگوی خود با المانیتور اضافه کرد: زنجانی به اتهامات بیشماری که یکی از آنها دزدیدن حدود 12 هزار میلیارد تومان پول وزارت نفت ایران است، به اعدام محکوم شده است اما باور ندارد که اعدام شود و به همین دلیل حکم صادره دادگاه را جدی نگرفته است.
زنجانی برای سالها با تاسیس شبکهای از شرکتهای تجاری از ترکیه تا مالزی و امارات متحده عربی اقدام به انتقال میلیاردها دلار درآمد نفتی ایران میکرد و در مقطعی در گفتگو با یک نشریه ایرانی اعلام کرد که از محل فعالیتهای اقتصادی خود به ثروتی بالغ بر 10 میلیارد دلار دست یافته است.
سلطانی حتی معتقد به وجود ارتباطاتی میان زنجانی و ضراب و دولت ترکیه است و تبرئه شدن ضراب از سوی دستگاه قضایی ترکیه را نیز نتیجه حمایت دولت ترکیه از وی میداند.
وی در پاسخ به این پرسش که آیا ایران درخواست استرداد ضراب را از دولت آمریکا کرده است یا خیر، گفت: ایران تاکنون چنین درخواستی را مطرح نکرده است؛ اما اگر ایران خواهان استرداد وی شود نیز بدون تردید دولت آمریکا با این توجیه که دستگاه قضایی این کشور مستقل است، در این پرونده مداخله نخواهد کرد. اما در صورت درخواست ایران، چنانچه آمریکا همکاری لازم را برای استرداد ضراب به عمل آورد، ابهامات باقیمانده پرونده زنجانی برای همیشه برطرف خواهد شد.

به گزارش خبرگزاری رویترز، رضا ضراب ماه گذشته در شهر میامی به اتهام مشارکت در معاملاتی که به حکومت ایران کمک کرده است تا تحریمهای آمریکا را دور بزند با حکم دادستانی آمریکا بازداشت شد.
وی روز چهارشنبه در دادگاه ناحیه منهتن شهر نیویورک به ریاست قاضی ریچارد برمن حاضر شد تا تفهیم اتهام شود.
بنجامین برفمن، وکیل ضراب، به خبرنگاران گفته است: «با انتقال آقای ضراب به نیویورک ما میتوانیم روند دفاع از او در مورد اتهامات وارده را شروع کنیم».
او اظهار امیدواری کرد که بتواند طی ده روز آینده «رقم قابل ملاحظهای» برای وثیقه رضا ضراب پیشنهاد کند.
دادستانی آمریکا ماه گذشته علاوه بر بازداشت رضا ضراب حکم جلب یکی از کارمندان او به نام کاملیا جمشیدی و حسین نجفزاده یکی از کارمندان ارشد بانک ملت ایران را نیز صادر کرد. این دو هنوز آزادند.
دادستانی آمریکا در این حکم رضا ضراب ۳۳ ساله، کاملیا جمشیدی ۲۹ ساله و حسین نجفزاده ۶۵ ساله را به اقدام برای کلاهبرداری در آمریکا، نقض قوانین اضطراری مربوط به تحریم مالی ایران، کلاهبرداری در شبکه بانکی و پولشویی متهم کرده است.
ضراب در دادگاه فدرال منهتن به ریاست قاضی جی. ریچارد برمان حاضر خواهد شد.
وی یک هفته پس از بازداشت با هواپیما از زندان فدرال اوکلاهاما سیتی به نیویورک منتقل گشت.
مقامات آمریکایی اعلام کردهاند ضراب در سلولی در منهتن نگهداری میشود.
پریت بهارا، دادستان منطقه جنوبی نیویورک، نیز در صفحه توئیتری خود اعلام کرد که ضراب امروز محاکمه خواهد شد.
مقامات آمریکایی ضراب را متهم کردهاند که در انتقال صدها میلیون دلار برای دولت ایران و یا سایر نهادهای ایرانی دست داشته است.
انجام هرگونه اقدامی در واکنش به رای دادگاه آمریکایی باید بر اساس محاسبات نتیجهبخش انجام شود
۰۶ ارديبهشت ۱۳۹۵
به گزارش ایسنا، حسین جابری انصاری سخنگوی وزارت خارجه در نشست خبری این هفته خود ادامه داد: سیاستی که تحولات طبیعی سیاسی و غیر سیاسی را نمی پذیرد و مقاومت می کند عقیم است.
از دولتهای آذربایجان و ارمنستان درخواست کردیم دو طرف به سمت حل مسالمتآمیز مناقشه پیش بروند
سخنگوی وزارت خارجه در خصوص دیپلماسی فعال ایران برای حل عادلانه مناقشه قره باغ با توجه به نقض پی در پی آتش بس در این منطقه گفت: ما صراحتا از ابتدای درگیریها اعلام کردیم که تشدید تنشها با توجه به مجموعه بحران ها در منطقه نتایج خطرناکی میتواند داشته باشد و کمربندی بی ثباتی را گسترش میدهد و در رایزنیهای تلفنی و گفتوگوهای حضوری با دولت های آذربایجان و ارمنستان درخواست کردیم که دو طرف به سمت حل مسالمت آمیز این موضوع پیش بروند.
برای هرگونه مداخله و اعزام نیرو به سوریه باید هماهنگی و توافق دولت سوریه وجود داشته باشد
وی ادامه داد: ما آمادگی خود را برای ایفای نقش فعال تر در صورت درخواست دو دولت آذربایجان و ارمنستان اعلام کرده ایم. اما تا وقتی این درخواست مطرح نباشد به طور طبیعی از سازوکار بینالمللی که مورد توافق دو طرف مناقشه است برای حل این مسأله حمایت میکنیم.
جابری انصاری درباره برخی مداخلات و تصمیمات برای اعزام نیرو از سوی دولت های فرامنطقه ای و منطقهای به سوریه با بیان اینکه هرگونه مداخله خارجی بدون هماهنگی با دولت دمشق به تشدید این بحران می انجامد، افزود: در رابطه با هرگونه مداخله و اعزام نیرو به سوریه باید هماهنگی و توافق دولت سوریه وجود داشته باشد خارج از این قاعده هر گونه اقدامی تنها به تصویب بحران و پیچیده کردن آن منجر خواهد شد.
انجام هرگونه اقدامی در واکنش به رای دادگاه آمریکایی باید بر اساس محاسبات نتیجهبخش انجام شود
سخنگوی دستگاه دیپلماسی در پاسخ به خبرنگاری که از وی درباره اقدامات حقوقی ایران در واکنش به رای دادگاه آمریکایی در مصادره دو میلیارد دلار از اموال ایران پرسید گفت: انجام هرگونه اقدامی در واکنش به چنین رویدادهایی باید بر اساس محاسبات نتیجه بخش انجام شود. در سطح بینالمللی برخی قدرت ها بر اساس قدرتی که دارند و یا تصور میکنند قدرت دارند قوانین بینالمللی را صراحتا نقض میکنند که نقض مبانی اولیه حقوق بینالملل است و در مورد رای دادگاه آمریکایی در مسأله اخیر در ارتباط با ایران کاملا بارز است. در عین حال این اولین بار نیست که در سطح بینالمللی چنین نقض آشکاری صورت می گیرد.
وی افزود: ایران در صورتی که امکان تاثیرگذاری و نتیجه بخشی از پیگیری روشهای خارج از روابط دو جانبه در قالب قوانین بینالمللی در ارتباط با حکم دادگاه آمریکایی وجود داشته باشد، اقدام میکند.
دیدار ظریف با تعدادی از نمایندگان کنگره آمریکا
سخنگوی وزارت خارجه در پاسخ به این پرسش که یک رسانه آمریکایی مدعی شده آقای ظریف در سفر به نیویورک با چند تن از اعضای کنگره دیدار داشتند با بیان اینکه سفر وزیر خارجه به منظور شرکت در مراسم رسمی امضای موافقتنامه پاریس ( موافقتنامه تغییرات آب و هوایی پاریس بوده است) که پس از سالها رایزنی در سطح جهانی مورد پذیرش قرار گرفت افزود: در حاشیه این مراسم مجموعهای از گفتو گوهای رسمی ، مطبوعاتی و سخنرانی در محافل فکری و نیز دیدار با برخی شخصیتها انجام شد که تمامی این برنامهها برای استفاده بهینه از فرصت سفر بود و در این چارچوب با چند تن از نمایندگان کنگره آمریکا گفتوگو انجام شد.
دولتهای اسلامی از هرگونه اقدام ناقض حقوق ملت فلسطین جلوگیری کنند
وی در خصوص تلاش برخی کشورها برای به رسمیت شناختن رژیم اشغالگر صهیونیستی و اقدامات آن علیه ملت فلسطین گفت: هر گونه اقدام در زمینه به رسمیت شناختن اشغالگری و تعامل با آن از نگاه ایران پذیرفتنی نیست و تاثیری جز تشدید وضعیت بحرانی در منطقه نخواهد داشت. دولتهای اسلامی با توجه به این مساله و رعایت منافع و حقوق اولیه ملت فلسطین و حق تعیین سرنوشت باید از هرگونه اقدام ناقض حقوق ملت فلسطین و تشدید بحران جلوگیری کنند.
تاریخ نشان داده ایران تهدیدی برای هیچ یک از کشورهای منطقه و جهان نبوده است
وی در پاسخ به سوال دیگر مبنی بر موضع ایران در برابر گسترش ناتو در منطقه خلیج فارس اظهار کرد: ما در منطقه زیست طبیعی خود زندگی میکنیم و منشاء تهدید برای هیچ یک از همسایگان خود نیستیم و تاریخ این را به خوبی نشان داده است که ایران تهدیدی برای هیچ یک از کشورهای منطقه و جهان نبوده است. بلوک بندیهای نظامی جهانی، مدتهاست به پایان دوران خود نزدیک شدهاند و اگر بخواهند این بلوک بندیها را در حوزههای جغرافیایی گسترش دهند نوعی جنگ رسانهای و روانی خواهد بود که تاثیری در بهبود وضعیت امنیت منطقه نخواهد داشت. معتقدیم راه حل امنیت در منطقه تامین منافع ملتهای منطقه از طریق توافق دسته جمعی است.
وی ادامه داد: جمهوری اسلامی ایران بارها طرحهای عملیاتی دراین رابطه ارائه کرده اما متاسفانه با پاسخ لازم مواجه نشده و برخی کشورها ترجیح میدهند مسائل منطقه را بینالمللی کرده تا پای دولتهای دیگر را به موضوعات منطقه باز کنند.
وی اخبار و گزارشهای منتشر شده در رابطه با تمایل کشورهای منطقه به گسترش ناتو در خلیج فارس را نوعی بزرگنمایی و اغراق دانست و افزود: حتی اگر اقدامی در این چارچوب بخواهد صورت گیرد این اقدام تنها به تشدید بحران در منطقه کمک میکند نه ثبات و امنیت.
اهداف خود را قربانی هیچ سیاستمدار و حزبی در هیچ کجای دنیا قرار نمیدهیم
خبرنگاری از جابری انصاری در رابطه با انتخابات ریاست جمهوری آتی آمریکا و تاثیر روی کارآمدن هر یک از کاندیداها پرسید که
وی با بیان این که موضوع انتخابات در آمریکا مساله داخلی این کشور است و هر دولتی بر سر کار باشد طبیعی است منافع ایالات متحده آمریکا را پیگیری میکند افزود: ما در جزئیات زندگی داخلی کشورها نظر خاصی اعلام نمیکنیم. آنچه به ما مربوط است این که هر دولتی روی کار بیاید ایران در چارچوب سیاستهای اصولی و منافع خود اقدام میکند و هر دولتی که آمادگی پذیرش تعامل برابر و مبتنی بر منافع مشترک داشته باشد میتواند در مجموعه گفت و گوها و تعامل با ایران قرار بگیرد. ما اهداف خود را قربانی هیچ سیاستمدار و حزبی در هیچ کجای دنیا قرار نمیدهیم.
اگر شرایط طبیعی فراهم نشود امکان برگزاری حج وجود ندارد
سخنگوی وزارت خارجه در پاسخ به خبرنگار دیگری در رابطه با آخرین تحولات اعزام زائران ایرانی به مناسک حج و مذاکرات در این رابطه خاطرنشان کرد: گفت و گوهایی میان دو طرف به طور جزیی انجام شده متاسفانه دولت عربستان بر خلاف ادعایی که از ابتدای فاجعه منا و بعد از آن در مقطع قطع رابطه با ایران مطرح کرده است مبنی بر اینکه مساله حج غیر سیاسی است و خارج از چارچوب اختلافات بررسی میشود. در عمل تاخیر در اعزام هیات اجرایی که مطابق سالیان قبل در یک جدول زمانی به عربستان سفر میکردند تا اقدامات لازم را انجام دهند،ایجاد شد. همچنین در آستانه قطع روابط، تاریخ جدیدی را اعلام کردند و مجددا به عقب انداختند و بعد از آن روادید صادر نکردند و در آستانه اجلاس سازمان همکاری اسلامی بالاخره برای بار سوم هیات ایرانی اعزام شد.
وی ادامه داد: ما معتقدیم حج فریضه اسلامی است . فریضه واجب اسلامی است و دولت جمهوری اسلامی ایران خود را موظف به برگزاری این فریضه اسلامی برای ملت خود میداند و تکرار هم کردهایم انجام حج در سال جاری منوط به آن است که روال طبیعی توافقها بین سازمان حج ایران و حج سعودی طی شود و امکان برگزاری عزتمندانه و مبتنی بر حقوق بدیهی حجاج ایرانی فراهم شود. متاسفانه تعاملی که دولت عربستان دراین مذاکرات داشته بر خلاف تمام ادعاهایش بوده است و در صورتی که شرایط طبیعی برگزاری حج مبتنی بر پذیرش مسئولیتها فراهم نشود امکان برگزاری حج وجود ندارد ماهیچ خواسته فوقالعادهای فراتر مسئولیتهای بدیهی کشور میزبان نداریم و این خواستهها شامل تامین امنیت حجاج با توجه به حادثه تلخ سال گذشته و نیز مسائل کنسولی و اجرایی حج هست که باید این شرایط فراهم شود تا امکان برگزاری این مناسک الهی فراهم شود.
سخنگوی وزارت خارجه اظهار کرد: اگر این امور با برخورد غیرمنطقی دولت عربستان سعودی مواجه شود این مسئولیت (اعزام نشدن زائران ایرانی به حج) بر عهده دولت عربستان است که به وظایف خود به عنوان دولت میزبان مناسک حج عمل نکرده و مانند اقدامات دیگرش همه مسائل را در هم تنیده با اختلافات سیاسی کرده است. در عین حال تصمیم نهایی در رابطه با مساله حج از سوی مراجع ذی ربط به اطلاع افکار عمومی در زمان خود میرسد.
ایران بر خلاف عربستان به دنبال تشدید بحران نیست
جابری انصاری تصریح کرد: در تعامل با عربستان سعودی در موضوعات مختلف رویکرد ایران مبتنی بر منافع و اهداف سیاست خارجیاش است و بر خلاف عربستان به دنبال تشدید بحران نیست. ما به هیچ وجه تمایل نداریم بحرانهای موجود و اختلافات را تشدید کنیم البته صبر ایران به نمایندگان ملت حد و حدود دارد و در چارچوب تاکتیکهای مرتبط و اهداف سیاست خارجی در موضوعات مختلف تصمیمگیری میشود.
احتمالا قائم مقام وزیر خارجه به اجلاس سیکا میرود
سخنگوی دستگاه دیپلماسی در پاسخ به ایسنا مبنی بر این که گفته شده است وزیر خارجه کشورمان در اجلاس سیکا شرکت نخواهد کرد و حضور ایران در سطحی پایینتر است گفت: از جمهوری اسلامی ایران برای شرکت در این اجلاس دعوت به عمل آمده و ایران این دعوت را پذیرفته است اما ثبت شرکت در اجلاس براساس آخرین وضعیتها و شرایط احتمالا در سطح قائم مقام وزیر خارجه خواهد بود. آقای ظریف با توجه به مجموعه برنامهها و سفرهایی که هفته آینده دارند حاضر به شرکت در این اجلاس نیستند.
گروهها و شخصیتها آب به آسیاب دشمن نریزند
جابری انصاری در خصوص برنامهی ایران برای تسهیل سرمایهگذاری در پسابرجام اظهار کرد: بخشی از امنیت و سرمایهگذاری مربوط به تصمیمات دولتهای دیگر است و بخشی از آن مربوط به اقدامات خود ما است. برخی از نهادها و سازمانها برخی بازیگران بینالمللی را برای سرمایهگذاری در ایران تشویق میکنند و برخی در مقابل آن مانع تراشی میکنند. ما به عنوان مجموعهی سیاسی در کلیت نهادهای کشور و دولت سعی داریم این موضوع را به نحوی دنبال کنیم که به گسترش سرمایه گذاری بیانجامد و توصیهمان به مجموعههای سیاسی و گروهها و شخصیتها در پیگیری این موضوع آن است که آب به آسیاب دشمن نریزند. هر گونه اقدامی که تشدید کننده فضای ناامنی و نگرانی برای سرمایه گذاران در ایران باشد به نفع ما نخواهد بود.
وی ادامه داد: وزارت خارجه به سهم خود نسبت به تسهیل رفت و آمد هیاتهای سیاسی و اقتصادی و مدیریت اظهارات و سخنرانیها و مسائل دیگر اقدام میکند تا امکان بهره برداری حداکثری از برجام فراهم شود. اصول ثابت ما در سرمایه گذاری خارجی مبتنی بر اقتصاد مقاومتی و دو اصل جذب سرمایه و فن آوری خارجی است و همه اقدامات ما به نحوی باید در این چارچوب تدبیر و مدیریت شود.
جابری انصاری در پاسخ به خبرنگاری درباره پیگیری سرنوشت رضا ضراب از سوی جمهوری اسلامی ایران گفت: اگر تصمیمی در این رابطه برای اقدام ویژه اتخاذ شود این تصمیم را در اختیار افکار عمومی قرار میدهیم.
برجام، شرایط راهبردی میان ایران و آمریکا را دستخوش تغییر نکرده است
وی درباره آنچه تناقض در اظهارات آقایان سیف ، جهانگیری، بعیدی نژاد و اظهارات آقای عراقچی در رابطه با خریداری اوراق قرضه در سال 2003 یا 2006 عنوان شد، اظهار کرد: بررسی حکم صادر شده از سوی دادگاه آمریکایی از چند زاویه میتواند مورد بررسی قرار بگیرد. این اقدام به لحاظ حقوقی بر خلاف مبانی و اصول اولیه حقوق بینالملل است. از سویی نشان میدهد به لحاظ سیاسی این اقدام نشان میدهد که هیچ ارادهای برای خاتمه بخشیدن به دوران طولانی بی اعتمادی میان دولت آمریکا و ایران وجود ندارد. همچنین باید گفت که توافق برجام در یک موضوع خاص با آمریکاییها صورت گرفته است و شرایط راهبردی میان دو کشور را دستخوش تغییر نکرده است. بنابراین معتقدم باید در نگاه آسیب شناسانه جدای از این که این مساله در چه سالی صورت گرفته است مورد بررسی قرار بگیرد تا از تکرار چنین اشتباهی جلوگیری شود. ما باید بدون تسویه حسابهای سیاسی و ورود به دعواهای داخلی به این موضوع نگاه کنیم.
وی در رابطه با سفر وزیر خارجه روسیه در آینده نزدیک به ایران گفت: اگر چنین سفری در دستور کار باشد در زمان خود انجام می شود.
خبرنگاری از جابری انصاری پرسید گفته شده قرار است دربارهی مساله حج گزارشی به کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ارائه شود. وی پاسخ داد: مسئولیت موضوع حج بر اساس روال طبیعی به عهده سازمان حج و زیارت است و آنها گزارش خود را ارائه میدهند ما به عنوان وزارت خارجه براساس تصمیمات حاکمیتی در رابطه با حج دخالت میکنیم. اما مسئولیت اصلی به عهده سازمان حج است.
تصمیم گرفته شده حداقل 70 تن از 200 تن آب سنگین خود را در بازار بینالمللی به فروش برسانیم
سخنگوی وزارت خارجه در پاسخ به خبرنگاری در رابطه با این که فروش 32 تن آب سنگین از چه طریقی و با چه ارزی صورت گرفته است گفت: مسئولیت مذاکره در این رابطه با سازمان انرژی اتمی است و آنها می توانند جزئیات این موضوع را بیان کنند. جمهوری اسلامی ایران تصمیم گرفته حداقل 70 تن از 200 تن آب سنگین خود را در بازار بینالمللی به فروش برساند و در برجام هم این حق به رسمیت شناخته شده است. گفت و گوهای اولیه با آمریکا انجام و فروش آن به توافق رسیده است.
وی ادامه داد: آنچه مهم است این که با فروش آب سنگین ایران در بازار بینالمللی معاملات هستهای جهانی به عنوان یک کشور هستهای به رسمیت شناخته میشود. منطق اقتصادی و راهبردی ما ناظر به تثبیت حقوق مشروط و قانونی ایران در فروش آب سنگین است.
ورود ارتش به سوریه با توجه به مناسبات دو طرف تصمیمگیری شده است
وی در رابطه با حضور ارتش ایران در سوریه خاطر نشان کرد: از ابتدای بحران سوریه با درخواست دولت سوریه خدمات مستشاری از سوی ایران ارائه شده است. و در رابطه با ورود ارتش با توجه به مناسبات دو طرف تصمیمگیری شده است. اما تغییری در تصمیم ایران در رابطه با همکاری با دولت سوریه اتفاقی نیفتاده و تصمیم اخیر هم بنا به خواست دولت سوریه انجام شده است. ایران در زمانهای مختلف و بر حسب نیاز خدمات مستشاری به دولت سوریه ارائه کرده است و تصمیم اخیر خارج از این چارچوب نیست.
تصمیمگیری درباره درخواست تاسیس دفتر اتحادیه اروپا در ایران، بر اساس روند و روابط و مراجع تصمیمگیر است
وی در پاسخ به خبرنگاری که از وی پرسید گفته میشود درخواست تشکیل دفتر اتحادیهی اروپا در ایران از سوی تهران رد شده است گفت: این درخواست را اتحادیه اروپا دارد اما تصمیمگیری دربارهی آن بر اساس روند روابط و مراجع تصمیمگیر است و جزییات آن در زمان خود اطلاع رسانی میشود.
ایران در اجلاس گفتوگوی تمدنها در باکو شرکت میکند
وی همچنین اعلام کرد که ایران در اجلاس گفت و گوی تمدنها در باکو شرکت میکند و سلطانیفر معاون رئیس جمهور در راس هیات ایرانی قرارمیگیرند.
اس 300 در حال طی مراحل خود بر اساس زمان بندیهای جدیدی است
جابری انصاری در رابطه با قرارداد اس 300 اظهار کرد: بین ایران و روسیه توافقاتی در این زمینه وجود دارد که در حال طی مراحل خود بر اساس زمان بندیهای جدیدی است که به دست آمده که امیدواریم این روند با موفقیت انجام شود.
سخنگوی دستگاه دیپلماسی در پاسخ به خبرگاری مبنی بر این که امکان دریافت ویزای حج برای زائران ایرانی در کشور ثالث وجود دارد، گفت: این مساله منوط به نوع اقدامات و عملکرد دولت میزبان است. اگر دولت میزبان وظایف طبیعی خود را بر اساس رویههای سابق محقق کند زمینه اجرای امر واجب اسلامی فراهم میشود در غیر این صورت مساله عدم انجام حج حجاج ایرانی بر عهده دولت میزبان خواهد بود.
وی تاکید کرد: ما هیچ امر ویژهای را درخواست نکردهایم آنچه گفتهایم این است که رویههای سابق و تامین امنیت و فراهم کردن شرایط آبرومند برای حجاج ایرانی فراهم شود .
این روزنامه اشاره کرده است که این وکیل به دلیل دفاع از "دومینیک استراوس" صندوق بین المللی پول در جریان اتهامات جنسی مطرح شده علیه او شناخته شده است".
این روزنامه با اشاره به این که رضا ضراب اخیرا بر سر اتهامات وارد شده درباره تقلب مالی و نقض تحریم های ایران در میامی بازداشت شده است می نویسد:"برفمن" تایدی کرده که دفاع از پرونده ضراب را برعهده خواهد گرفت. دادگاه به نظر می رسد در نیویورک در ماه سپتامبر برگزار شود. انتقال ضراب از میامی به نیویورک در روزهای گذشته صورت گرفت.
وکیل ضراب کیست؟
"برفمن" شرکتی حقوقی به نام خود دارد. او یکی از شناخته شده ترین وکلا در ایالات متحده است و وکالت موکلان معروفی چون مایکل جکسون خواننده امریکایی و استراوس کان رییس پیبشین صندوق بین المللی پول را برعهده داشته است.
رضا ضراب در ایالات متحده به اتهام نقش داشتن در صدها میلیون دلار معاملات مالی غیر قانونی برای ایران و نقض تحریم ها بازداشت شد. او به اتهام نقش داشتن در پرونده فساد مالی دسامبر سال 2013 میلادی و همکاری با چهار وزیر سابق دولت عدالت و توسعه در ترکیه شناخته شده است.
این وکیل امریکایی یهودی است و پسر یکی از بازماندگان هولوکاست بوده است. او تحصیلات خود را در رشته های هنر و انسان شناسی و حقوق در محله یهودی نشین بروکلین و هم چنین در اوهایو ادامه داده بود. او 68 ساله است و وکالت چهره های مهم سیاسی و اعضای متهم به حضور در باندهای مافیایی را برعهده داشته است.

از سوی دیگر، بعد از ماهها یا شاید سالها یکی از افرادی که نامش در جریان دادگاه فساد نفتی بارها به میان آمد، روز گذشته از روشهای دورزدن تحریم در زمان خود گفت و از آن دفاع کرد. محمود بهمنی رئیس وقت بانک مرکزی یکی از مسئولانی است که مصوبه تأیید زنجانی را امضا کرده است.
بهمنی در گفتوگو با تسنیم با اشاره به آن دوران گفته است: «نمیشود همهچیز را به مردم گفت. در دوران تحریم همهچیز محرمانه و سری است. ما اگر بگوییم چگونه اقدام کردیم همه آنها هم گرفتار میشوند. در آن مسائلی که محرمانه بود، توانستیم خودمان را در بحرانها حفظ کنیم؛ اینکه چه میزان توانستیم طلا بیاوریم و ذخایرمان را حفظ کنیم به این برمیگردد که شما چقدر با مسائل و بحرانهای اقتصادی برخورد کرده و تجربه داشته باشید».
مشخص نیست بهمنی از چه محرمانههایی سخن میگوید، اما آنچه تا به امروز از دورزدن تحریم و واردات طلا و... مشخص شده تنها به پرونده فساد نفتی و بابک زنجانی گره میخورد.
در دومین جلسه دادگاه فساد نفتی، نماینده دادستان در قرائت کیفرخواست متهم فساد نفتی گفت: «پس از آنکه زنجانی به «س.ج.س» متصل میشود، این فرد موضوع را با وزیر نفت وقت در میان میگذارد و او بابک را تأیید میکند. مصوبه هفتم تیر ٩١ با امضای حسینی، وزیر اقتصاد، غضنفری، وزیر صنعت، معدن و تجارت، رستم قاسمی، وزیر نفت و محمود بهمنی، رئیس کل بانک مرکزی در دولت دهم و واریز ١٤,٥درصد منابع ارزی حاصل از فروش نفت به حساب بانک «FIIB» سکوی پرتاب زنجانی شد».
همچنین در جلسه پانزدهم دادگاه، رسول کوهپایهزاده، وکیل زنجانی میگوید: «آنچه به عنوان استفاده از رانت و دستهای پشت پرده از آن یاد میشود، مربوط به مصوبهای با امضای سه وزیر و رئیس وقت بانک مرکزی است».
شاید به همین دلیل است که بهمنی از دورزدن تحریمها در زمان خود دفاع میکند و حتی به آن میبالد و در بخشهایی از گفتوگوی خود از مسئولان دولت یازدهم گله میکند. او گفته است ما ریسک کردیم و در شرایطی مانند شرایط تحریم چارهای غیر از ریسک نداریم. چند روز پیش بعیدینژاد، عضو تیم مذاکرهکننده هستهای، در یادداشتی که در کانال تلگرامی خود منتشر کرده، نوشت: «در زمان تحریمها تمامی ارتباطات بانکی ایران با بانکهای اروپا و آسیا بهتدریج یکی پس از دیگری قطع شدند و فقط چند بانک خیلی محدود که چون هیچگونه مراوده خارجی نداشتند، حاضر بودند هرگونه ریسکی را در کار با ایران بپذیرند. این بانکها که واقعا بانکهایی بودند که بهاصطلاح همکاران بانکی، بانکهای زیرپلهای محسوب میشدند، در اثر کار با ایران البته به ثروتهای میلیاردی رسیدند، ولی خب اثر آن ایجاد فساد اداری در ایران هم بود که ازجمله به ظهور میلیاردرهای جوان انجامید».
یکی از مهمترین این فسادها، پرونده بابک زنجانی در ایران و شریکش، رضا ضراب، در ترکیه بود که به بهانه دورزدن تحریمها و فروش نفت ایران، میلیاردها دلار به وزارت نفت بدهکار است و سیستم قضائی بعد از چندین ماه کشوقوس قضائی برای او حکم اعدام صادر کرده است. اگرچه هنوز از بازگرداندن پول کشور به بیتالمال خبری نیست.
خواهر زنجانی: برادرم تحریمها را دور زد
بابک زنجانی که به میلیاردر نفتی شهره بود و در این مدت بهترین دفاع را در حمله دید و ضمن معرفی خود به عنوان قهرمان زمان تحریمها، اتهاماتی را متوجه برخی مقامات دولت یازدهم کرد. ظاهرا تاکتیک زنجانی در قهرمانسازی از خود را اعضای خانوادهاش هم در دستور کار قرار دادهاند. نوبهار زنجانی یکی از سه خواهر اوست. در روزهای برگزاری دادگاه، نوبهار و یکی دیگر از خواهرانش در شعبه ١٥ دادگاه انقلاب حاضر میشدند. ظاهرا خواهر دیگر زنجانی (بهارک) که چند بار هم در جریان دادگاه نامش به میان آمد، خارج از ایران به سر میبرد.
خبرنگاران حاضر در دادگاه تلاش میکردند به هر طریقی شده با خواهران متهم ردیفاول پرونده فساد نفتی به گفتوگو بپردازند، اما به هر میزان که تلاش میشد به همان مقدار خواهران بابک از گفتوگو و حتی برقراری کوچکترین دیالوگی ابا داشتند. در آن روزها زن دیگری هم در کنار خواهران زنجانی حضور داشت که در سالن محل برگزاری دادگاه حاضر نمیشد، اما به ظاهر آنان را مشایعت میکرد و شاید مأموریت داشت تا آنان با کسی به گفتوگو نپردازند، اما اکنون و پس از صدور حکم اعدام برای زنجانی، نوبهار زبان به سخن گشوده است.
«ایسنا» متنی را منتشر کرده و در آغاز آن نوشته است این گفتوگو در اختیار این خبرگزاری قرار گرفته است. نوبهار در رابطه با روزهای پیش از بازداشت برادرش میگوید: «بابک خیلی اهل توضیحدادن نبود و مسائل کاری خود را اصلا بازگو نمیکرد. کلاً آدم توداری بود و اصلا اهل اینکه دوستان و همکارهایش را ببینیم نبود. به خاطر همین سر از کارهایش درنمیآوردیم و ما هم دخالت نمیکردیم. تا زمانی که نامش در فهرست تحریمها قرار گرفت و از تلویزیون اسمش را شنیدیم، نمیدانستیم مشغول دورزدن تحریمهاست؛ چون به کارهایش مسلط بود و به او اعتماد داشتیم، ولی خودمان از طریق صحبتهای دوستان و آشنایان خیلی نگران بودیم».
او در پایان به کلیدواژه اینروزهای حامیان زنجانی اشاره کرده و گفت: «از همه مردم میخواهیم کمکمان کنند؛ زیرا حق بابک اعدام نیست. بابک در زمان تحریمها خیلی زحمت کشید و میلیاردها پول وارد ایران کرد حالا چگونه میگویند قصد ضربهزدن به نظام را داشته است. تمام دشمنان ایران در خارج برای او پروندهسازی کردند زیرا مهره کلیدی در دورزدن تحریمها بود. علاوهبراین، انعکاس این حکم قطعا روی اموال خارجی بابک تأثیرگذار است و نمیدانم تکلیف آنها چه میشود. نمیدانم باید چه کرد. این اموال نه از بدهی کم میشود و نه دست ما به آنها میرسد».
اخبار ضدونقیض از یک وکالت بلاعزل
روز جمعه خبری به نقل از وکیل زنجانی منتشر شد مبنیبر اینکه او در جلسهای در محل دادستانی و با حضور مسئولان وزارت نفت اموال خارجی خود را معرفی کرده و به مسئولان وزارت نفت وکالت بلاعزل داده تا آنها را بهجای مطالبات خود بازپس بگیرند؛ خبری که البته با توضیحات مسئول وصول مطالبات وزارت نفت و در پی آن توضیحات مجدد وکیل زنجانی همراه شد. سیدعلیاصغر هندی درباره دراختیارقراردادن وکالت بلاعزل به وزارت نفت برای بازپسگیری اموال خارج از کشور این متهم نفتی گفت: «وکالتنامه تنها مربوط به یکی از اموالی است که پیش از این از سوی دادستانی در اختیار وزارت نفت قرار داده شده است».
او در گفتوگو با «ایلنا» افزود: «به وزارت نفت مأموریت داده شده است تا این مورد را پیگیری و آن را به بیتالمال برگرداند». هندی با اشاره به اینکه وزارت نفت برای تسویه بدهی متهم نفتی همکاری لازم را با او داشته، درخصوص اینکه آیا بابک زنجانی غیر از اموالی که اعلام شده اموال دیگری هم دارد، تصریح کرده بود: «اموالی که قبل از حکم اعلام شده، تغییری نکرده است، مگر آنکه درباره برخی از اموال چیزی نگفته یا مورد شناسایی دادستانی و شرکت ملی نفت ایران قرار نگرفته باشد». او در اینباره که چقدر به پرداخت بدهی از سوی این متهم نفتی امیدوار هستید، افزوده بود: «بستگی به آنها دارد؛ وزارت نفت هرگونه همکاری با آنها را جهت پرداخت بدهیشان انجام داده است». مسئول کمیته مطالبات وزارت نفت با اشاره به اینکه در روزهای پایانی سال گذشته آگهی مزایده برخی اموال بابک زنجانی از جمله هواپیمایی، هتلها، مجتمعهای مسکونی و مجتمعهای تجاری داده شده و در دست اقدام است، یادآور شده بود: «آگهی مزایده باقیمانده اموال بابک زنجانی نیز بهزودی منتشر میشود».
اما این پایان کار نبود، رسول کوهپایهزاده در واکنش به سخنان مسئول کمیته وصول مطالبات وزارت نفت مبنیبر اینکه ارائه فهرست اموال خارجی زنجانی بههمراه وکالت بلاعزل به شرکت نفت صحت ندارد، گفت: «دفترخانه شماره ۵۱۸ با هماهنگی وارد زندان شد و موکلم وکالت اموال داخل ترکیه را به شرکت نفت داد».
وکیل زنجانی در گفتوگو با «تسنیم» در پاسخ به این سؤال که اصغر هندی، مشاور وزیر نفت و مسئول کمیته وصول مطالبات این وزارتخانه، ارائه فهرست اموال خارجی زنجانی به شرکت نفت بههمراه وکالت بلاعزل برای پیگیری این اموال را تکذیب کرده است، گفت: «١٦ فروردین امسال جلسهای با حضور مسئولان دادستانی و شرکت نفت از جمله آقای هندی برگزار شد که موکل در آن جلسه راهکارهایی را برای استیفای اموال خارج از کشور خود ارائه میکند». کوهپایهزاده توضیح داد: «اینکه موکلم بابت بخشی از اموال یا کل آن وکالت رسمی داده یا خیر، بحث دیگری است و آنچه اهمیت دارد این است که اگر موضوع برای مسئولان شرکت نفت مهم نبود، چنین وکالتی اخذ نمیکردند. ضمن اینکه زنجانی در شرایط فعلی که در زندان بهسر میبرد، بیشتر از این نمیتواند انجام دهد و این هم تلاش موکلم در راستای تخفیف آثار جرم و جبران بخشی از خسارات وارده است و چنین اتفاقی قابلانکار نیست».
به گزارش جماران، پس از اعلام رسمی دلیل بازداشت ضراب در آمریکا وکیل بابک زنجانی، به بهره برداری از این مساله پرداخت و مدعی شد که این اعلام جرم علیه رضا ضراب خود دلیلی محکم برای تبرئه متهم میلیادری است.
هر چند بابک زنجانی در تمامی دفاعیات خود هیچگاه از ضراب و خط واصل بین خود و ضراب نام نبرده، اما این اظهارات وکیل زنجانی پیام های مهمی را در برداشت و مهمترین آن ها تایید ارتباط بین دو فرد مساله دار زنجانی و ضراب از سوی نزدیکان زنجانی است.
در همان زمان هایی که بحث بابک زنجانی و اتهامام های مالی وی در رسانه ها باز شد، چند قضیه به موازات یکدیگر مطرح گشت. 1- بابک زنجانی باید همکار هایی بین مقامات عالی اجرایی و نظارتی کشور داشته باشد تا آنجا که برخی گمانه زنی ها مبنی بر این بود که بابک زنجانی پیاده نظام این تخلف میلیادری است و قطعا دانه های درشت تری در پس این پرونده ده هزار میلیارد تومانی وجود دارند. 2- افرادی از بدنه شبکه بانکی و صرافیها بابک زنجانی را در این راه کمک کرده اند. 3- در خارج از کشور از جمله کشورهایی مثل ترکیه، تاجیکستان و مالزی فرد یا افرادی با مجموعه کاری زنجانی، تحت عناوین مختلف از جمله شرکت سورینت همکاری داشته اند.
یکی از دلایلی که بابک زنجانی از همداستانهای خود در پرونده تخلف بزرگ نفتی، سخنی به میان نمیآورد، احتمال افشای جزئیات بیشتر و آشکار شدن ردپاهای دانه درشت ها در سه دسته فوق بود. از همین رو با ظرافت و تبحر خاصی در تمام طول مدت دادگاه از ارتباط خود با ترکیه و محورهای ارتباطی اش سخن به میان نیاورد.
اکنون وکیل بابک زنجانی به صراحت در اشتباهی استراتژیک از ارتباط بین زنجانی و ضراب سخن به میان آورده است و باوجود اینکه تیم «زنجانی» سعی می کرد ارتباط مستقیمی بین این دو مطرح نشود چرا که در خصوص این ارتباط نام برخی افراد دیگر نیز مطرح است.
اقرار به ارتباط بابک زنجانی و رضا ضراب این حق را برای ایران ایجاد می کند تا دستگاه قضایی جمهوری اسلامی، درخواست استرداد مجرمین دستگیر شده در آمریکا و آغاز محاکمه علنی آنها را از دولت آمریکا انجام دهد. چرا که بابک زنجانی و برخی نزدیکان وی هم اکنون به دلیل تخلفات گسترده مالی در حال محاکمه هستند و سه نفر از متهمان پرونده مذکور به اعدام محکوم شده اند.
علاوه بر لزوم توجه بیشتر دستگاه های مربوطه در خصوص ابعاد پرونده فساد بزرگ پولهای نفت، توجه به ایادی باند مذکور که در همان زمان در سایت های خبری منتشر شد نیز باید حساسیت داشته باشند، مخصوصا دو بانک پارسیان و سرمایه که بارها از آنها به عنوان پل ارتباطی بابک زنجانی نام برده شده است.
به گزارش انتخاب، امیرعباس سلطانی با بیان این مطلب افزود: تا جایی که مشخص است، بابک زنجانی و رضا ضراب هیچگاه از هم جدا نبودند؛ بلکه همدست و شریک هم بودهاند.
سلطانی در ادامه با اشاره به تلاشهایی که برای بازگرداندن اموال بابک زنجانی شده، گفت: مقدار زیادی از پولها و دارایی که از بابک زنجانی باید گرفته شود در دست رضا ضراب است. از اینرو وجود رضا ضراب در حل این مسأله مهم است. شاید از این جهت که بسیاری در پشت پرده منتفع هستند، اقداماتی شده که دست ما به رضا ضراب نرسد. این موضوع پرونده را پیچیدهتر کرده است.
وی با اشاره به اینکه رضا ضراب فردی کلیدی در جریان پرونده بابک زنجانی است، گفت: داراییهای زنجانی حدود ٥میلیارد دلار تخمین زده شده است که بخش بسیار کوچکی از آن در داخل کشور است. بخش دیگر در جاهایی است که شاید رضا ضراب از آن خبر داشته باشد. برای همین تا وقتی دسترسی به رضا ضراب وجود نداشته باشد با مشکل مواجه خواهیم شد.
سلطانی اضافه کرد: داراییهای کشف شده از بابک زنجانی بسیار پایینتر از رقم بدهیهای وی است. درواقع زنجانی شرکای نامعلومی دارد که پولهای اصلی نزد آنان است؛ یکی از این افراد همین رضا ضراب است.
وی گفت: براساس شواهد و قرائن هم بابک زنجانی تاکنون هیچ همکاری موثر و مفیدی برای حل شدن این موضوع انجام نداده است.
سلطانی تاکید کرد که اسناد مختلفی از همکاری و رابطه بین رضا ضراب و زنجانی وجود دارد و گفت: براساس اسنادی که وجود دارد این دو همکاری زیادی با هم داشتهاند. به نظرم بخش عمدهای از گره پرونده بابک زنجانی به دست او باز خواهد شد. طبق اسناد موجود بسیاری از پولهایی که باید پیگیری شود در اختیار رضا ضراب است؛ درواقع عمده پولهای بابک زنجانی در دست رضا ضراب است. بنابراین باید از هر فرصتی برای بازگرداندن او استفاده شود.
به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان به نقل از بلومبرگ؛ پس از آنکه "رضا ضراب،" بازرگان ایرانی ساکن ترکیه، به اتهام دست داشتن در تراکنش صدها میلیون دلاری برای ایران، از سوی پلیس آمریکا بازداشت شد، برای حضور در دادگاه به نیویورک منتقل شد.
ضراب (19 مارس) 29 اسفند در شهر میامی، واقع در ایالت فلوریدا بازداشت شد. هنوز تاریخ جلسه استماع وی در دادگاه نیویورک تعیین نشده است. ضراب در سال ۲۰۱۳ (1391) هم برای دو ماه در ترکیه بهعنوان بخشی از یک تحقیقات فساد بازداشت؛ اما بدون اتهام آزاد شد. همزمان "رجب طیب اردوغان،" رئیسجمهور ترکیه، با اشاره به دستگیری رضا ضراب، تاکید کرد که این موضوع ارتباط خاصی با ترکیه ندارد.
ضراب تمام اتهامات علیه خود را بیاساس دانست و تاکید کرد فعالیتهای وی کاملا قانونی بوده است.
به گزارش «انتخاب» به نقل از المانیتور، بازداشت ضراب در 19 مارس در مرکز مشترکات روابط ترکیه-ایران-آمریکا قرار دارد – که حاوی پیامدهای بالقوه ای برای هریک از طرف های آن می باشد. در حالیکه همه توجهات به سوی ناگواری این خبر برای اردوغان و رهبران حزب عدالت و توسعه می باشد، آنچه در عمل رخ داده خبر بسیار خوبی است که می تواند برای روحانی داشته باشد.
تحریم ها علیه ایران باعث افزایش به کارگیری افرادی قراردادی برای دور زدن تحریم ها شد. این شبکه پنهانی که زیر نظر دولت سابق ایران تشکیل شده بود، با خود فساد و بی قانونی را نیز به همراه آورد. بنا به نامه ای از ضراب که در کیفرخواست علیه او آمده، این شبکه " به طور هوشمندانه ای تحریم ها را خنثی می کرد و حتی آن ها را به فرصت هایی برای روش های ویژه تبدیل می ساخت".
روحانی از زمان قرار گرفتن در پست ریاست جمهوری به طور قاعده مندی تلاش کرد تا بقایای فساد مالی دوران احمدی نژاد و همراهانش را برچیند. در عمل هم در طول دو سال گذشته، زنجانی به اتهام اختلاس پول نفت به اعدام محکوم شده، مه آفرید خسروی به جرم کلاهبرداری علیه نظام بانکی اعدام، و اولین معاون رئیس جمهور احمدی نژاد، محمدرضا رحیمی، دوران پنج ساله محکومیتش را می گذراند. هرچند بازداشت ضراب توسط آمریکا صورت گرفته، می تواند به عنوان بخشی از این روند بررسی شود.
آن طور که در گزارش ها آمده، ضراب متهم شده در مرکز طرح مبادله نفت با طلای ایران و ترکیه برای دور زدن تحریم ها قرار داشته و نقل و انتقالات مالی با بانک های آمریکایی برای پوشش فعالیت های شرکت های وابسته به دولت ایران اقدام کرده است. شاید بازداشت او چندان در تیتر رسانه های ایران قرار نگرفته باشد، اما مقامات ایران آن را به دقت دنبال می کنند.
در واقع این مقامات در زمان رسیدگی به اتهامات زنجانی اعلام کرده بودند که او از روابطش در ترکیه پرده برداشته و آن ها به ایران فراخوانده شده بودند. از این نکته نیز نباید گذشت که اولین واکنش از سوی ایرانی ها به بازداشت ضراب از سوی وکیل زنجانی بود که گفته بود زنجانی و شرکایش در زمینه پولشویی بین المللی فعالیت می کردند، و این حقیقت که ضراب به جرم دور زدن تحریم ها بازداشت شده، گواهی بر مدعای موکلش مبنی بر خدمت به کشور است. با این حال ضراب در گذشته ارتباطش با زنجانی را انکار کرده و در اوایل 2015 حتی گفته بود به مقامات مربوطه درباره او هشدار داده بوده است. به هر صورت، بازداشت زنجانی بدون شک می تواند بر سیاست داخلی ایران تاثیر گذارد.
به اجرا رساندن برجام و پیروزی متعاقب متحدان او در 26 فوریه در دو مجلس شورا و خبرگان نشانه هایی از آن عمیق تر شدن گسست میان رئیس جمهور ایران و رقیبان تندرویش دارد. یکی از حوزه های به شدت مورد بحث اقتصاد است، به ویژه آنکه تاثیر برداشته شدن تحریم ها هنوز احساس نشده.
پرسش کلیدی آن است که آیا ایران می تواند اقتصاد خود را به دوران پیشا تحریم بازگرداند؟ آیا شبکه های پنهانی فساد و متعلق به دوران احمدی نژاد باقی می مانند، یا آنکه اقداماتی در جهت یکپارچگی روشن با اقتصاد جهانی صورت خواهد گرفت؟ بازداشت ضراب می تواند قدمی برای این هدف باشد، زیرا قدرت روحانی در مبارزه با فساد را تقویت می کند.
والتر پوش، متخصص صاحبنام حوزه ایران و ساکن اتریش، در مصاحبه با المانیتور گفت که "بازداشت ضراب نشان می دهد بدترین مجرمان هم نمی توانند برای همیشه پنهان شوند".
نباید از نظر دور داشت که ضراب برای ترکیه ای ها هم موضوع بسیار حساسی است، زیرا در سال 2013 به اتهام رشوه به چندین وزیر دولت اردوغان که بعدتر استعفا دادند بازداشت شده بود. این اتهامات پس از درگیری میان اردوغان و شبکه حامیان روحانی مقیم آمریکا، فتح الله گولن، درون بخش قضایی و پلیس، برداشته شد. جای تعجب ندارد که مخالفین دولت ترکیه بازداشت ضراب را ستایش کرده اند که توجه عمومی بسیاری را به خود جلب کرده است؛ دادستان آمریکایی مسئول این پرونده شاهد افزایش دنبال کنندگان توئیترش از چندهزار به چندصدهزار بوده است.
اولین واکنش مقامات ترکیه به بازداشت ضراب از سوی سخنگوی حزب عدالت و توسعه، عمر سیلیک، بود که آن را "رفتاری کثیف" با اردوغان خواند. روزنامه های وابسته به دولت در لحنشان از آن هم تندتر بودند و آن را "رفتار دشمنانه استراتژیک" نامیدند. با توجه به ملاقات هفته اخیر اردوغان از آمریکا، این روزنامه ها حتی کاخ سفید را به "تلاش برای کودتا" متهم ساختند. اردوغان پیش از سفرش گفت: « این موضوعی نیست که ترکیه را نگران خود کند. اینکه پولشویی باشد یا نباشد، من فکر نمی کنم کار درستی کرده باشم اگر قبل از اینکه دلایل پشت آن را بفهمم اظهار نظری کنم، اما سلطان پولشویی [گولن] در پنسیلوانیا زندگی می کند».
به گزارش سرویس بین الملل «انتخاب»، کارابیر آکویونل، متخصص حوزه ایران و استادیار دانشگاه گراز در اتریش به المانیتور گفت که شاید بازداشت ضراب سیگنال تازه ای از دوره جدید روابط آمریکا و ترکیه باشد، زیرا " دور از ذهن نیست که ایالات متحده بخواهد از این پرونده برای همراه ساختن اردوغان با خود در مسائل سیاست خارجی گسترده ای استفاده کند". با این همه، همه متخصصان نظر یکسانی ندارند. پوش به المانیتور گفت که نشانه ای از تمایل سیاسی غرب برای استفاده از این اتهامات علیه رئیس جمهور ترکیه برای فشار بر او یا حزب حاکمش نمی بیند. در همین حال، تولگا تانیس، خبرنگار مستقر در واشنگتن حریت دیلی که پرونده ضراب را از نزدیک دنبال می کند، به المانیتور گفت که فکر نمی کند اردوغان علاقه ای به همکاری با آمریکا بر سر این موضوع داشته باشد و احتمالا ترجیح خواهد داد تلاش کند تا تاثیر آن را بر سیاست داخلی ترکیه به حداقل برساند.
با نگاه به ابعاد رابطه آمریکا با ایران، بازداشت ضراب می تواند به افزایش همکاری ها منجر شود. یک روزنامه نگار ایرانی در گفتگو با المانیتور این بازداشت را بیشتر مسئله ای میان ترکیه و آمریکا عنوان کرد. در همین راستا، درخواست قضایی وزیر نفت بر ادعای تصاحب فرودگاه زنجانی در ترکیه و ادعای آمریکا برای بلوکه ساختن اموال ضراب می تواند روابط ایران و ترکیه را از این هم پیچیده تر سازد.
در فاصله چند روز تا برگزاری دادگاه ضراب در 4 آوریل، هنوز باید صبر کرد و دید پیگرد قضایی این پرونده همکاری های بیشتری میان ترکیه، آمریکا و ایران را به همراه خواهد داشت یا نه. در حال حاضر اما به نظر می رسد این پرونده بتواند روحانی را تقویت کرده و از آن سو به قدرت بی رقیب اردوغان در خانه اش چندان آسیبی وارد نکند – هرچند ممکن است عواقبی در روابط آمریکا و ترکیه به همراه داشته باشد.
کربی گفت: می دانیم که شماری از اتباع آمریکا در این حمله زخمی شده اند اما آمار دقیق آنها را در حال حاضر در اختیار نداریم. در حال حاضر نمی دانیم که آیا آمریکایی در این حملات کشته شده است یا نه. جان کری وزیر خارجه تماس تلفنی کوتاهی با همتای بلژیکی خود داشت و یک پیشنهاد کلی برای همکاری را مطرح کرد و من از جزئیات آن خبری ندارم.
کربی درباره حکم دادگاه محاکمه نادیا ساوچنکو خلبان زن اوکراینی در روسیه که متهم به قتل دو روزنامه نگار شده است، گفت: محکومیت نادیا ساوچنکو به بیست و دو سال زندان نشان دهنده بی اعتنایی آشکار به اصول عدالت و نقض اصول پیمان مینسک است. برای مدت دو سال روسیه به روشی غیرقانونی ساوچنکو را بازداشت کرد و اتهاماتی بی اساس را به وی وارد کرد و از ارائه هرگونه پوشش قانونی به وی خودداری کرد.
بر اساس گزارشها وی در هنگام بازداشت تحت بازجویی و حبس انفرادی و تحت فشار و محدودیت و فشارهای روانی قرار داشته است و زور مجبور به اعتراف شده است. ما از روسیه می خواهیم که وی و دیگر افرادی را که به روشی غیرقانونی بازداشت کرده است، به فوریت آزاد کند و بر این خواست خود پافشاری می کنیم.
جان کربی سخنگوی وزارت خارجه آمریکا در پاسخ به سوال خبرنگاری که پرسید: رضا ضراب، فعال اقتصادی که تابعیت دوگانه ترکیه و ایران دارد در فلوریدا دستگیر شد، آیا شما جزئیات بیشتری در این رابطه در اختیار دارید و یا اینکه با مقامات ترکیه درباره این فرد تماس هایی داشته اید، گفت: من گمان نکنم که جزئیاتی در رابطه با این گزارش ویژه داشته باشم.
وی در پاسخ به سوال خبرنگاری که پرسید: واکنش شما به سخنان دونالد ترامپ درباره مسلمانان و حملات اخیر در بروکسل چیست، آیا تصور نمی کنید که اظهارات وی سبب تضعیف راهبرد سیاسی خارجی شما می شود، گفت: من این اظهارات را ندیده ام. مطمئنا ما اظهار نظری درباره آنچه که در مبارزات انتخاباتی بیان می شود، نمی کنیم. اجازه بدهید آنها خودشان در این رابطه صحبت کنند. اقدامات داعش به مذهب مربوط نمی شود.این موضوع به یک ایدئولوژی خشن ، نفرت بار و منسوخ مربوط می شود که برای عده ای اندک در جهان و افراد تندرو و افراطی در دین اسلام جذاب به نظر می رسد. ما معتقد نیستیم که این موضوع نشانگر چهره واقعی دین اسلام و افرادی است که از این دین پیروی می کنند.
وی در پاسخ به سوال خبرنگاری که پرسید: مقاله ای در رویترز منتشر شده است که بر اساس آن جان کری وزیر خارجه یادداشتی را از طرف رئیس جمهور اوباما به عبادی نخست وزیر عراق درباره این موضوع که امکان شکسته شدن سد موصل وجود دارد،داده است،آیا این ارزیابی شما بوده است،گفت: ما همانند گذشته نگرانی های خود را درباره سد موصل به دولت عراق منتقل کرده ایم.در این حال دولت عراق هم نگرانی هایی درباره این موضوع دارد.معتقدیم که امنیت و ایمنی سد باید تامین شود.گام هایی باید در این زمینه برداشته شوند و آنها هم گام هایی برداشته اند.آنها یک شرکت سد سازی را برای بررسی ساختمان سد به محل اعزام کرده اند.
وی در پاسخ به سوال خبرنگاری که پرسید: آیا از این موضوع آگاهید که کره شمالی هفته گذشته یک موشک را از یک زیردریایی شلیک و آزمایش کرده است، گفت: ما این گزارش را دیده ایم اما نمی توانیم صحت آن را تایید کنیم.ما از این گزارشها آگاه هستیم و اوضاع را به دقت زیر نظر داریم.آزمایش های موشکی بالستیک همانطور که می دانید نقض صریح قطعنامه های چندگانه سازمان ملل است.ما بار دیگر از کره شمالی می خواهیم که از این اقدامات پرهیز کند و از ایجاد تنش در منطقه خودداری کند و به جای آن گام هایی محکم برای عمل به تعهداتش بردارد.
رسول کوهپایهزاده درباره بازداشت رضا ضراب که بر اساس کیفرخواست دادستانی آمریکا و به اتهام همکاری با ایران در دور زدن تحریمها صورت گرفته است اظهار کرد: بازداشت رضا ضراب شریک موکل به اتهام همکاری با ایران در دور زدن تحریمها، به خوبی بیانگر نقش موثر و کلیدی موکل در راستای خدمت به نظام است.
وکیل مدافع بابک زنجانی تصریح کرد: همانطور که قبلاً هم بارها گفتم، خدمات موکل از مصادیق پولشویی بین المللی است و این همان طنز تلخ و تناقض آشکار اتهام زنجانی یعنی علم به موثر بودن اقدامات در ضربه زدن به نظام است.
کوهپایهزاده ادامه داد: هیچوقت نباید دوستان و خدماتشان فراموش شود و نباید کاری کرد که به دست خودمان سبب خوشحالی دشمنان شویم. البته تردیدی نیست که ارائه خدمات و سابقه افراد مانع رسیدگی به اتهاماتشان نیست ولی هر اتهامی به موکل وارد باشد اخلال در نظام اقتصادی با قصد و علم ضربه زدن به نظام که منتج به افساد فی الارض باشد وارد نیست.
رضا ضراب از جمله افرادی است که نام او در پرونده رسیدگی به اتهامات بابک زنجانی بارها برده شده است؛ زنجانی در چهاردهمین جلسه محاکمه متهمان پرونده نفتی در پاسخ به سئوال قاضی صلواتی مبنی بر اینکه از طرف شما دستور پرداخت 445 میلیون یورویی به بانکهای پارسیان و سرمایه به شرکت صفیرآلتین متعلق به رضا ضراب داده میشود و ضراب 12 میلیون یورو کارمزد میگیرد، گفت: بانک مرکزی پولهایش در حسابهای بانک پارسیان و سرمایه بود و این بانکها میخواستند به هالک بانک ترکیه واریز کنند که یک کارمزد اینها و یک کارمزد نیز بانک ترکیه میگرفت. در اصل ضراب کارمزد نمیگرفت بلکه پول وقتی به حسابش ریخته میشد، به خاطر کارمزدهایی که قبلاً کسر شده بود، 12 میلیون کم بود. مگر 12 میلیون یورو کامزد میشود.
این در حالی است که ضراب پیشتر هر گونه ارتباط با بابک زنجانی را تکذیب کرده و گفته بود: «نمیدانم چطور این داستان درست شده که بابک زنجانی رئیس یا همکار یا شریک من است. این را ابتدا یکی از روزنامههای ترکیه با هدف خاص سیاسی مطرح کرد و بعد هم در ایران منعکس شد. زنجانی هیچوقت رئیس من نبوده. آقایان خودشان یک اشتباه مرتکب شدند و حالا هم نمیدانند باید چه بکنند».
از جمله اتهامات ضراب در پروندهای که برایش در ترکیه مفتوح و بابت آن به پنج سال حبس محکوم شد، قاچاق طلا بود؛ جالب اینکه بابک زنجانی نیز در جریان محاکمه خود از ماجرای خرید یک و نیم تن طلا از آفریقا و تلاش برای وارد کردن این محموله به کشور از طریق استانبول پرده برداشت اما نامی از ضراب نبرد.
بابک زنجانی متهم اصلی پرونده نفتی است که بنابر اعلام سخنگوی قوهقضائیه، از سوی شعبه 15 دادگاه انقلاب مفسد فیالارض شناخته شده و به اعدام محکوم شده است. زنجانی 2.6 میلیار یورو به شرکت ملی نفت ایران بدهکار است ضمن اینکه سازمان تامین اجتماعی و بانک مسکن نیز از دیکر شکات وی محسوب میشوند.
«م.ش» و «ح.ف.ه» متهمان ردیف دوم و سوم این پرونده هستند که آنها نیز مفسد فیالارض شناخته شده و به اعدام محکوم شدند.
براساس ادعانامه ای که در منهتن نیویورک تسلیم دادگاه شد رضا ضراب، ۳۳ ساله، کارمندش کاملیا جمشیدی و حسین نجفزاده، کارمند ارشد یک شعبه بانک ملت ایران، متهمان پرونده هستند.
ضراب روز شنبه در میامی بازداشت شد و روز دوشنبه در دادگاهی فدرال حاضر شد و به دستور قاضی دستگیر شد.
دو متهم دیگر پرونده در آمریکا نیستند.
آنها متهم هستند که به نمایندگی از طرف دولت و شرکت های ایرانی کار می کردند.
ضراب در سال ۲۰۱۳ هم برای دو ماه در ترکیه به عنوان بخشی از یک تحقیقات فساد بازداشت شد اما بدون اتهام آزاد شد.
بنابه این گزارش او که شهروندی دوگانه ایران و ترکیه را دارد صاحب و مدیر شبکه ای از شرکت ها در ترکیه و امارات متحده عربی، از جمله رویال هولدینگ ای.اس. بود که جمشیدی برای آن کار می کرد.
براساس ادعانامه دادستانی، ضراب، جمشیدی و نجف زاده با پنهان کردن معاملاتی که سود آن به دولت ایران و نهادهای ایرانی می رسید، برای دور زدن تحریم ها تلاش کرده اند.
به گفته دادستان ها این سه نفر به افراد و نهادهایی در ایران از جمله بانک ملت کمک کردند با انجام معاملات از طریق شرکت های ترکی و اماراتی از تحریم های آمریکا پرهیز کنند.
رضا ضراب، کاملیا جمشیدی، ۲۹ ساله، و حسین نجف زاده ۶۵ ساله به توطئه برای کلاهبرداری از دولت آمریکا، نقض قانون اختیارات اقتصادی اضطراری بین المللی، توطئه برای کلاهبرداری بانکی، و توطئه برای ارتکاب پولشویی متهم هستند.
دیهگو رودریگز، رئیس دفتر افبیآی در نیویورک، گفت که این جرایم در فاصله سال های ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۵ انجام شده است.

نعمت احمدی در روزنامه وقایع اتفاقیه نوشته است: حکم اعدام برای بابک زنجانی، حکمی است که از نظر کیفرخواست و مواد استنادی آن به طور صحیح صادر شده است. باتوجه به اینکه عملکرد آقای زنجانی به صورت باندی و جمعی صورت گرفته است، از همان ابتدا پیشبینی میشد که حکم صادره، اعدام باشد اما پرسش این است، صدور این حکم به نفع کیست و آیا با حذف فیزیکی بابک زنجانی منافع شرکت ملی و وزارت نفت حفظ خواهد شد؟
پروندهای که از ابتدای دستگیری بابک زنجانی، بنده با این شیوه برخورد با وی و بازداشت و قطع ارتباط او با کسانی که پول حاصل از فروش نفت را در تصرف داشتند و در خارج از مرزها به سر میبرند، مخالف بودم و در نوشتهها و هشدارها پیدرپی، به این شیوه رسیدگی به افراد از قماش آقای زنجانی که درواقع امین بیتالمال هستند، مخالفت کردهام. حتی پرونده معروف به سه هزار میلیاردی و اعدام مهآفرید امیرخسروی، باری از آن پرونده معروف چندان کم نکرد و اجرای حکم در بخش مالی را دچار پیچوخم اداری نمود.
موضوع بابک زنجانی با دیگر متهمان کاملاً متفاوت است. در شرایط خاص به هر علت مسئولان وقت بدون بررسی سوابق فردی مانند او اعتماد کردند و او تنها حلقه وصلی بود که ادعا میکرد میتواند در ایام تحریم، محمولههای نفتی را از ایران تحویل گرفته و پول آن را با توجه به تحریم سیستم بانکی و دیگر تحریمها به کشور وارد کند. وقتی که مابهازای نفت دریافتی را به کشور وارد نکرد، حذف او از توقیف و بازداشت و سپس اعدام، سرنوشت پولها را مشخص نمیکند.
نگاهی گذرا به چندین جلسه محاکمه آقای زنجانی و آنچه از مسائل اتفاقی در دادگاه به مطبوعات درز پیدا کرد، نشانگر آن بود که به وی نمیتوان فقط به عنوان متهم نفتی نگاه کرد، وقتی که در دادگاه گفت: زمانی که به من اعتماد داشتید دلارها را در اختیارم میگذاشتید تا برایتان تبدیل کنم، یا زمانی که از خرید طلا یاد کرد، این بخش و رسیدگی به این بخش پرونده به کجا رسیده است؟
به باور من پرونده بابک زنجانی فقط درباره ادعای وزارت نفت، فقط بخشی از اتهامات وی در قیاس با دیگر اعمال مجرمانه اوست. آیا بابک زنجانی در نقل و انتقال ارز آنگونه که در دادگاه اعلام کرده دخالت داشته است؟ در پرونده فساد بانکی که در «هالکبانک» استانبول اتفاق افتاد و پای چند نفر از مسئولان رده بالای دولت ترکیه به این پرونده باز شد و قضیه رضا ضراب که خود را کارگزار آقای زنجانی نامید به کجا رسید؟
دیگر بخش اعمال آقای زنجانی، یعنی مداخله وی در وضعیت ارز و طلا به کجا انجامیده است؟ مهمتر از آن سرشاخههایی که در داخل کشور بستری فراهم آوردند تا بابک زنجانی در این فضای مهآلود نشو و نما کند و به غول فساد قرن تبدیل شود، چه کسانی هستند؟ اینها مسائل و سؤالاتی است که در کنار این حکم باید قابل توجه و بررسی قرار گیرد.
روز دوم آذر، بابک زنجانی در چهاردهمین جلسه دادگاه، درباره دو موضوع سخنانی بر زبان آورد که نیازمند آن است تا برای روشنشدن زوایای مختلف این رخدادها، مقداری به گذشته بازگردیم. نکته اول، قاچاق ١,٥ تن طلا از کشور غنا به مقصد دوبی بود که در فرودگاه آتاتورک استانبول توقیف موقت شد و ماجرای دوم پورسانتهایی بود که رضا ضراب برای جابهجایی ارز از بابک زنجانی و درواقع خزانه كشور دریافت کرده بود. این مسائل فارغ از کموکیف آن، بر یک گمانه مهم صحه گذاشت؛ همکاری بابک زنجانی و رضا ضراب.
این همکاری به این دلیل حائز اهمیت است که رضا ضراب نیز مانند زنجانی، در مظان اتهامات بسیار سنگینی در کشور ترکیه قرار دارد. چنانکه روزنامههای ترکیه ادعاهای اخیر زنجانی درباره انتقال طلا از غنا به «استانبول» و «دوبی» را نشانهای از صحت اتهامات واردشده علیه «ضراب» و نقشداشتن او در این ماجرا ارزیابی کردند. ازجمله روزنامه «حریت» ترکیه با اشاره به اعترافات اخیر بابک زنجانی در دادگاه درباره انتقال ١.٥ تن طلا از طریق استانبول، نوشت: «این بازرگان ایرانی که شریک رضا ضراب، مظنون اصلی پرونده بزرگترین رسوایی مالی در ترکیه قلمداد میشود، در دادگاهی در ایران اعتراف کرد در ژانویه ٢٠١٣، ١.٥ تن طلا را از طریق کشور غنا به استانبول انتقال داده است». این روزنامه افزود: «این همان اتهامی است که ضراب نیز در ترکیه با آن مواجه شده بود؛ یعنی قاچاق طلا». اکنون همانگونه که مردم ایران اخبار ترکیه را به جهت سرنگونکردن هواپیمای روس پیگیری میکنند، ترکها هم پیگیر اخبار داخلی ایران هستند؛ البته در ایران نه هواپیمایی هدف موشک قرار گرفته و نه خطر جنگ آن را تهدید میکند، بلکه بزرگترین پرونده فساد مالی دو کشور با هم گره خورده است.
ارتباطات عجیب و خانواده صرافها
بابک زنجانی در چهاردهمین جلسه دادگاه فساد نفتی درباره دریافت کارمزد ١٢ میلیون یورویی از سوی صرافی «صفیر آلتین» متعلق به رضا ضراب، گفت: «ضراب کارمزد نمیگرفت و علت کمشدن ١٢ میلیون یورو، کارمزدهایی بود که قبلا بانکهای پارسیان، سرمایه و هالک بانک ترکیه گرفته بودند».
زنجانی درادامه در پاسخ به سؤال قاضی صلواتی مبنی بر اینکه از طرف شما دستور پرداخت ٤٤٥ میلیون یورویی به بانکهای پارسیان و سرمایه به شرکت صفیرآلتین متعلق به رضا ضراب داده میشود و ضراب ١٢ میلیون یورو کارمزد میگیرد، گفت: «بانک مرکزی پولهایش در حسابهای بانک پارسیان و سرمایه بود و این بانکها میخواستند به هالکبانک ترکیه واریز کنند که یک کارمزد اینها و یک کارمزد نیز بانک ترکیه میگرفت. در اصل، ضراب کارمزد نمیگرفت بلکه پول وقتی به حسابش ریخته میشد، به دلیل کارمزدهایی که قبلا کسر شده بود، ١٢ میلیون کم بود. مگر ١٢ میلیون یورو کارمزد میشود».
اگر صحت یا صحتنداشتن ادعای زنجانی درباره دریافتنکردن کارمزد از سوی رضا ضراب را نادیده بگیریم - که دراصل اهمیت چندانی هم ندارد- نکته مهمتر تأیید همکاری بین این دو متهم اقتصادی در دو کشور ایران و ترکیه است. رضا ضراب، متولد ۱۳۶۲ در تبریز، تاجری سرشناس از یک خانواده ثروتمند ایرانی است که در ترکیه زندگی میکند و از آنجا که با اِبرو گوندش، خواننده سرشناس ترک، ازدواج کرده، در افکار عمومی این کشور شناختهشده بود. اما شهرت اصلی او به واسطه پرونده فساد مالی بود که علاوه بر انتقال پول به ایران، به پرداخت رشوه به نزدیکان اعضای دولت برای تسهیل سرمایهگذاری و تسریع دریافت تابعیت ترکیه برای خود و نزدیکانش، متهم است.
خانواده ضراب به غیر از طلا، در حوزه بورس، آهن و صرافی هم فعالیت میکنند. کارخانه فولاد «تیکمه داش» در تبریز و کشتیسازی «رویال» در استانبول از دیگر داراییهای این خانواده اعلام شده است. آنان در زمان جنگ ایران و عراق راهی دوبی شدند و فعالیتهای تجاری و صرافی خویش را در این شهر آغاز كردند. با وجود این، علیرضا، پسر جوان خانواده، بیشتر زندگی حرفهای خودش را در ترکیه و آذربایجان گذرانده است. برخی فعالان اقتصادی ایرانی ساکن دوبی، خانواده ضراب را متهم کرده بودند که عامل ورشکستگی برخی صرافیهای ایرانی فعال در اين شهر بودهاند. این شایعهها سبب شد که زندگی حرفهای حسین ضراب، پدر رضا، بهشدت پرحاشیه باشد.
٣٠ آذر ٩٢ روزنامه «قانون» در گزارشی نوشت: «چندي پيش پرونده پولشويي در اهواز مطرح شده بود كه در آن علي عياشي چند صد ميليون تومان از مردم خوزستان چپاول كرده و به كشور يونان گريخته و پناهنده شده بود. با توجه به اينكه خانواده ضراب در ايران، آذربايجان و تركيه به كار صرافي اشتغال داشتند، شايعاتي وجود دارد كه بخشي از اين پول از سوي خانواده ضراب جابهجا ميشده است».
«م.ش» واسطه زنجانی و ضراب
١٥ دی ٩٢ خبرگزاری تسنیم در گزارشی نوشت: «درحالیکه رضا ضراب در ترکیه و بابک زنجانی در ایران دستگیر شده و حواشی فراوانی درباره پروندههای آنها ایجاد شده، نفر سوم این شراکت پرسود در سکوت، در حال انجام معاملات خویش است. بهدستآوردن منافع مالی هزاران میلیارد تومانی به اسم دورزدن تحریمها، کسبوکار پرسودی بوده که گروهی از نوکیسگان را به کاسبان تحریم بدل کرده است. این گروه از افراد در چهار سال گذشته و بهویژه دو سال اخیر به ثروتی مافوق تصور دست یافتهاند. دراینمیان دستگیری رضا ضراب، کریدور پولشویی در ترکیه، اولین حلقه دومینویی بود که با دستگیری بابک زنجانی که ٩ هزار میلیارد تومان بدهی پول نفت تنها یکی از قلمهای فهرست طولانی پرونده اوست، ادامه یافت و اکنون این دومینو به حلقه خاموش و ساکت خود رسیده است».
«م.ش» همان متهم ردیف دوم پرونده فساد نفتی در ایران است که در ماههای پایانی سال ٩٣، یعنی بیش از یک سال پس از زنجانی بازداشت شده و احتمالا در این مدت مشغول رتقوفتق امور مربوط به مسائل مالی خود و زنجانی بوده است. اما این داستان وقتی جذابتر میشود که همان زمان خبرگزاری فرانسه نوشته بود: «گفته میشود، شخص واسطه میان ضراب و زنجانی برای ارسال پول نفت به ترکیه، تاجری مستقر در دوبی به نام «م.ش» بوده است». با توجه به اینکه شغل پدری خانواده ضراب از ابتدا صرافی بوده است و بابک زنجانی اذعان کرده که ضراب در جابهجایی پول برای ایران نقش داشته، به نظر میرسد بر خلاف آنچه در این سالها از سوی رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه و حامیانش بر زبان رانده شده، پرونده رضا ضراب صرفا طرح اتهامات واهی با هدف ضربهزدن به دولت اردوغان نبوده است و بخشی از ماجرا واقعیت دارد.
٢٠٠٠ میلیارد ریال طلای قاچاقی که قلابی بود!
بابک زنجانی در چهاردهمین جلسه دادگاه فساد نفتی در پاسخ به سوال قاضی صلواتی ماجرای خرید هزار و ٥٠٠ کیلوگرم طلا از آفریقا و واردکردن این بار به ایران را تشریح کرد. به گزارش «تسنیم»، زنجانی در پاسخ به سؤال رئیس دادگاه مبنی بر اینکه شما از آفریقا هزارو ٥٠٠کیلو طلا خریدهاید و این طلاها کجا هستند، گفت: «من چنین چیزی نخریدم».
قاضی صلواتی در واکنش به این اظهار نظر زنجانی گفت: «شما طلاها را از آقای الف خریدید». متهم پرونده نفتی توضیح داد: «آقای الف، آدم کلاهبرداری است که به دستور بازپرس و با شکایت من به همراه آقای م بازداشت شده است. این آقایان مدعی بودند که در آفریقا طلا دارند و من به آنها گفتم قراردادی ببندیم و طلاها را به ایران بیاورم. در این خصوص با رئیس کل وقت بانک مرکزی صحبت شد و قرار شد برای رفع برخی مشکلات طلاها به ایران بیاید. آقای الف ٥ میلیون دلار پیشپرداخت دریافت کرد. از ترکیه یک هواپیمای مسافربری بزرگ به همراه دو مأمور نظارتی و یک نماینده از سوی من به آفریقا رفتند. وقتی که به آفریقا رفتند، به ما زنگ زدند و گفتند که طلاها را رویت کردهایم و اگر اجازه بدهید بارگیری کنیم. آن آقایان به خاطر هزینههای گمرکی آفریقا یک میلیون دلار دیگر از ما طلب کردند و بدون هیچ مدرکی یک میلیون دلار پرداخت کردیم». زنجانی ادامه داد: «طلاها بارگیری شد و هواپیما در استانبول نشست و قرار بود بار به ایران منتقل شود.
متأسفانه آقای الف و م اطلاعاتی را به پلیس استانبول دادند مبنی بر اینکه یک محموله قاچاق در داخل هواپیما وجود دارد. پلیس استانبول هواپیما را توقیف کرد و خواست مدارک بیاوریم. مدارکی را که داشتیم به گمرک استانبول ارائه کردیم اما از ما اصل مدارک را خواستند». زنجانی افزود: «به آقای الف و م گفتم اصل مدارک را بدهند، ولی برای اینکه اصل مدارک را بدهند پنج میلیون دلار دیگر طلب کردند و ما هم پنج میلیون دلار دیگر دادیم». زنجانی ادامه داد: «در مجموع ١١ یا ١٢ میلیون دلار دادیم و در مدارکی که ارائه کرده بودند، نوشته بودند این کالا مصنوعی است. گفتند به اینخاطر نوشتهایم تا گمرک کمتر پول بگیرد. در نهایت بار از استانبول به دوبی منتقل شد.
در دوبی آقای م که صاحب بار بود و دوستان ما نیز رفته بودند تا بار را ترخیص کنند، دیدند روی شمشهای طلا اکلیل پاشیده شده است. این آقایان زیر بار نمیرفتند و مدعی شدند ما طلاها را عوض کردهایم. از آنجا که خدا میخواست گروهشان را در آفریقا دستگیر کردند و در روزنامهها نیز این موضوع منعکس شد. ما نیز از آنها شکایت کردیم و دو نفر از آقایان را زندانی کردند». ماجرایی که زنجانی درباره قاچاق ١,٥ تن طلا تشریح کرده از آن جهت دارای اهمیت است که یکی از اتهامات اصلی رضا ضراب در پرونده فساد اقتصادی موسوم به «١٧ سپتامبر» انتقال غیرقانونی محمولههای طلا به ایران است.
بر اساس اظهارات زنجانی، او ١.٥ تن طلا برای قاچاق به ایران از کشور آفریقایی غنا خریداری کرده و با پرداخت حدود ١٢ میلیون دلار (با قیمت دلار سههزارو ٣٠٠ تومان در بازار آزاد آن روز، معادل ٣٩ میلیارد و ٦٠٠ میلیارد تومان) آن را به دوبی رسانده و در آنجا مشاهده کرده که طلاها تقلبی بوده و بر روی آن اکلیل پاشیدهاند! با احتساب اینکه هر اونس طلا در بازار جهانی در آن مقطع هزارو ٢٠٥ دلار و قیمت دلار در بازار آزاد ایران حدود ٣٣٠٠ تومان بوده است، ١.٥ تن طلای خریداری شده در آن روز ١.٩١٧.٧١٦.٠٣١.٠٠٠ میلیارد ریال بوده است. حدود دوهزار میلیارد ریال (با احتساب آن ١٢ میلیون دلار پرداختی برای حمل بار) طلای تقلبی از محل اعتبارهای بانکهای ایران خریداری شده بود.
گزارش بلومبرگ از محموله طلای قاچاق
٢٩ ژانویه ٢٠١٤، بنگاه خبری بلومبرگ در گزارشی که به رضا ضراب اختصاص داده بود نوشت: «ضراب در راستای دورزدن تحریمهای آمریکا علیه ایران از طریق خرید و فروش طلا فعالیت میکرد. در آن بازار پر هرج و مرج، فرصت خوبی برای مردانی چون ضراب فراهم شده بود. او با استفاده از ارتباطات خود در ایران و ترکیه هر روز حدود یک تن طلا صادر میکرد که بر اساس قیمت میانگین در بازار لندن، ارزش آن به ٢٨ میلیارد دلار در هر ماه میرسید. با اینحال سفر مشکوک او به غنا حدود یک سال پیش در آستانه سال نو باعث شد که به او مشکوک شوند. در سال ٢٠١٢ یکی از ایدههای ضراب خرید و فروش طلا بود. در سال ٢٠١١ مبلغ صادرات طلا در ایران حدود ٥٥ میلیون دلار و در سال ٢٠١٢، ٦,٥ میلیارد دلار بود. بر اساس بازجوییهای پلیس، ضراب معمولا خود طلاها را با پروازهای چارتر انتقال میداد».
بلومبرگ در ادامه مینویسد: «یک شرکت وارداتوصادرات به نام «سارا»، در دوبی، ١.٥ تن طلا از یک شرکت در غنا خرید. این شرکت طلای معدنی «امنای» نام داشت. «امنای» به مأموران گمرک اعلام کرده بود که محمولهاش ٣٠ بسته نمونههای طلای معدنی است و مقصد نهایی آن امارات متحده عربی بود. ضراب گفته بود که خریدار نهایی این محموله، یک تاجر ایرانی به نام بابک زنجانی است که مالک شرکت سورینت است. هواپیمای شرکت «یوالاس» از فرودگاهی در آکرا (پایتخت غنا) پس از یک ساعت پرواز به دلیل مه، مجبور شد در فرودگاه آتاتورک استانبول فرود بیاید. مأموران گمرك ترکیه در فرودگاه این محموله را کشف و هواپیما را توقیف کردند». بلومبرگ در ادامه میافزاید: «شرکت سارا ادعا کرد شرکت اومنای طلای تقلبی به آنها فروخته است. در ماه ژوئن با بررسی و تجزیهوتحلیلهای انجامشده توسط آزمایشگاه صنعتی امارات گزارشی منتشر شد که ٩٩ درصد پایه این محموله سرب بوده و روکش نیکل ٩٥ درصد داشته است». البته این صرفا ادعای شرکت اماراتی و ادعای زنجانی در دادگاه است.
زنجانی به دنبال خودتحریمی
داستان طلاهای ظاهرا تقلبی زمانی جالبتر میشود که به یاد بیاوریم در تاریخ ٦ اسفند ٩٢، روحالله غلامی، وکیل دو نفر از شاکیان زنجانی در گفتوگو با «شرق» ادعای دیگری را برخلاف سخنان زنجانی مطرح کرده بود.
او گفته بود: «بابک زنجانی سه نفر از کارمندان خود را به غنا میفرستد تا ١,٥ تن طلا خریداری کنند. براساس این معامله این مقدار طلا به ارزش ٨٠ میلیون دلار خریداری و مبلغ ١٢میلیون دلار به آنها پرداخت و مقرر میشود باقیمانده مبلغ معامله پس از تأیید عیار طلا از سوی «ریفاینری» دوبی، به فروشنده پرداخت شود. برای همین زنجانی ١٥٠میلیوندلار به حساب «و.م.م» در بانک خود در مالزی واریز میکند تا آنها مطمئن شوند.
در این ماجرا طلاها توسط سه نماینده زنجانی آزمایش و پس از تأیید کارشناسان گمرک در صندوقهای مخصوص حمل طلا، بستهبندی و بارگیری میشوند. مسیر رفت هواپیما، فرودگاههای استانبول، بنغازی لیبی، کوتوکا اکرا (غنا) و در برگشت، فرودگاههای کوتوکا اکرا، آتاتورک استانبول، امامخمینی(ره) تهران و دوبی اعلام میشود.
با وجود اینکه مشخصا در مسیر برگشت نام فرودگاه آتاتورک استانبول قید شده بود اما زمانی که هواپیما برای ساعاتی در استانبول توقف میکند، در اقدامی مشکوک دلیل فرود، نقص فنی هواپیما عنوان میشود که بعد هم میگویند علت نقص مدارک پرواز بوده است». غلامی در ادامه میافزاید: «به گفته خودشان صدهزار دلار احتمالا به آمریکاییها در «بنغازی» رشوه میدهند تا دوباره پرواز کنند.
اتفاقا برای «بابک زنجانی»، «ح. م» و «ح. ش» هم پاسپورت صادر شده بود اما آنها نمیروند. طلا را تحویل میگیرند و طلا بهجای دوبی، به سمت ترکیه میرود. ترکیه حساسیت نشان میدهد و محموله را توقیف میکند. اینجا «رضا ضراب» وارد میشود و با دادن رشوه، طلا را آزاد میکند و طلا به مقصد دوبی حرکت میکند.
اینکه چرا به لیبی رفتهاند معلوم نیست، ظاهرا بدشان نمیآمده هواپیمایشان تابلو شود. یکی از رشوههایی که ضراب داده مربوط به همین ماجراست و البته اعلام کرده که آدم زنجانی بوده و برای او کار میکرده است. شخصی به نام «دواوغلو» که از کارمندان خود بابک زنجانی در «هلدینگ» او در ترکیه بود، اعلام میکند که قرار بوده ٥٠٠ کیلوگرم از این محموله در استانبول تخلیه و مابقی به ایران حمل شود. اینجا سروصدای زیادی به پا میشود که ایران میخواسته است با غنا از طریق طلا معامله کند.
رسانهها خبر را منتشر میکنند و فشار بر غنا زیاد میشود؛ کشورهای غربی هم نسبت به این مسئله حساس میشوند، بعد میگویند ایران در حال تهاتر طلا است، چه اتفاقی میافتد؟ ایران در زمینه طلا تحریم میشود. حتی کسانی که در غنا به بابک زنجانی طلا فروخته بودند هم بازداشت میشوند». غلامی به احتمال تلاش زنجانی برای تحریمشدن ایران و خودش اشاره میکند و ادامه میدهد: «این چیزی که میگویم احتمال است... وقتی قطعات پازل را کنار هم میگذارید نتیجه این میشود. آقای زنجانی خلافش را ادعا میکند، دادگاه یکبار احضارش میکرد تا از خودش دفاع کند. چرا همهجا جار زد طلا جابهجا میکند؟ با آن همه نفوذ چرا طلایش در ترکیه گیر کرد؟». او درباره سرنوشت ١.٥ تن طلا توضیح میدهد: «روایات مختلفی شنیدهایم؛ برخی میگویند دوباره به ترکیه بردند و برخی نیز میگویند هنوز در «دوبی» است. آنها میگفتند محموله طلا را باز کردهایم، دیدیم آلومینیوم است. اما «و.م.م» در زندان به بنده گفت طلاها در دوبی است.»
مثلث تحریم، ضراب و زنجانی
٢٦ آذر ١٣٩٢ پلیس ترکیه ٥٣ نفر را به اتهام پولشویی و فساد مالی بازداشت کرد. در جریان ماجرای بحران فساد مالی ترکیه به غیر از برخی مقامات دولت اردوغان و فرزندان آنان، رضا ضراب، تاجر ایرانی اهل تبریز نیز بازداشت شد. رضا ضراب متهم به انتقال غیرقانونی محمولههای طلا به ایران، به انتقال غیرقانونی پول از طریق یک بانک متعلق به دولت ترکیه و پرداخت رشوه به نزدیکان مقامات دولتی اقدام کرده است.
براساس گزارشهایی که همان زمان رسانههای ترکیه منتشر کردند، ضراب به کمک هالکبانک در سالهای ٢٠١٢ و ٢٠١٣، حدود هشت میلیارد دلار طلا از طریق ترکیه به ایران منتقل کرده است. گفته میشد فعالیتهای اقتصادی او در ترکیه برای دورزدن تحریمهای ایران بوده است. بازهم براساس گزارشهای رسانههای ترک، یکی از اتهامات ضراب مربوط به هواپیمایی است که سال ٢٠١٢ در فرودگاه آتاتورک به زمین نشست و از داخل آن ١,٥ تن طلا از کشور غنا به مقصد دوبی کشف شد. ٣٠ آذر ٩٢ روزنامه حریت ترکیه در گزارشی نوشت: « فرودگاه آتاترک ترکیه شاهد کشف ١.٥ تن محموله طلا در هواپیمایی بود که دو سوم این محموله قرار بوده تحویل شرکت سورینت هلدینگ در ایران شود. این محموله بدون هیچ سندی و با پرداخت ١.٥ میلیون دلار رشوه به برخی افراد سیاسی در ترکیه راهی دوبی شد».
همان زمان خبرگزاری رویترز در گزارشی تفصیلی درباره پرونده فساد مالی ترکیه نوشت: «تا سال ٢٠١٢ تجارت طلا با ایران از سوی کشورهای غربی تحریم نشده بود و دولت ترکیه نیز اجازه صادرات طلا به ایران را داشته است، اما پس از تشدید تحریمها علیه این کشور و ممنوعیت مبادله طلا با ایران، رضا ضراب با تشکیل حلقهای اقدام به صادرات طلا به ایران کرده است. در گزارش پلیس، رضا ضراب به عنوان سرحلقه دورزدن تحریمهای ایران معرفی شده است.
یکی دیگر از اقدامات صورتگرفته، کمک به ترخیص و جلوگیری از بازرسی محمولههای مربوط به رضا ضراب بوده است، به عنوان مثال در سال ٢٠١٣ محموله ١.٥ تنی طلا که از غنا وارد فرودگاه آتاترک استانبول شده بود، مدارک شناسایی مورد نیاز برای ترخیص را نداشته است که با دخالت ضراب، از ضبط آن توسط گمرک ترکیه جلوگیری شده و این محموله پس از یک روز آزاد شده است. بابک زنجانی، میلیاردر معروف ایرانی، به عنوان خریدار اصلی طلای موجود در هواپیمای غنایی معرفی شده که این فرد از سوی اتحادیه اروپا و آمریکا به نقض تحریم نفتی ایران متهم شده است.
رابطه احمدینژادیها و ضرابها
١٧ شهریور ٩٤ بود که خبر خروج علی سعیدلو، معاون احمدینژاد از کشور و سفرش به ترکیه شایعاتی را در پی داشت؛ مبنی بر اینکه هدف این سفر دیدار با رضا ضراب بوده است. همان زمان با انتشار این خبر و حاشیههای مربوط به آن عبدالرضا داوری به روزنامه «آفتابیزد» اینگونه پاسخ داد: «میگویند آقای سعیدلو به ترکیه سفر کرده است، واقعا یک ایرانی که پاسپورت دارد، نمیتواند به خارج از کشور سفر کند؟ اصلا بگویید به خاطر تفریح رفته است. آیا این موضوع آنقدر مهم است که آن را خبری کنند؟ بعد هم میگویند سفر سعیدلو به این دلیل بوده که با رضا ضراب همکاری داشته است و میخواهند با یکدیگر چک ردوبدل کنند».
داوری این را هم اضافه کرد: «اصلا و به فرض سعیدلو به هدف دیدار با ضراب به ترکیه رفته باشد. این چه ربطی به احمدینژاد دارد. سعیدلو ماههاست که با احمدینژاد ارتباطی ندارد». البته این خبر هم مانند ارتباط با زنجانی از سوی دفتر رضا ضراب در استانبول تکذیب شد. البته پیش از این هم خانواده ضراب تمام تلاش خود را معطوف به رد ارتباط با زنجانی کردند که با سخنان اخیر زنجانی در دادگاه مشخص شد خانواده ضراب دروغ میگویند. سایت اقتصاد ایرانی، ١٦ دی ٩٢ در گزارشی نوشت: «برخی اخبار تاییدنشده رابطه دولت احمدینژاد با ضرابها را به یار دیرینه رئیس دولت نسبت میدهند. گفته میشود سابقه آشنایی اسفندیار رحیم مشایی با حسین ضراب به دهه ٦٠ بازمی گردد و اولین ارتباط ویژه این دو پیش از انتخابات ریاستجمهوری سال ٨٤ رقم خورده است. حتی گفته میشود ضراب برای تبلیغات انتخاباتی احمدینژاد بخشی از هزینهها را پوشش داده است. یکی از سایتها مبلغ چکی که از طرف ضراب به یک چاپخانه تبریزی برای چاپ پوسترهای تبلیغاتی داده شده را نیز منتشر کرده اما صحت این اخبار تأیید نشده است.
اما شایعهای دیگر چند سال پیش حول فرزند ضراب و رحیم مشایی پیچید که درصورت صحت آن، رابطه خوب رئیس دفتر رئیسجمهور سابق با خانواده ضراب اثبات میشود. پسر پرماجرای خانواده ضرابها که در بازداشت پلیس ترکیه بهسر میبرد، چند سال پیش به دعوت خواهرش همراه با همسر مشهور خود به کرج آمد. همان زمان که عکسهای باحجاب ابرو گوندش، خواننده مشهور ترکیهای در سایتهای داخلی منتشر شد، اخباری از دیدار او با اسفندیار رحیم مشایی در یک مراسم افطاری نیز فاش شد».
و باز هم جای خالی رضا ضراب در دادگاه زنجانی
بنابر آنچه گفته شد، دیگر نمیتوان زنجانی و ضراب را از یکدیگر جدا دانست. مسئولان ایرانی بارها گفتهاند اموال زنجانی در خارج از کشور را پیدا نمیکنند، اکنون ارتباط بین زنجانی و ضراب هم واقعی به نظر میرسد. پس به احتمال فراوان، ضراب کلید بخشی از پولهای گمشده در این پرونده است. از سوی دیگر «م.ش»، متهم ردیف دوم پرونده فساد نفتی، تا چند ماه پیش آزاد بوده و حتی در کشور ترکیه دست به تجارت میزده است. اکنون شایعات درباره زنجانی و ضراب، رنگ واقعیت گرفته و جای او در جایگاه متهم در دادگاه فساد نفتی در ایران بسیار خالی است.
وکیل زنجانی: بانک مالزی پوشش دورزدن تحریمها بود
در ادامه رسیدگی به پرونده فساد نفتی، شانزدهمین جلسه دادگاه روز گذشته در شعبه ١٥ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی برگزار شد. به گزارش ایسنا، در این جلسه رسول کوهپایه، وکیل بابک زنجانی، در ادامه دفاعیات خود گفت: «اولا استفاده از بانک FIIB به عنوان بانک پوششی صورت میگرفته تا به دورزدن تحریمها در آن زمان کمک شود، حتی بانک مرکزی و شرکت نفت نیز درصدد بودند بانکهایی را خریداری و تحریمها را دور بزنند؛ بنابراین اگر قرار بود بانک FIIB طبق قوانین صورتهای مالی خود را تنظیم کند، بحث انتقال پولها لو میرفت. همچنین ادعا شده این بانک در سال ٢٠١٢، ٧٤ یا ٧٦ میلیون یورو بیشتر دارایی نداشته است.»
کوهپایه بیان کرد: «دوستان شرکت نفت و بانک مرکزی اذعان دارند مبلغ ٦٦٠ میلیون یورو از طریق بانک FIIB در حق پیمانکاران پرداخت شده است؛ بنابراین اگر قرار بود این مبلغ در ترازنامه منعکس شود، حداقل باید ٦٦٠ میلیون یورو که در پرداخت آن تردیدی نیست در ترازنامه لحاظ میشد.» او با بیان اینکه ما در جنگی تمامعیار قرار داشتیم، گفت: «در این جنگ بابک زنجانی تا آنجایی که در توان داشت با دشمن جنگید و توانست ٦٦٠ میلیون یورو در حق پیمانکاران پرداخت کند و اینکه بگویید موکلم مجوز حمل سلاح را نداشته، مطابق انصاف نیست». کوهپایه خاطرنشان کرد: «براساس مصوبه ستاد تدابیر ویژه بانک مرکزی، این مبالغ به عنوان وام به شرکت نیکو و شرکت نیکو مکلف بود اصل منابع را به بانک مرکزی مسترد کند و اساسا بانک مرکزی در این قضیه ذینفع است». قاضي صلواتي ادامه رسیدگی به این پرونده را به امروز (یکشنبه) موکول کرد.

اما نکته اصلی در این حقیقت نهفته است که چگونه میتوان از میان این همه سیل اخبار و اطلاعات متناقض به درک نوین و تازهای از او رسید. بابک زنجانی با نام کامل بابک مرتضی زنجانی (متولد ۱۳۵۳ برابر با ۲۱ مارس ۱۹۷۴) تاجر ایرانی خبرسازی است که نام او در جریان فعالیتهای کلان مالی مرتبط با دور زدن تحریمهای بین المللی و فساد اقتصادی مطرح شد.
وی در تاریخ ۹ دی ۱۳۹۲ توسط دادستانی کل کشور بازداشت شده است. براساس اظهارات بیژن نامدار زنگنه، نمایندگان مجلس شورای اسلامی و کمیسیون اصل ۹۰، اتهامات وی بدهی بیش از دو و نیم میلیارد یورو به وزارت نفت و بانک مرکزی و همچنین جعل اسناد بانکی با پرداخت رشوه به بانک ملی تاجیکستان. نام وی همچنین در پرونده رضا ضراب، ایرانی دستگیرشده در ترکیه به اتهام قاچاق طلا مطرح شده است.
باید همین ابتدا بگویم که بابک زنجانی برای من یک پدیده نیست و از کسانی که از او به عنوان یک پدیده یاد میکنند، دوری میجویم. پدیده دانستن او موجب گمراهی و تفسیر غلط خواهد شد چرا که مجبور میشویم او را نه به عنوان یک انسان عادی و با همه آرزوها و امیال و لذتها و انحرافهایش، بلکه به عنوان یک موجود خیالی و پدیده توصیف کنیم.
پس از همین آغاز حساب خود را از کلیه روزنامهها و خبرگزاریها و مجلات زرد و روانشناسان بازاری و به اصطلاح روانکاوان جدا میکنم.
رفتن به سمت درک و تبیین بابک زنجانی بیش از هر چیز به یک بازی سرخوشانه شباهت دارد، به دنبال تحلیل و آنالیز او نباید رفت و لازم نیست او را با مجموعهای از اصطلاحات روانشناسانه و جامعهشناسانه توصیف کنیم.
تفاسیر نخ نما و فاقد هرگونه اثرگذاری که دیگر ضعفها و ناتوانیهایشان در تفسیر و تحلیل مبرهن و مشخص شده است، این روزها بازار گرمی دارند.
تبدیل کردن بابک زنجانی به هری پاتر تودهها، آزادی رندانه و قانون ستیز بودن بابک زنجانی، جریانهای اسطوره ساز از بابک زنجانی، توصیف او به عنوان یک علامت یا نشانگان بیماری سیستم و این گونه لاطایلات بازاری هرگز نتوانسته و نخواهند توانست دری به سوی تحلیل و تفسیر شخصیتهایی نظیر بابک زنجانی بگشایند.
بابک زنجانی را در حوزه سرمایه داری و اقتصاد میتوان همپای کسی چون حسین فسنقری در حوزه موسیقی و فرهنگ دانست. حسین فسنقری یک مجلس گرم کن و دی جی گمنام که به یکباره و به دلیل ویژگیهای خاص شخصیتی و ظاهری توسط جامعه ایرانی مورد استقبال قرار گرفته و به سوژه داغ و روز شبکههای اجتماعی بدل میشود.
رویکردهایی که به ایجاد اقبال عمومی و نفوذ شخصیت و تیپولوژی این افراد در جامعه ایرانی منتهی میشود در هر دو مورد یکسان است. تنها تفاوت در میان بابک زنجانی و حسین فسنقری این است که ساحتهای اقتصاد و فرهنگ دارای ویژگیهای متفاوت و پیچیدهای هستند.
حسین فسنقری با همه میمیکها، تقلیدها، سبک و استایل خاص و تردستیهایش به جامعه ایرانی وارد شده در حالی که بابک زنجانی تنها از خلال خرده روایتها و عکسها و آمارها و گزارشها به ذهن جامعه ایرانی وارد شده است.
نام حسین فسنقری با مجموعهای از مدلولها نظیر شادی، عروسی، خنده، دی جی، موزیک و ترانه پیوند خورده است در حالی که نام بابک زنجانی به عنوان یک میلیاردر عجیب، پروژههای ساخت و ساز، ریزش خیابان ایران زمین، ساخت هتلهای مجلل و قصرهای مدرن، هواپیمایی ایر قشم، شرکت ساختمانی کنت، خدمات هوایی و مسافرتی سورینت، هولدینگ تجاری سورینت، باشگاه ورزشی راه آهن، حمایت از تولید فیلم در سینمای ایران، باز کردن پای ناصر ملک مطیعی به سینما، افتتاحیه قنادی و شیرینی فروشی، پرونده سعید مرتضوی و سازمان تامین اجتماعی، پروژه تهران قدیم، تجارت طلا با ترکیه، ابرو گوندش و شوهر ایرانیاش ضراب و لیست سیاه تاجران تحریم شده توسط آمریکا تا محصولات آرایشی کیش و فروش نفت روی کشتی پیوند خورده است.
به وضوح مشخص است که طیف فعالیتها و دایره عملیاتی بابک زنجانی به شدت با اشخاصی نظیر حسین فسنقری متفاوت است. چگونه میتوانیم با واژههای نخ نما و مستعملی نظیر غارتگر اموال، آزادی رندانه، نشانگان و علامت یک سیستم بیمار، اقتصاد تحت سلطه بازار سیاه، نشانهای از جذابیت فساد در جامعه، ارزش شدن ضد ارزشها، اسطوره دروغین و برساخته جامعه و رمزی از فرهنگ مرگ غالب در کشور (بخشی از ارجاعات و سخنان دکتر محمد صنعتی روانشناس و روانکاو در خبرگزاری تدبیر با عنوان تحلیل محمد صنعتی از شخصیت بابک زنجانی) به سراغ تحلیل شخصیت بابک زنجانی برویم.
باید زبان تازه و واژگان نوین و متناسبی را برای همراهی با پیچیدگیها و شرایط مرموز جامعه فعلی ایران آماده کرد. تا چه زمانی میتوانیم با همین توشه اندک و دست دوم از واژگان و مفاهیم بچگانه و ساده کتابهای درسی روانشناسی و روانکاوی به سراغ تحلیل افرادی نظیر بابک زنجانی برویم و به خیال خودمان پدر تحلیل شخصیتشان را هم در آوریم و هزاران رمز و راز و قفلهای کور شخصیت او را بیپرده و عیان فاش کنیم.
محمد صنعتی در تحلیل بابک زنجانی به سراغ وضعیت اقتصاد میرود و میگوید: «به گمان او در وضعیت غیرعادی، اقتصاد تحت سلطه «بازار سیاه» است و شکسته شدن «مرزها»،» قانون» و سقوط ارزشهای اخلاقی. مفاهیمی مثل «رندی» که در اصل به معنی «اوباشی» است و «عیاری» که به معنی «چپاول کاروانها» بود و گونهای «ضدارزش»، در تاریخ اجتماعی ما تبدیل به یک «ارزش» شده است و همین موضوع باعث بروز فرصت برای اسطورهسازی از افرادی مثل بابک زنجانی میشود.»
تبدیل شدن ارزشها به ضد ارزشها و شرایط پیچیده اقتصاد و سلطه بازار سیاه که دیگر مسایل تازهای نیستند، اینها بخشی از تفسیر یا تحلیل نیستند و نمیتوانند باشند، اینها شرایط مساله و فرضیات هستند، سالهاست که این اتفاقات در جهان مدرن و پسامدرن میافتد و هیچ کس نمیتواند این شرایط و توصیفات مفروض را به عنوان حل مساله به کار گیرد.
مثل زمانی که فرد قادر به حل یک مساله سخت در امتحان نیست و برای پر کردن ورقه به سراغ فرضیات مساله رفته و همانها را دوباره بازنویسی میکند تا جای خالی پاسخ را پر کند.
وضعیتهای فرهنگی و اقتصادی بسیار کلیدی و مهم هستند و مسایل این حوزه باید به دست افراد توانمند و خلاق حل شود. نمیتوان چنین مسایلی را صرفا با پر کردن جای جوابها تمام شده پنداشت.
محمد صنعتی در جواب به سوالی در باب جریاناتی که از بابک زنجانی اسطوره فرهنگی و اقتصادی میسازند میگوید: «این اتفاقات در وهله نخست لااقل به دو واقعیت در جامعه ما اشاره دارد یکی «جذابیت اسطوره» است در برابر واقعیات عینی و دیگری «جذابیت فساد و قانون گریزی» است، در برابر فضیلت و قانونمندی.
اگر اسامی افرادی مثل جزایری، زنجانی و مهآفرید امیرخسروی و بسیاری دیگر که رسانهای شدهاند را کنار بگذاریم، سئوال اصلی این است که چرا فساد تا به این اندازه برای جامعه ما جذاب شده است؟
در واقع همین جذابیت فساد یا انحراف و قانون گریزی است که از آدم قانون گریز ولی موفق، اسطورهای غبطه برانگیز ساخته و پرداخته میشود.
این پدیده، برای هر جامعه متمدنی هولناک است. صنعتی به دو واقعیت در جامعه ایرانی اشاره میکند که شامل «جذابیت فساد و قانون گریزی» و دیگری «جذابیت اسطوره» است. نکته اساسی اینجاست که این دو واقعیت تنها مختص جامعه ایرانی نیستند و در هر کجای دنیا میتوان فیلمها، گزارشها، حوادث، رخدادها و اخباری را یافت که بر محور جذابیت قانون گریزها و اسطورهها هستند.
مجموعه سه گانه پدر خوانده، صورت زخمی، آل کاپون و روایتهای سینمایی بر مبنای باندهای مافیایی، سریال مرد هزار چهره به کارگردانی مهران مدیری، فوتبال و سلبریتیها و هالیوود همه و همه بر مبنای همین جذابیتها میگردند.
اگر از یک روانکاو بپرسید که تعریف میل انسانی چیست، او میگوید میل انسانی میل به ممنوعیتها و منع شدهها و میل دیگری هاست. مفاهیمی نظیر قانون گریزی و فساد و اسطوره سازی که همیشه جذاب بوده و مختص فرهنگ و جامعه ما نیستند.
چنین تفسیری به هیچ عنوان روایی و پایایی ندارد و در کلیت بر مبنای یک اشتباه و خطای دید شکل گرفته است. بابک زنجانی و افرادی شبیه او هرگز اگر قانون گریز هم باشند، به شدت از قواعد و زیر و بمهای قانون آگاه هستند.
نکته جالب اما اینجاست که در ذهن و روان مخاطب ایرانی این افراد هرگز در زمره قانون گریزان و متخلفان قرار نمیگیرند.
بابک زنجانی به قطع یقین و با ارجاع به کلیه نظر سنجیها و گزارشات و مجلاتی که در این مدت به او پرداخته و سوژه خبری و عکس روی جلد مجلاتشان را به او اختصاص دادهاند، هرگز نمادی از یک قانون گریز نبوده است. به عکس ایرانیان و ما او را در جایگاه کسی نشاندهایم که محقق کننده آرزوهای ما بوده است، نیاز به داشتن میلیاردرها، نیاز به الگوی پولدار شدن، نیاز به یک مرجع سرمایه دار و مواردی از این دست که خوشایند ایرانیها بوده و هست.
اتفاقا نکته جالبی که در این زمینه وجود دارد این است که دیگر اسطورهها معنا و مفهوم کلاسیک خود را از دست دادهاند و اسطورههای نوین به شدت کسانی هستند که از ویژگیهای متعارف یک اسطوره دور هستند، کسانی مثل بابک زنجانی، حسین فسنقری و مواردی از این دست بدون آنکه رییس جمهور یا وزیر یا هنرپیشه سینما باشند و ابزارهای رسانهای و ارتباطی همراهشان باشند توانستهاند به سرعت در ذهن مردم و رسانهها جای گیرند.
اسطورههای مدرن و تازه اگر هم جذابیتی داشته باشند، بیش از هر چیز فروغی گذرنده و محو شونده است. ایرانیان به سرعت از چیزهای جذاب و اسطورههایشان دلگیر و کسل میشوند.
او گونهای فرهنگ رندانه و لات منشی را در زرورق و پوسته خدمت به خلق و مملکت میبیند و بیان میکند که در جامعه ایرانی با رندان و عیاران عصر پسامدرن مواجه هستیم و ادامه میدهد:
«یک پای جامعه ما در این فرهنگ لات منشی به اصطلاح «رندانه» نو کیسه، گیر است و پای دیگرش در تعصب خشک زاهدانهای که نمیتواند و یا نمیخواهد به یک جامعه مدنی قانونمند برسد؛ هردو در هیات پوپولیسمی فریبنده و تودهوار ظاهر شدهاند. من پیش از این در مورد رندی آرمانی شده در انجمن دوستداران حافظ، صحبتی داشتم.
ببینید، زبان ما همواره دو پهلو و پر از مفاهیم متناقض است. زبانی پر رمز و راز و غیر شفاف که بازتابش را میتوان در فرهنگ روزمره، در اقتصاد، در سیاست و در روانشناسی توده و رفتار مردم دید. این خصوصیت جوامع اسطوره اندیش است.»
زبانی پر از رمز و راز و دو پهلو که در فرهنگ و اقتصاد دارای بازتاب است، جملهای بسیار مهم و کلیدی که نتوانسته جای خودش را در بحث و تحلیل دکتر صنعتی بیابد.
چگونه زبان و تناقضهایش میتواند به تولید بابک زنجانیها منجر شود؟ رندان نوکیسه و عیاشان در پوسته خدمت به خلق چه میکنند؟ و در نهایت اینکه آیا به راستی جامعه ایرانی یک جامعه اسطوره اندیش است یا به عکس نظر دکتر صنعتی با جامعهای دارای فراموشی اسطورهها و اسطوره شکن مواجه هستیم؟
جامعه ایرانی به شدت از اسطورهها فراری است، به عبارت دیگر تاریخ ما نشان میدهد که هیچ یک از اسطورههایمان از رستم و سهراب بگیر تا شاهان و پهلوانان هیچگاه نقش کلیدی در راهبری و هدایت اندیشههای مردم نداشته و نتوانستهاند به الگوهای ماندگار و همرنگ جامعه و زمانه بدل شوند.
گذر زمانه و تاریخ و حتی شدیدتر از آن گذر نسلها و دهه شصتیها و دهه هفتادیها در جامعه ما با نوستالژیها و خاطرات و اسطورههای متفاوتی مواجه میشود.
جامعه ما در زمینه اسطورهها به شدت دچار آلزایمر و فراموشیهای مزمن و حملههای عصبی است. اسطورهها به سرعت میآیند و با سرعت هم میروند و اگر بتوانند در این مدت بارشان را هم میبندند.
جامعه ما بسیار اندک به اسطورههایش میاندیشد و از آن اندکتر نیز دارای منطق و ساختار اندیشگانی اسطورهای میباشد.
جامعه ایرانی هر اسطورهای را تن دوخت خودش میکند، اسطورههای ما در حقیقت میل و بازتاب امیال مردمان هستند. نقش زبان در ایجاد افرادی نظیر بابک زنجانی یا رندهای عیاش که خود را جهادگر اقتصادی میدانند چیست؟
به نظر میرسد تاریخی کردن و زبانی کردن این موضوع تا حد زیادی فرار از درک مساله است، نقش زبان و تاریخ بدون شک غیر قابل انکار است ولی در تحلیل شخصیت بابک زنجانی نمیتوانیم به سراغ یک جریان تاریخی از تولید رندها رفته و بابک زنجانی را ادامه شعر و ادبیات و سنتهای مندرج در سنایی و حافظ و سعدی بپنداریم.
وضعیت کمی و شاید خیلی بیشتر از کمی دارای پیچیدگیها و مولفههای مبتنی بر زمانه و وضعیت سیاسی و اقتصادی و فرهنگی زمان خویش است و رها کردن آسیبشناسیها و تحلیلهای بافتاری از ساختار و سیستم و چسبیدن به مفاهیم رندانه شاید کمی «رندانه» به نظر رسد.
نوشتن یک تحلیل و نقد تنها با مفاهیمی کلی و پا در هوا و ارجاعاتی که همه فرضیات زندگی مدرن و پسا مدرن هستند و پیدا کردن بابک زنجانیها در فرهنگ و تاریخ کهن ایران بیش از هر چیز خود شبیه جادوگری و رندی و گونهای توضیح واضحات در پوسته تحلیل است.
در تحلیل روانکاوانه از بابک زنجانی در بخشی از مطلب آمده است: «همان گونه که تقید و تعصب زاهدانه نشانه سلطه «ابرمنی» سرکوبگر است، آزادی رندانه هم، در تحلیل روانکاوانه، آزادی امیال غریزی است.
یعنی سلطه احساسها و امیال غریزی که در پی کامروائی آنی و بلاشرطاند. قانون گریزی، خشونت، اعتیاد، روابط جنسی بیبند و بار، بیهدفی و سرگردانی در جامعه، نشانههای این اید «(مخزن غرایز و رانهها در ناخودآگاه انسان) رها شده است.
فروید گفت ناکامیهای انسان اضطراب آورند. در «تمدن و ناخوشنودیهایش» میگوید که تمدن و قانونهایش افراد را مجبور میکند که از خیلی چیزهایی که میخواهد و آرزو دارد، بگذرد و ناکام بماند و امیالش واپس زده و سرکوب شود.
این ناکامی حاصلش اضطراب و روان نژندی است. بهایی که میپردازیم، برای اینکه میخواهیم متمدن باشیم. معنی این حرف این است که ما در جامعه متمدن نمیتوانیم افسار امیال خود را رها کنیم، مهاری میخواهیم که به آن قانون میگویند.
این «منِ خردورز» انسان رشد یافته است که بر این پروسه میباید نظارت داشته باشد. نه لزوما با احساس ترس یا گناه، بلکه با واقع بینی منی که میاندیشد. «من سخنگو» مانند رند، رها و لاابالی نیست. اگر به صورت کلی و به زبان ساده بخواهیم منظور این پارگراف را بیان کنیم میشود چیزی در این مایهها که در جوامع متمدن گویا اگر عقل و خرد در کار نباشد همه چیز به سمت لذت بری و غرایز و در نهایت اضطراب و روان نژندی میرود و همین دوری از خرد و عقل است که شخصیتهایی نظیر بابک زنجانی را ایجاد میکند.
بدون حتی یک لحظه تردید هم میتوان گفت که بدون شک بخش خردورز و عقلانی بابک زنجانی اصلا رشد نیافته و ناقص نیست و به عکس میتوان گفت او گویا بخش عقلانی رشد یافته و خردورزی آشکاری داشته است.
اینکه معانی و مفاهیمی نظیر حریت، رندی، زرنگی، باهوشی، فرصت طلب، لاابالی و دمدمی مزاج و هوسباز و زبل در زبان فارسی تا حد زیادی با هم تلفیق شدهاند و ما در ذهنمان به سراغ تمجید و ستایش رندی و حقه بازی و فرصت طلبی و یک شبه ره صد ساله رفتن و با یک عکس مدل و سپر استار شدن را رفتهایم، اما این همه ماجرا نیست.
ساختار پیچیده و سیستماتیک موجود در بحث و تحلیل شخصیت بابک زنجانی و تبیین و استقرار او در سیستم و ساختاری که او را ایجاد کرده است نیاز به تفسیرها و تحلیلهای دقیقتر دارد.
در زیستشناسی و جانورشناسی با پدیدهای به نام «فراگموسیس» (phragmosis) مواجه میشویم که در برخی جانوران و به ویژه عنکبوتی به نام سیکلوکاسمیا (cyclocosmia) دیده میشود.
فراگموسیس به روش و شیوهای دفاعی گفته میشود که در آن جانور با استفاده از بخشی از اندام یا قسمت ویژهای از بدن خودش از خودش دفاع میکند و در حقیقت به جای توسل به ابزار دفاعی و سپرهای بیرونی از بدن خود به عنوان وسیله دفاعی بهره میبرد.
عنکبوت عجیب سیکلوکاسمیا با استفاده از سپر خود که بخش انتهایی از شکمش میباشد، ورودی لانه خود را در مواقع خطر مسدود میکند. نگاه سیستماتیک و کلی نگر تنها این نیست که هر فرد یا شخصی را به عنوان بخشی از یک سیستم و ساختار پیچیدهتر در نظر بگیریم و کلیه تحلیلهای جاندار و دقیق را به یک گزاره ساده فروکاست نماییم.
فرض نظریه سیستمها این است که هر بخش منفرد و مجزا قسمتی از یک سیستم کلیتر و پیچیدهتر میباشد. اکتفا به این گزاره برای توصیف هر شخص یا فرد کافی نیست و باید یک قدم به جلو برداشته و درک تازهای از این ساختار را به دست آوریم.
پدیده فراگموسیس میتواند درک تازهای به ساختار و نظریه سیستمی باشد. سیستم در مواقع خطر و برای پوشاندن ورودیها و مجرای اطلاعات و پنهان کردن ساختار اصلی بخشی از بدن خود را در برابر ورودی قرار میدهد.
بخشی از بدن که به عنوان سپر دفاعی بوده و با ساختارها و نقشهای خوش خط و خال پوشیده شده است. سیستم برای پوشاندن ساختار اصلی خود از بخشی از خود استفاده نموده و این بخش را تا حد امکان دارای ویژگیهای فریبنده و خوش نقش مینماید تا ماهیت سپر دفاعی بودن این فرد یا بخش مشخص نشود.
بابک زنجانی از ساخته شدن داستانهای پیچیده دربارهاش اظهار تعجب کرده و تاکید دارد: «اگر از هر کدام از دوستان سوال شود شاید دو بار هم نتوانند آن داستانهای ساختگی درباره من را دوباره تعریف کنند»
به واقع بخش زیادی از این داستانها دیگر در کنترل سیستم نبوده و به صورت خودجوش توسط مردم و شبکههای مرتبط تولید میشود و هر داستانی نیز به پیچیدگیها و نقشهای بابک زنجانی میافزاید.
بابک زنجانی درباره سرمایهاش میگوید: «سرمایهام را خرد خرد درآوردهام. تا کنون هیچ بانکی در ایران به ما هزار تومان پول و یا وام نداده است.» «من به عنوان یک سرباز بسیجی در جبهه اقتصادی کار میکنم. شانسهایی بوده که خدا در اختیارم گذاشته و از آنها استفاده کردهام. حداقل سه یا چهار بار هم ورشکسته شدهام»
آیا میتوان کسی را که چنین جملاتی را گفته است به سادگی تحلیل و بررسی شخصیت کرد؟
بابک زنجانی خود را راننده رییس بانک مرکزی سابق دانسته و از پدرش به عنوان یکی از بنیانگزاران شرکت مسافربری تی بیتی یاد کرده است.
منصور سلطانی راد، وکیل پرونده طلاق «ثریا اسدی» همسر پیشین «بابک زنجانی» میگوید زنجانی چندبار به زندان رفته بود و اوایل سال ۸۸ بابت چکهای برگشتی شرکت «سورینت قشم» به مدت سه ماه به زندان رفت.
زنجانی نیز خود به ورشکستگیها و شکستهای مالیاش در جاهای دیگری اشاره کرده است. هر چه هست اصل داستان و شروع او با یکی از این شکستها همراه بوده است.
زنجانی به وضوح و به شکلی تابلو و گل درشت در حال ساختن تاریخ برای گذشته خود است. بابک زنجانی سوژهای نیست که بتوان ردپاها، نشانهها و ویژگیهای شخصیتیاش را به سادگی ترسیم و تحلیل کرد.
برای حرکت به سمت بابک زنجانی باید تا حد امکان به جای نقد و تحلیل او به سمت شبیه شدن و رفاقت با او رفت. شاید بتوان گفت که مجموعه رفقای عجیب بابک زنجانی از فوتبالیستها و جماعت عجیبی از هنرپیشگان، تجار، سیاستمداران و فعالان فرهنگی از حلقه رفقای او هستند.
رفقایی که شاید گستردگی و تنوعشان کاملا آشکار کننده علاقه و میل زنجانی برای داشتن دوست و دوستان گسترده باشد. تنها وسیلهای که میتواند روشنگر درک بابک زنجانی باشد، به عوض تبدیل او به سوژه روانکاوی حرکت با او و قدم زدن روی ردپاهای میل اوست.
جستجوی نشانههای لذت و میل در بابک زنجانی میتواند آشکار کننده ساختار پنهان باشد. شرکتهای ساختمانی، هولدینگها، رستورانها، بانکها، هواپیمایی ایر قشم، شرکت لوازم آرایشی کیش، پروژه طهران قدیم، قنادی و شیرینی فروشیها، استودیوهای هنری، فیلمها و پروژههای سینمایی نظیر نقش نگار و سرمایه گذاری روی فیلم هیچ کجا هیچ کس، خرید باشگاه راه آهن و بخشی از حلقه تجاری آقای فوتبالیست، تبلیغات گسترده در شبکههای ملی ایران همه و همه بخشی از بدن سیستم و «مک گافین» ساختار بودند.
مک گافین اصطلاحی سینمایی و به ویژه در رابطه با سینمای هیچکاک است. مکگافین (به انگلیسی: MacGuffin) مفهومی در سینما است که توسط آلفرد هیچکاک متداول شدهاست. مکگافین به سرنخ یا ابزاری گفته میشود که بدون اهمیت ذاتی، به پیشبرد داستان کمک میکند.
یکی از مستعملترین تکنیکهای گسترش پیرنگ در سینمای هیچکاک استفاده از «جستجو برای مک گافین» بوده است. «مک گافین» فردی/ شیئی/ مفهومی و به طور کلی ابژهای است که همه به دنبال آن میگردند و ماجرا پیش میرود اما در بسیاری مواقع سرانجام معلوم میشود که یا ابژه خیالی بوده است و یا اینکه اهمیت چندانی نداشته است.
در روانی، پولهای دزدیده شده نقش «مک گافین» را ایفا میکنند و اولین حدسهای ما کنجکاوی در مورد سرانجام پول هاست که تقریباً از انتهای همان نیمه اول فیلم فراموش میشود.
پولهای دزدیده شده در روایت بابک زنجانی نیز در نهایت مک گافین و سرنخهای دروغین هستند. واژه ابداعی آلفرد هیچکاک که به تمهیداتی در قصه اطلاق میشد که سبب تداوم ماجرا میشوند و شخصیتها به آن توجه خاصی نشان میدهند.
مک گافین در واقع بهانهای است برای خلق هیجان و تاثیرات ویژه آن. خود هیچکاک معمولا به عنوان نمونه از نقشههای مخفی یا اوراق ربوده شده، نام میبرد که همه شخصیتهای فیلم به دنبال آن هستند.
زنجانی میگوید که در دو - سه سال گذشته بیش از ۱۷ میلیارد از درآمد حاصل از فروش نفت را به ایران منتقل کرده است.
زنجانی در مصاحبه با ایسنا خودش را «سرباز بسیجی در جبهه اقتصادی» معرفی کرد و گفته بود که همه فعالیتهایش زیر نظر وزیر نفت و مسئولان وقت و «کاملاً شفاف» بوده است.
هیجانات و تاثیرات ایجاد شده در جامعه برای رسانهای شدن بابک زنجانی بخشی از میل خود او و بخشی نیز میل ساختار بودند، ساختاری که نمیتواند به تمامی و درستی به تبیین و درک بابک زنجانی نایل شود.
قضیه بابک زنجانی میتواند به سادگی دچار محو تدریجی شود، گونهای کم کم از پیش چشم و درون دل رفتن و به بوته فراموشی سپرده شدن.
برای جامعه و ملتی که یکی از فانتزیهای ذهنیاش در افق محو شدن است چندان هم عجیب نیست که بابک زنجانیها را نیز کم کم در افق محو کند.
جامعه ایرانی به شدت بر خاطرات، نوستالژیها و فانتزیهای خود مستقر شده است و هر گونه عامل خارجی در هر لحظهای که بخواهد کلیت یک فانتزی را خراب کند به کل نابود و با فانتزی فراموش میشود.
سرنوشت بابک زنجانی تنها نکته روانکاوانهای را که دارد همانا بررسی غایتشناسانه یک ایرانی است، یعنی اگر روزی شرایط و زمانه و شانس دست به دست هم دهند تا یک ایرانی بتواند بخش زیادی از سرمایه و پول یک مملکت را در اختیار داشته باشد در نهایت با تمام ویژگیهای مثبت درونی، عقدههای درونی، انحرافات فکری و اخلاقی و در نهایت با تمام وجود به کدام سمت میرود.
بابک زنجانی در چنین شرایطی به سمت تبدیل شدن به چه چیزی پیش رفته است؟ ته خط یک پولدار ایرانی کجا میتواند باشد؟
ایجاد تولید و ثروت ملی یا رفاقت با فوتبالیست و بازیگر و فیلم ساختن و پارتی گرفتن و هواپیمایی زدن و هزار و یک بامبول دیگر که ته و آخرش معلوم است که هیچ نفع و دوایی نداشته است.
چرا اینگونه شدهایم، چرا ثروتمندان و پولدارترین بخشهای جامعه ایرانی به سمت الگوها و تبدیل شده به ایده آلهایی رفتهاند که دیوانه وار باعث نابودی فرهنگ و اقتصاد ما شده است؟
چرا یک تاجر ایرانی تبعه بریتانیا (آقای شجاع شجاعی سرمایه دار و میلیونر بریتانیایی متولد ایران) تعداد زیادی زن و دختر را به بهانههای واهی نظیر مدل شدن و درس خواندن با خود به ویلایش در ماربلای اسپانیا برده و حرمسرایی مفتضحانه ایجاد کرده است؟
به گفته پلیس اسپانیا تعداد نه نفر از زنان ساکن خانه این مرد که بین بیست تا سی سالهاند، مدعی شدهاند که به اجبار و به شکل تطمیع در خانه آقای «ش» نگه داشته شده بودهاند. با این حال یکی از خدمتکاران خانه گفته است که این زنان هر روز آزادانه از منزل بیرون میرفتند و در شهر گردش و خرید میکردند و تا جایی که او مطلع است اجباری برای ماندن آنان در خانه آقای «ش» در کار نبوده است.
پلیس اسپانیا بعد از بازجوییهای اولیه، متهم را با وثیقه آزاده کرده و زنان ساکن خانه را با فرزندانشان به محلی دیگر منتقل کرده است.
فرزندان آقای «ش» بین نه ماه تا هفت سال سن دارند. یکی از همسایههای این عمارت بزرگ ده اتاق خوابه که به سبک عربی ساخته شده است میگوید که این زنان همراه با فرزندانشان هر روز با اتومبیلهای اعیانی از خانه بیرون میآمدند و همیشه لباسهای گرانقیمت به تن داشتند.
«ش. ش» علاوه بر تابعیت ایران، گذرنامه بریتانیایی نیز دارد. شاکیان همچنین ادعا کردند شجاعی خود را «غول نفتی» و از دوستان باراک اوباما و ولادیمیر پوتین معرفی کرده است.
پلیس بعد از شنیدن این ادعاها شجاعی را بازداشت کرد. او در بازجوییها تمام اتهاماتش را رد کرد و بعد از دو روز با قرار وثیقه آزاد شد.
شجاعی مردی متاهل است و از همسر ۳۳ساله دانمارکی خود دوفرزند دارد که آنها نیز در همین ویلا سکونت دارند.
شجاعی که در سال ۲۰۰۸ تابعیت بریتانیایی گرفته است در بازجوییها گفت این زنان همگی به میل خود به خانه وی رفته و در آنجا آزاد بودند و هر وقت میخواستند، میتوانستند ویلا را ترک کنند اما شاکیان ادعا کردهاند فقط در صورتی حق ترک ویلا را داشتند که از قبل با شجاعی هماهنگ میکردند و همیشه باید با راننده او از خانه خارج میشدند. در همین حال، یکی از همسایهها گفته همیشه ورود و خروج زنان را به این خانه میدید.
شجاعی در پاسخ به اتهامات مطرحشده گفته این زنان از کارمندان شرکتش بودند که با میل خودشان با او رابطه جنسی برقرار میکردند.
او همچنین ادعای دیگری را مطرح کرده و گفته در دو روزی که در بازداشت بوده مبلغ زیادی پول، جواهرات، آثار هنری و قالیچههای ایرانی از خانهاش مفقود شده و وی قصد دارد موضوع را پیگیری کند. «خونه آقا شجاع» همان جایی است که روزگاری در جواب سوال «کجا» به هم میگفتیم. «کجا؟» و میشنیدیم «خونه آقا شجا»
شاید بتوانیم انتهای این مسیر را با دوباره پرسیدن این سوال کمی تغییر بدهیم: به راستی به کجا میرویم؟
*محقق، مترجم و پژوهشگر

به گزارش ایسنا، بابک زنجانی متهم ردیف اول پرونده حدود ساعت 8:30 مانند جلسات گذشته با تدابیر امنیتی وارد دادگاه انقلاب شد.
* وکیلمدافع بابک زنجانی هم در دادگاه انقلاب حاضر شد.
* علیرغم پخش شایعهای در فضای مجازی در شب گذشته مبنی بر بازداشت یکی از خواهران بابک زنجانی، خواهران وی در دادگاه انقلاب حضور داشتند.
* بابک زنجانی قبل از آغاز رسمی جلسه دادگاه دقایقی با رسول کوهپایه زاده وکیلمدافعاش صحبت کرد.
* وکلای شکات پرونده نیز قبل از شروع جلسه دادگاه، دقایقی را با هم گفتوگو کردند.
* پیش از شروع جلسه دادگاه، بابک زنجانی به وکیل بانک مسکن گفت من پولم را میگیرم و کاری به شما ندارم که وکیل مدافع بانک مسکن خطاب به وی گفت که شما را به خیر و ما را به سلامت.
* جلسه دادگاه حدود ساعت 9 صبح با قرائت آیاتی از قرآن کریم آغاز شد.
* در ابتدای جلسه قاضی صلواتی از غلامحسین صادقیقهاره وکیلمدافع شرکت اچ کی خواست تا با حضور در جایگاه شکایت خود را مطرح کند.
وکیلمدافع شرکت اچ کی در ابتدای صحبتهای خود از دادسرای عمومی و انقلاب تهران، بازپرس و معاون دادستان، وزارت اطلاعات، معاونت حقوقی سپاه پاسداران و نیروی انتظامی و همچنین کارشناسان بانک مرکزی تشکر کرد.
وی بیان کرد: به نظرم بابک زنجانی تاکنون مطلبی را در ماهیت موضوع مطرح نکرده است و بیشتر به حواشی و مسائل جنبی پرداخته است. ما مسائل حاشیهای را بررسی نمیکنیم آنچه در این جا بررسی میشود اصل کیفرخواست و دفاع از آن است.
وکیل شرکت اچ کی با بیان اینکه بحث ما از طرف شرکت نفت، بحث وصول بیتالمال است، گفت: همانطور که میدانید کشورهای غربی به سرکردگی آمریکا و به بهانه غنیسازی برای ساخت سلاح اتمی ایران را هدف تحریمهای ظالمانه قرار دادند تا اینکه در بهمن ماه سال 90 با تشدید تحریمها، شرکت ملی نفت و شرکتهای تابعه آن و بانک مرکزی و سایر بانکها مشمول تحریم شدند. به نحوی که حمل و نقل محمولههای نفت و فروش آن در بازارهای جهانی با مشکل جدی مواجه شد.
صادقی قهاره ادامه داد: انباشت محمولههای نفتی روی شناورها در آبهای خلیج فارس، مقامات را نگران کرد. استفاده از شرایط تحریم فرصت مناسبی برای افراد فرصتطلب بود، به جای این که در این بحران یار شاکری باشند، بار خاطری شدند. متاسفانه بابک زنجانی به همراه شرکا با ادعای دور زدن تحریمها خود را قهرمان نشان دادند و مسئولان و مدیران شرکت نفت را به امور غیر واقع امیدوار کرده و بیش از دو میلیارد یورو از شرکت نفت را که برای بیت المال بوده به غارت بردند.
وی با بیان اینکه دادستان به خوبی تقاضای جزا برای برای متهمان در کیفرخواست کرده است گفت: از آنجا که در کیفرخواست اتهام افساد فیالارض از طریق اخلال در نظام اقتصادی با تشکیل شبکه سازمان یافته عنوان شده، مطالب خود را ارائه میدهم.
وکیلمدافع شرکت اچ کی ادامه داد: آنچه که بابک زنجانی از قبل و در خلال مراوداتی که با سازمانها و نهادهای دولتی و غیردولتی ادعا داشته، من را وادار میکند به دو نکته اساسی اشاره کنم. نخست اینکه وی خود را یکی از پاکترین و دلسوزترین افراد نظام جمهوری اسلامی عنوان کرده و به تعبیر خودش بسیجی اقتصادی بوده است. دیگر اینکه خود را دارای چنان شرایط مالی فوقالعاده و ثروت کلان و امکانات مالی در داخل و خارج از کشور عنوان کرد و گفت که به دلیل تمکن مالی وی برخی از مشکلات کشور حل شده است.
وی ادامه داد: در بیان شخصیت وی «ر. م» مدیر فروش سورینت قشم گفته که از سال 83 با وی آشنا بودم. وی دارای دو شناسنامه به نامهای بابک زنجانی و دیگری به نام محمدرضا بابک روغنی زنجانی بوده است. در آن زمان فقط در یک شرکت آرایشی فعالیت داشته. نفر دیگر به نام «ن.ح» میگوید پدر بابک زنجانی از کارکنان راه آهن بوده و بابک زنجانی بعد از ظهرها برای من کارهای تعمیری طلا انجام میداد و به بازار میبرد.

وی در ادامه قرائت شکایات خود اسامی متهمان ردیف دوم و سوم را آورد که قاضی صلواتی از وی پرسید شکایت شما علیه متهمان دوم و سوم است که در همین هنگام متهمان ردیف دوم و سوم وارد جلسه دادگاه شدند.
صادقی قهاره در ادامه شکایت خود تاکید کرد: مطالبات ما در رابطه با نفت خام و نفت کوره است. متهم وون کره و لیر ترکیه را به جای پرداخت به پیمانکاران صرف خرید اموال و سرمایه گذاری کرده است. وی عمده لیرها را به حساب صرافی وابسته به رضا ضراب واریز کرده است.
صادقیقهاره گفت: متهم دو شاخص را برای خود مطرح میکند یکی این که آدم مومن و ساده و پاکی است و دیگری این که آدمی با تمکن بالاست. در صورتی که اتهام اول متهم با این سوابق کیفری و عملکرد بزهکارانه ای که دارد درست نیست و نتیجه آن مشخص است. همچنین وی ادعا دارد که دارای تمکن مالی است در صورتی که از منابع شرکت نیکو و شرکت نفت منابع را بدست آورده و ثروت باد آوردهای را کسب کرده که صرف بلند پروازیهای خود کرده است.
وکیل مدافع شرکت اچکی تاکید کرد: مهمترین فعالیت متقلبانه بابک زنجانی مثبت نشان دادن صورتحسابها است، مانند شرکت اچکی و بانک مسکن.
صادقیقهاره با اشاره به گزارش پلیس آگاهی در مورد شخصیت بابک زنجانی گفت: در این گزارش آمده که بابک زنجانی در سال 93 فرزند مرتضی متولد 1352 در جهت پیشبرد اهداف خود چندین شناسنامه داشته با اسامی و شماره شناسنامههای مختلف؛ از جمله بابک زنجانی فرزند علی به شماره شناسنامه 1200،بابک زنجانی فرزند مرتضی به شماره شناسنامه 59 و محمد بابک روغنی زنجانی فرزند مرتضی به شماره شناسنامه 1618 و با این شناسنامههای جعلی مبادرت به صدور چکهای بلامحل و جعل اسناد کرده است، البته متهم در دفاع به بازپرس گفته که نباید نبش قبر کنید و این موضوعات مربوط به گذشته است و چرا آنها را پیگیری میکنید. در صورتی که ما در مرجع قضایی هستیم و سوابق متهم دارای ارزش است.
صادقیقهاره درباره شخصیت متهم اصلی پرونده موسوم به فساد نفتی در گزارشی دیگر گفت: در این گزارش آمده بابک زنجانی جوان 40 سالهای است که از سال 88 فعالیت خود را آغاز کرده و واردکننده لوازم آرایشی در کیش بوده و دارای سابقه قاچاق ارز بوده است. وی توانسته در سالهای اخیر با رانتهای ایجاد شده در وزارت نفت و بانک مرکزی به نقطهای برسد که خود را ثروتمندترین فرد ایرانی معرفی کند.
وی با اشاره به مصاحبه بابک زنجانی با یکی از رسانهها گفت: در این مصاحبه وی عنوان کرده که 64 شرکت داخلی و خارجی دارم و گفته که راننده رئیس بانک مرکزی بوده است. در صورتی که وی هرگز راننده مرحوم نوربخش نبوده است.
وی با تاکید بر این که بانک FIIB طرف حساب ما نیست و این بانک فقط یک وسیله برای کلاهبرداری بوده است گفت: بابک زنجانی در این مصاحبه گفته که من سالها تجربه کارهای بانکی دارم و بیشتر السیهای باز شده به رهبری من بوده است. من دنبال شرکت نفت نرفتم و آنها به دنبال من آمدند و به 15 بانک داخلی کمک کردم. این ادعاها کذب محض است.
وکیل مدافع شرکت اچ کی ادامه داد: مسئولان بانکی هرگز سراغ وی نرفتند و متهم از طریق «م.ش» متهم دیگر پرونده معرفی شد و «م.ش» وی را به عنوان فردی که خواستار خرید نفت است معرفی کرد. طبق توافق مدیران صندوق بازشستگی نفت و متهم ردیف اول و متهم ردیف دوم سه محموله به ارزش 300 میلیون یورو به شرکت ISO که وابسته به بانک زنجانی است واگذار شد و «م. ش» نیز این مطالب را نیز گفته و تایید کرده است. متهم ردیف دوم، بابک زنجانی را فردی فعال و باهوش معرفی کرده است.
وی با اشاره به گزارش سازمان بازرسی در مورد بابک زنجانی گفت: این سازمان در گزارش خود آورده که حسب تحقیقات صورت گرفته بابک زنجانی با مجموعههایی در جابجایی ارز همکاری داشته و از طریق مجموعه نفت وارد خرید و فروش نفت شده است. وی قبل از این که در لیست تحریم قرار گیرد فرصت داشته که وجوه را پرداخت کند ولی از انجام این کار به بهانههای واهی خودداری کرده است. وی به شرکت نفت گفته بود من پولها را در بانک ژاپن میبرم و از آنجا به حساب شما واریز میکنم که این موضوع به هیچ وجه صحت نداشت. وی 11 فقره قرارداد با شرکت اچکی داشته است.
در این هنگام بابک زنجانی گفت: قراردادی وجود ندارد که قرائت شود. پس از آن صادقی قهاره جزییات این 11 فقره قرارداد را بیان کرد.
* رییس شعبه 15 دادگاه انقلاب، ساعت 10:30 اعلام تنفس 15 دقیقهای کرد.
پس از پایان تنفس، وکیلمدافع شرکت اچکی گفت: باید از بابک زنجانی در خصوص روشهای جدید و مجرمانهای که به کار برده تشکر کرد.
صادقیقهاره با اشاره به مطالبی که بابک زنجانی در رابطه با یکی از شیوخ در دبی مطرح کرده بود گفت: بابک زنجانی گفته که زمانی که در دبی شیخ محمد برای بازدید آمده بود مرا دید و به شیخ حشر معرفی کرد و او پول را به من داد، اما دیگر هیچ صحبتی از شیخ حشر مطرح نشد.
وی ادامه داد: یکی از کارمندان متهم پرینت 15 صفحهای را برای وی آورده و همان پرینت را وزارت اطلاعات برای بازپرس فرستاد. یعنی پس از کشف ارتباط بابک زنجانی با بیرون از زندان، اقدامات همراه کننده وی مشخص میشود. متهم و شرکایش روشهای مجرمانه و نویی را با استفاده از امکانات ابداع و ایجاد کردند و از این حیث باید از بابک زنجانی تشکر کرد که صاحب روشهای جدید در ایران است.
وکیل مدافع شرکت اچ کی ادامه داد: بابک زنجانی در بازجوییهای اولیه گفته که مبلغ یک میلیارد و 200 میلیون از مبالغ السیها و محمولهها را به فردی در چین و فرد دیگری در امارات فروخته است و پول آنها را گرفته و صرف خود کرده است. وی مدعی شده که از تایپیست شرکتش بازجویی کردند در حالی که فردی که ایشان تایپست مینامند سمتهای بالایی داشته مانند خانم «م . م» به عنوان مدیرعامل یک شرکت و خانم دیگری «م.م» که مسئول تمام پیامهای وی بوده است.
وی تصریح کرد: بابک زنجانی در دفاعیات خود گفته که شما چه کار به منشاء و منابع دارید، در حالی که وی منشاء را صرف خرید هواپیما کرده و همگی از پولهای شرکت نفت بوده است. در سال 90 که FIIB را میخرد، سابقه بازداشت داشته است. همچنین در سال 86 وی متوسل به جعل شناسنامه میشود. متهم در دفاعیات خود از لفظ LC عدول کرده و به برات پرداخته است.
صادقی قهاره ادامه داد: بابک زنجانی مطرح میکند که ماشین و انگشتر و ساعت و ... را وزیر نفت در دست نگیرد در صورتی که بحث بیتالمال مطرح است و پرونده مربوط به دولتهای قبلی و فعلی نیست بلکه مربوط به بیتالمال است. ما میخواهیم که هر کسی که تخلف کرد با او برخورد شود.
بر اساس این گزارش، وکیلمدافع شرکت اچ کی ادامه داد: بابک زنجانی مدعی شده که محمولههای نفتی به وی تحویل داده نشده است، در حالی که در نامههای گوناگون میتوان متوجه شد که این محمولههای نفتی به بابک زنجانی تحویل داده شده است، البته متهمان ردیف دوم و سوم قبول دارند که محمولههای نفتی را فروخته است و حتی در این زمینه طلبکار هم هستند.
وی با اشاره به اینکه بابک زنجانی 24 فقره سوئیفت جعل کرده است گفت: امیدوار کردن شرکت اچکی به امور واهی و کاذب از جمله اقدامات زنجانی بوده و وی از مدارکش بهره برد. متهم با استفاده از قطع سوئیفت جهانی، مدعی میشود که نمیتواند پیامها را جابجا کند، در حالی که این موضوع صحت ندارد. نامبرده نقش اصلی در فروش نفت و هزینه پرداخت آن را داشته است و سبب به تاراج رفتن منابع کشور شده است.
وکیلمدافع شرکت اچ کی تصریح کرد: متهم حساب شرکت اچ کی را نزد بانک FIIB با پیامهای سوئیفتی جعلی توسط خانم «م» کارمند وی ساخته و پرداخته شده و بستانکار نشان داده میشود.
صادقی قهاره ادامه داد: متهم خود را فعال اقتصادی نشان داده و با رخنه در بانکهای دولتی و خصوصی از موقعیت بحرانی کشور سوء استفاده کرده و مدیران آنها را فریب داده و اقدام به کلاهبرداری کرده است؛ در واقع بابک زنجانی برای جلب اعتماد مدیران شرکت نفت، به گواهی افراد و مقامات برای جلب اعتماد توسل یافته از جمله وزرایی مانند وزیر نفت، وزیر صنعت و معدن، وزیر اقتصاد و رئیس وقت بانک مرکزی.
وی ادامه داد: در واقع تایید مقامات عالی در جهت حل بحران موجود بوده و کم کردن فشارهای موجود، البته بابک زنجانی از این وضعیت هم سوء استفاده و اقدام به کلاهبرداری میکند. وی از وزیر نفت وقت میخواهد که با شرکتهای متعلق به وی همکاری کند و مدیران این بانک را هم فریب داده و 60 درصد از سهام بانک کنت و FIIB را به مبلغ 90 میلیون دلار خریداری میکند.
وی در ادامه به ارتباط بابک زنجانی با «م.ش» پرداخت و گفت: آقای ش گفته که به اصرار دوستان مجبور به همکاری با بابک زنجانی شدم. بابک زنجانی از شخصیت آقای ش برای اعتبار بین مدیران نفت برای خود بهره برده است و اگر آقای ش نبود محمولههای نفتی تحویل بابک زنجانی نمیشود.
صادقی قهاره خاطرنشان کرد: بابک زنجانی با همکاری فردی به نام «ع.ز» در منطقه لابوان مالزی شرکتی را تاسیس میکند و حسابی مربوط به این شرکت نزد بانک FIIB باز میکند.
وی با اشاره به شراکت بابک زنجانی با دو متهم دیگر اضافه کرد: برای دو متهم دیگر عنوان مشارکت در اخلال در نظام اقتصادی مطرح شده که بر همین اساس از دادگاه خواستار صدور حکم مقتضی هستم؛ زیرا مشخص است که اگر همراهی این دو نفر نبود مطمئنا بابک زنجانی توانایی انجام کلاهبرداری در این امر عظیم را نداشت. «ح. ف» فردی است که «م. ش» او را برای گروه سه نفرهشان معرفی میکند، البته شروع همکاری «م. ش» ر رابطه با خرید هواپیما بوده است. بابک زنجانی از طریق فردی به نام «ش» به مدیر عامل بانک مسکن معرفی میشود و نقش موثری در سیستم داخلی کشور داشته است. «م.ش» با آشنایی که با صندوق بازنشستگی وزارت نفت داشته با مشارکت بابک زنجانی زمینه را برای خرید نفت فراهم میکند.
صادقیقهاره در پایان قرائت شکایت خود گفت: چنانچه دادگاه با اینگونه کلاهبرداریها مقابله نکند تردیدی نیست که اینگونه اقدامات مجرمانه با استفاده از روشهای مدرن در جامعه صورت میگیرد.
وی ادامه داد: بابک زنجانی دزدی است که با چراغ آمده است. بر همین اساس موکل در خصوص ضرر و زیان وارده دادخواستی را تقدیم دادگاه می کند.
پس از پایان صحبتهای صادقی قهاره وکیل مدافع شرکت اچ کی قاضی صلواتی گفت: اعلام شکایت شما و وزارت نفت مشترک است.
غلامرضا مهدوی وکیل وزارت نفت نیز موضوع را تایید کرد و قاضی صلواتی گفت که لایحه دفاعی را زودتر ارائه دهید.
جلسه دادگاه در ساعت 11:50 به پایان رسید و قاضی صلواتی عنوان کرد که جلسه بعدی متعاقبا اعلام میشود.
در شرایطی که کشور مورد شدیدترین تحریمهای اقتصادی قرار گرفته بود، زنجانی با برخی روابط سیاسی موفق میشود بهجای شرکت نفت، در امر فروش نفت ایران دخالت کرده و مبالغ هنگفتی را جابهجا کند. اما دراینمیان حدود دوهزارو ٧٠٠میلیارد یورو از این پول در حساب او میماند و هیچگاه به خزانه وارد نمیشود. بیژن زنگنه ٣٠ بهمن ٩٢ در صفحه فیسبوک خود نوشته بود: «آنطور که حساب کردهام فعلا هر ایرانی ١١٠هزار تومان از آقای بابک زنجانی طلبکار است». پس از ٢٢ ماه بازداشت، امروز نخستین جلسه دادگاه این میلیاردر نفتی برگزار میشود. وکیل جوان او، رسول کوهپایه، معتقد است اگر پرونده در فضایی حقوقی و تخصصی بررسی شود، نتیجهای غیر آن چیزی که این روزها مطرح است خواهد داشت. رسول کوهپایه، متولد ١٣٥٩ و رتبه دوم کنکور سراسری سال ٧٨ است و براساس بورس اعطایی از وزارت علوم، دو رشته حقوق و علوم سیاسی را همزمان خوانده است. کارشناسیارشد خود را در رشته حقوق تجارت بینالملل به پایان رسانده و بهعنوان نفر اول بورس وزارت نفت، مدتی در انگلستان مشغول به تحصیل بوده است. میگوید دوستانش معتقدند او نمک وزارت نفت را خورده و نمکدان شکسته که وکالت زنجانی را پذیرفته است. در فضایی نهچندان دوستانه با هم به گفتوگو نشستیم. میگوید موکلش ٢٢ ماه را در انفرادی بهسر برده و میخواهد دفاع شایستهای از او انجام دهد:
نحوه آشنایی شما با بابک زنجانی چگونه بود؟ قبل از بازداشت او را میشناختید؟
من موکل را قبل از بازداشت ندیده و نمیشناختم. با واسطهای به این پرونده معرفی شدم. ابتدا دو وکیل دیگر داشتند بعد من وارد شدم.
آن واسطه از طرف دادستانی بود یا نزدیکان متهم؟
از طرف خانواده و نزدیکان ایشان معرفی شدم.
اموال او در اختیار دادستانی است. شما حقالوکاله را از چه کسی دریافت میکنید؟
من روز اول ورود به پرونده قراردادم را به دادستانی ارائه کردم و میزان حقالوکاله را هم گفتم و تقاضای پرداخت کردم. چون پولهای نقد ایشان هم در دست دادستانی است، هنوز پاسخی به من ندادهاند. حتی کارشناسان بیشماری هم که در این پرونده بودهاند حقوق خود را دریافت نکردهاند.
پس تاکنون هیچ پولی برای وکالت از آقای زنجانی دریافت نکردهاید؟
خیر.
من باید باور کنم؟
بله. چراکه نه.
سخت است.
اما باور کنید.
در این ۲۲ ماه با موکلتان ملاقاتی داشتهاید؟
در مرحله تحقیقات و بازپرسی با وجود درخواستهای متعدد، اجازه ملاقات با موکلم صادر نشد. پس از ارسال پرونده به دادگاه، وفق قوانین و مقررات امکان ملاقات با موکلم میسر شد.
ملاقات کجا انجام میشد؟
در زندان اوین.
زنجانی با خانواده خود هم ملاقاتی داشته است؟
بله. بهخصوص پس از ختم بازپرسی و ارسال پرونده به دادگاه، ملاقات با خانواده بهصورت مرتب و منظم انجام میگیرد.
کدامیک از اعضای خانواده به ملاقات میآمدند؟
پدر، مادر و دو خواهر آقای زنجانی.
در این ۲۲ ماه در کدام بند از زندان اوین و به چه صورتی نگهداری میشوند؟
با وجود بسیاری از شایعات موجود، موکل من در تمام این مدت در سلول انفرادی یکی از بندهای زندان اوین نگهداری میشده و هماکنون هم در انفرادی بهسر میبرد.
کدام بند هستند؟
اجازه میخواهم این سؤال را پاسخ ندهم.
امکان استفاده از رسانهها برای زنجانی فراهم بوده است؟
بعد از مراحل بازجویی و تحقیقات، وفق مقررات جاری زندان، از مطبوعات استفاده میکند. بههمیندلیل از برخی اخباری که منتشر میشود مطلع است.
از رادیو و تلویزیون هم استفاده میکند؟
این را مطمئن نیستم.
از کیفرخواست و اتهاماتی که به او وارد شده اطلاع دارد؟
تقریبا از متن کیفرخواست و اتهامات اطلاع دارند. اما تنها یک جلد از ۲۰۹ جلد کیفرخواست خود را مطالعه کرده است.
شما چطور؟ کیفرخواست را به صورت کامل مطالعه کردهاید؟
قطعا نه. حجم کیفرخواست و پرونده بسیار وسیع است. پرونده پیچیدگیهای تخصصی دارد. در چنین پروندهای که شاید یک جمله یا یک سند میتواند مسیر و نتیجه آن را تغییر دهد، نیاز به زمان مناسب و بیشتری بود که وکلا و متهم بتوانند آن را بهدقت مطالعه کنند.
شما تنها وکیل بابک زنجانی هستید؟
بله، بنده هستم و دو همکار جوان دیگر هم به من کمک میکنند اما به صورت رسمی من هستم که وظیفه دفاع از بابک زنجانی را انجام خواهم داد.
آقای سلطانی، رئیس کمیته پیگیری پرونده زنجانی در مجلس گفتهاند که شش تیم خبره وکالت روی پرونده کار میکنند و در تلاش هستند تا تاریخ برگزاری دادگاه به تعویق بیفتد تا از نظر قانونی امکان نگهداری متهم در زندان وجود نداشته باشد و او آزاد شود. این موضوع را تأیید میکنید؟
به هیچوجه اینطور نیست. نه شش تیم وکالت وجود دارد و نه بنده بهعنوان وکیل خواهان عدم برگزاری دادگاه شدهام. این دو موضوع کذب محض است. اصولا کسی که نماینده مجلس است نیک میداند که هرگز شش وکیل یا شش تیم وکالت نمیتوانند برای یک پرونده در مرجع قضائی اعلام وکالت کنند. به هر حال اگر قرار بر اتخاذ تصمیمی در این پرونده باشد، مرجع رسیدگی قوهقضائیه است نه وکیل متهم. اینکه ما تقاضای استمهال کردیم، از این باب نبوده که در تحقیق و رسیدگی به پرونده خللی ایجاد شود بلکه براساس وظیفه قانونی و حرفهای، من بهعنوان وکیل باید بتوانم کل پرونده را بهدقت بخوانم تا از موکل به نحوه شایسته و براساس قانون دفاع کنم. جالب است بدانید که وکلای شرکت نفت چهار نفر هستند و تا آنجا که میدانم آنان کمتر از من پرونده را مطالعه کردهاند. چون من پیش از آنها وارد این پرونده شدم. پس تقاضای استهمال برای امکان دفاع شایستهتر بود نه انگیزهای دیگر.
به هر روی بابک زنجانی ۲۲ ماه است که ناپدید شده است. از این کلمه استفاده میکنم به این منظور که در این مدت حتی خبری یکخطی از او منتشر نشده است. اکنون و با توجه به اینکه میگویید کل این زمان را در انفرادی به سر میبرده، حال عمومی او چگونه است؟
حال عمومی او خوب است.
پس از ۲۲ ماه انفرادی؟
بههرحال باید این واقعیت را در نظر گرفت که شخصی پس از ۲۲ ماه انفرادی در چه شرایط روحی و روانی به سر میبرد. بهخصوص که دست او هم از همه چیز کوتاه است. با وجود اینکه میگویند گردنکلفتی میکند اما زنجانی در یک فضای محدود و انفرادی امکان گردنکلفتی ندارد.
البته در این مورد و با نیتی که مسئولان گفتهاند، گردنکلفتی ارتباطی به مکان نگهداری او ندارد. آنچه مسئولان بهعنوان مصداق گردنکلفتی گفتهاند این بود که زنجانی آدرس پولها را نمیدهد.
اجازه بدهید این مورد را هم توضیح میدهم. اینگونه نیست و پول هم موجود است.
اما چند ماه است که چندین مقام مسئول میگویند زنجانی آدرس پولها را نمیدهد.
توضیح میدهم. طرف مقابل بر مسند قدرت است. یعنی شاکی پرونده بهعنوان وزارت نفت قدرت و رسانه دارد. از سویی متهم در این مدت، آماج انواع و اقسام اتهامات از سوی افراد، رسانهها و گروههای سیاسی قرار گرفته، بدون اینکه امکان دفاع از خود را داشته باشد. در چنین شرایطی و پس از ۲۲ ماه انفرادی، قطعا فرد از نظر ذهنی و روحی دچار مشکلات فراوانی خواهد شد. به هر روی وضعیت او طبیعی نیست.
نظر بابک زنجانی درباره اتهاماتش چیست؟
موکل من معتقد است در زمانی که کشور درگیر تحریمهای بسیار شدیدی بود و وضعیت اقتصادی در شرایط فوقالعاده بحرانی بود، به غیر از چند خریدار محدود که دولت آمریکا آنها را مشخص کرده بود که به میزان محدود حق خریداری نفت از ایران را داشتند، هیچ کشوری مجاز به خرید نفت از ایران نبود. از سوی دیگر هیچ سازمان کشتیرانی معتبری حاضر به انتقال نفت ایران نبود. از طرفی هیچ شرکت بیمهای حاضر به ارائه خدمات به ایران نبود و بر فرض محال که تمام این موارد انجام میشد و ایران میتوانست نفت خود را به فروش برساند، امکان انتقال حتی یک دلار از مبالغ فروش نفت به کشور وجود نداشت. سوییفت ایران به صورت کامل مسدود شده بود و بانک مرکزی هیچ قدرت مانوری در این زمینه نداشت. بابک زنجانی معتقد است در چنین شرایطی توانسته به کشور خدمت کند. یعنی هم در حوزه نفت و انرژی و هم در حوزه پولی موفق به دورزدن تحریمها میشود و مبالغ هنگفتی هم به کشور بازمیگرداند که اسناد و مدارک آن موجود است و اساسا به همین دلیل از سوی اتحادیه اروپا و آمریکا موردتحریم قرار میگیرد. به دلیل موردتحریم قرارگرفتن، پولهای موکل بلوکه میشود که این نقطه آغاز مشکلات است. او معتقد است زمانی که کاری از هیچکس برنمیآمد، موفق شده به کشور خدمت کند.
که البته این صرفا ادعای زنجانی است.
بله و ادعای موکل من این است که به کشور خدمت کرده و تشخیص درستی یا غلطی این ادعا به عهده دستگاه قضائی کشور است. او معتقد است هم از سوی دشمنان نظام موردتحریم و ظلم قرار گرفته و اکنون از سوی دوستان نظام با اتهام سنگین افساد فیالارض مواجه شده و مدعی شدهاند با علم و قصد خواسته به همین نظام ضربه بزند. او معتقد است که این موضوع بیش از اینکه دعوایی حقوقی باشد، یک مجادله سیاسی است. او میگوید دوستان بیش از اینکه دغدغه اموال بیتالمال را داشته باشند، در جهت پیشبرد برخی اهداف سیاسی میخواهند او را دشمن جلوه دهند. درواقع عدهای با اسم رمز بابک زنجانی میخواهند رقیب سیاسی خود را موردهجمه قرار دهند. این شرایطی است که موکل من در این ۲۲ ماه زندان انفرادی سپری کرده است.
البته این هم ادعای بزرگی است که درباره آن صحبت خواهیم کرد. چراکه اساسا این پرونده، شخص بابک زنجانی و موارد بیشمار موجود در این پرونده از جمله چگونگی ورود او به حوزه نفت در دوران تحریم، سیاسی است. اساسا بابک زنجانی که به اعتقاد شما توانسته در شرایط تحریم به کشور خدمت کند، خود بهواسطه کسانی وارد این حوزه شده که از مسببان تحریم علیه ایران هستند. درباره همه این موارد میتوان صحبت کرد، اما اول بگویید پیشبینی شما و موکلتان از سرانجام این پرونده چیست؟
من ترجیح میدهم در این شرایط بهجای پیشبینی رأی دادگاه در تدارک دفاع شایسته و حقوقی از موکل باشم و تصمیمگیری را به عهده دادگاه بگذارم، اما بهعنوان فردی که از مرحله دادسرا در پرونده حضور داشتهام و تقریبا سه ماه است بهصورت شبانهروزی مشغول مطالعه کیفرخواست و اتهامها بودهام، بر این باورم که بدون درنظرگرفتن حواشی سیاسی و جنجالهای رسانهای، اگر در فضایی آرام و از بعد حقوقی و در چارچوب موازین آیین دادرسی عادلانه و با درنظرگرفتن حق دفاع متهم، پرونده بررسی شود و در مواردی که لازم به احراز واقعیت است، از کارشناسان خبره و بیطرف حقوق بینالملل استفاده شود و از سوی دیگر ظرف زمانی اتهامهای وارد و شرایط و محدودیتهای متأثر از تحریم در نظر گرفته شود، رأی نهایی و مسیر پرونده به شکل دیگری نسبت به فضای امروز خواهد بود. به نظر میرسد در برخی موارد تخصصیبودن موضوعات و آگاهینداشتن برخی افراد و برداشتهای غیرحقوقیای که رخ داده، در موارد تخصصی مانند بانکی، بازرگانی و بینالمللی، ابهامهایی را برای برخی مقامات به وجود آورده است که به این ابهامها وصف کیفری دادهاند. آنچه در روز شنبه بهعنوان کیفرخواست علیه موکلی قرائت میشود، صرفا ادعانامهای است از سوی مرجع تحقیق که دادگاه درباره صحت و سقم آن اظهارنظر خواهد کرد. مطمئنم اگر پرونده از این موج و فضای سنگین سیاسی، خلاصی پیدا کند و واقعا بهعنوان یک «کیس» حقوقی بررسی بشود و در واقع نگاه تصمیمگیر پرونده بیطرف و تخصصی باشد که من احساس میکنم اینطور هست، به یقین نتیجه با آنچه در لسان برخی رجل سیاسی و حتی برخی دوستان رسانهای مانند شخص شما مطرح است، متفاوت خواهد بود.
من نگاه خاصی ندارم. دعوایی هم با شما ندارم. اتهام موکل شما مشخص است. بابک زنجانی در شرایطی که کشور دچار تحریم شده بود توسط برخی دولتمردان گذشته به رانت فروش نفت دست پیدا میکند. بخش عمدهای از مبالغ فروش نفت یعنی چیزی حدود دومیلیاردو ۶۵۰ میلیون یورو آن را هم به خزانه واریز نمیکند. شما اکنون از چه چیزی دفاع میکنید؟ اصولا در داداگاه استراتژی دفاعی شما چه خواهد بود؟
استراتژی دفاع از موکل، در دادگاه و به وقت مقتضی مشخص خواهد شد. یکی از مهمترین موضوعاتی که وکلا میتوانند به مقام محترم قضائی برای کشف حقیقت کمک کنند، این است که نقایص و انتقاداتی را که به کیفرخواست وارد است، به اطلاع قاضی محترم برساند. این استراتژی دفاعی من خواهد بود.
اینکه دلایل و مستندات اتهامات وارده تا چه اندازه موجه و محکم است، مورد دیگر خواهد بود. آیا اساسا به دفاعیات موکل در مرحله دادسرا توجه کافی شده است؟ آیا مقام محترم تحقیق به همان اندازه که دغدغه جمعآوری اسناد علیه متهم را داشته، به ادله موجود له او نیز توجه کرده است؟ آیا براساس استانداردهای متعارف و شناختهشده در زمینه حقوق بینالملل بانکی و حقوق تجارت بینالملل واقعا جعل اسناد بانکی صورت گرفته است؟ آیا این اتهامها تاکنون مستحضر به نظر کارشناسان مستقل دادگستری شده است؟ مرز باریک بین یک بدهکار و مجرم با احراز سوءنیت مجرمانه بهدرستی تشخیص داده شده است؟ اساسا ملبسکردن برخی افعال به لباس کیفری، درحالیکه در صورت اثبات، دارای ماهیت حقوقی است، صورت پذیرفته است؟ ما تلاش میکنیم این موارد را در معیت دادگاه قرار دهیم تا به آن پاسخ داده شود. درعینحال بعد از دو سال، اتهامهای یکطرفه، ما هم بتوانیم حرف بزنیم. تریبونی در اختیار داشته باشیم که بیطرفانه به دفاعیات ما گوش فرادهند و تصمیم بگیرند. تفاوت بین دادسرا و دادگاه همین است.
اکنون شما بهعنوان وکیل و آقای بابک زنجانی بهعنوان موکل میپذیرید که او حدود دومیلیاردو ۶۵۰ میلیون یورو به وزارت نفت بدهکار است؟
اجازه بدهید من پاسخ این سؤال را در دادگاه بدهم. اکنون بله و خیر گفتن من ممکن است باعث حاشیههایی شود.
در دادگاه که قطعا باید پاسخ دهید، اما چون خودتان الان گفتید تفاوت میان بدهکار و مجرم، سؤال کردم که ببینم اصل بدهی را قبول دارید یا خیر؟
نکته اینجاست که در واقع ادعا میشود زنجانی پول یا نفتی را دریافت کرده که مبالغ عودت داده نشده است. اینکه این صحت دارد یا خیر، تشخیصش با دادگاه است و مباحث حقوقی پیچیده خود را دارد، اما فرض بر اینکه این ادعا صحت دارد و آقای زنجانی این مبلغ را بدهکار است، اکنون سؤال این است که سیاست ما از روز اول این بوده که ابتدا مطالبات را وصول کنیم؟ به عبارتی هدف، استیفای حقوق بیتالمال بوده یا سیاست تنبیهی و مجازاتی را در پیش بگیریم که متهم را به سزای اعمالش برسانیم یا اینکه موضوع فراتر از این است. من یک شهروند ایرانی هستم و اگر بیش از وزیر نفت یا هرکدام از دولتمردان دغدغه منافع ملی و حفظ حقوق بیتالمال را نداشته باشم، کمتر از آنان هم نیستم.
این هم یک ادعاست. من هم میتوانم همین ادعا را مطرح کنم، اما در عمل بهگونهای دیگر رفتار کنم. منظورم شما نیستید، در دولت سابق افرادی بودند که شبیه همین مدعیات را مطرح میکردند و از پاکدستی دم میزدند، اما در عمل دیدیم که نتیجه کار چه شد.
در این میان اتفاقهایی رخ داده که من به بسیاری مسائل شک کردهام. من در این پرونده مواردی دیدم که دغدغه اصلی وصول مطالبات نیست. شاید برخی چندان مایل نیستند مطالبات به این زودی وصول شود یا به عبارتی دیگر مایل نیستند این پرونده به سرانجام برسد. از هر دو جناح سیاسی هم هستند. درواقع مفتوحبودن پرونده زنجانی این امکان را به برخی میدهد که با این کارت بازی سیاسی کنند. بهخصوص اینکه انتخابات مجلس در پیش است. این قابلیت وجود دارد که بابک زنجانی را به گروه و جناح خاص سیاسی منتسب کنند. بابک زنجانی تحت فشار قرار گرفته تا یک طرف، طرف دیگر را مورد حمله قرار دهد. من به هیچکدام از جریانات سیاسی کشور وابسته نیستم و با آنان ارتباطی ندارم...
یعنی شما تصور میکنید که او فردی فراجناحی و غیرسیاسی است؟ بالاخره یک تفکر و جریان خاص که تحریم را کاغذپاره میخواند و باعث وضع آن تحریمها شد به بابک زنجانی امکان و عرصه ورود به این نوع فعالیتها را داده است. من به شخصیت حقوقی و علمی شما احترام بسیاری میگذارم، اما فراموش هم نمیکنم که بابک زنجانی در چه شرایط و توسط چه کسانی تبدیل به بابک زنجانی شد.
ببینید. من از روندی که در این ۲۲ ماه حاکم بوده، صحبت میکنم. فضای سیاسی کشور بسیار روی این پرونده مؤثر است. برخی تصور میکنند، میشود این پرونده را مفتوح گذاشت تا به امیال سیاسی خود رسید. رسانه و تریبون هم در اختیار دارند و به راحتی میتوانند آن فضای خاصی که میخواهند، ایجاد کنند و افکار عمومی را هم هدایت کنند. خیلی هم دغدغه اجرای عدالت و حق بیتالمال را ندارند. بعضی اظهارنظرهایی که میبینم این امر را به من اثبات میکند. ما قبلا گفتیم امکان تسریع در بازپرداخت مبلغ مورد ادعا وجود دارد. این موضوعی محرمانه است که بیش از این نمیتوانم در موردش توضیح دهم. این را به وزارت نفت اطلاع دادیم و دادگاه هم در جریان کم و کیف قضایا هست.
بدون اینکه بخواهم انگیزهخوانی کنم، اما بهعنوان وکیلی که میداند که راهکاری برای برگشت این پول وجود دارد، صحبت میکنم.
این پول خارج از کشور است؟
بله.
کدام کشور؟
عرض کردم که بسیار محرمانه است. این را اعلام کردیم. آقای زنگنه تا به حال بارها گفتهاند آدرس پولهایی که تاکنون از سوی ما داده شده جعلی یا دروغ بوده است که این هم در نوع خود جالب است و من در دادگاه از این هم دفاع خواهم کرد. برای اولینبار مرجعی پیدا شده و رسما به شاکی پرونده؛ یعنی وزارت نفت اعلام کرده که بیایید درباره بدهکاری این فرد صحبت و پرداخت کنیم.
یعنی شما مدعی هستید که مثلا تاجیکستان و مالزی و... که قبلا آدرس دادید و مقامات رفتهاند، پول بوده و آنان دروغ میگویند؟
اینکه میگویند ما رفتیم و پولی نبود پاسخ روشنی دارد. اولا شما میهمان ناخوانده بودید و کسی از شما نخواسته بود که بیایید پول بگیرید و بروید. این دوستان در شرایط بگیروببند تحریمها به دنبال پول رفتهاند. طبیعتا اگر این دوستان به بانکی خارج از کشور مراجعه کرده و پرسیدهاند آیا بابک زنجانی اینجا پول دارد، آن طرف اگر پاسخ مثبت میداده آن بانک به مشارکت در پولشویی از نظر قانون تحریمها متهم میشده است؛ یعنی خود بانک جریمه میشد و خزانهداری آمریکا با آن بانک شدیدترین برخوردها را میکرد. طبیعی است که آن بانک مورد نظر از ارائه اطلاعات درست سر باز زند.
اما موکل شما مدتهاست که از فهرست تحریمها خارج شده است.
بله، اما هنوز عملیاتی نشده. هنوز هم هیچکس نمیتواند یک دلار جابهجا کند. ضمن اینکه فراموش نکنید که بر فرض از تحریمها هم خارج و عملیاتی هم شده است، اگر آن بانک بیاید و اعلام کند زنجانی در این بانک پول دارد، به این معناست که در زمان تحریمها مرتکب تخلف شده است، اعتبار آن بانک زیر سؤال میرود و هم شامل مجازات آمریکا میشود. در چنین شرایطی مسئولان ذیربط به آن بانکها مراجعه کرده و پرسیدهاند آیا پول زنجانی در این بانک است؟ طبیعتا آن بانک منکر میشود، آن هم یک گروه خیلی بزرگ و مسئول. طبیعتا باید ماجرا چراغ خاموش پیش میرفت. به نظر میرسد در وصول مطالبات هم وزارت نفت بهعنوان شاکی درایت لازم را به خرج نمیدهد. اکنون یک نهاد خاص میگوید من حاضرم مطالبات را پرداخت کنم.
نهاد حاکمیتی؟
خیر. متأسفانه چند ماه است که ما این را اعلام کردهایم. من شخصا لوایح متعددی نوشتم. با شرکت نفت کتبی و شفاهی صحبت کردم. التماس کردیم که این پول موجود است، شما هم که دغدغه بیتالمال دارید، بروید این پول را بیاورید. ما گفتیم مخارج رفتوآمد را هم متهم پرداخت میکند، اما حاضر نشدند بروند به آدرسی که ما میدهیم و پول را بازگردانند. میگویند زنجانی تاکنون دروغ گفته قطعا این هم دروغ است. گفتم یکدرصد تصور کنید که این حقیقت داشته باشد؛ چه ضرری دارد این را هم پیگیری کند. بروید ببینید که دروغ است و موکل را خلع سلاح کنید. ما در دادگاه خواهیم گفت که ما آدرس و نشانی پول را دادیم اما دوستان پیگیر نشدند. چرا؟ شاید برای این است که این پرونده مفتوح بماند تا دوستان به اهدافی برسند. سازوکار بازپرداخت یا تسریع در استرداد پولهای مورد ادعا وجود دارد. ضمن اینکه موکل بازداشت میشود و تنها و تنها متهم است نه مجرم. با توجه به شرایط تحریم امکان بازگرداندن پول به کشور وجود ندارد اما زنجانی بهصورت داوطلبانه تمام اموال خود در داخل ایران را تقدیم میکند. وکالت رسمی بلاعزل به شاکی میدهد که بروید همه اموال را در اختیار بگیرید. این حسننیت موکل من است.
وزارت نفت و برخی دیگر از مسئولان بارها اعلام کردهاند اموال داخل ایران هرگز به اندازه مبلغ بدهی نیست. ضمن اینکه میتوانم مبلغی از شما دریافت کنم و بگویم آن مبلغ الان نیست اما من این داراییها را دارم که یک پنجم آن را جبران میکند. این حسننیت است؟
ببینید. اینطور نیست. این ادعای دوستان است. اولا متهم سوءنیت داشته یا خیر؟ داوطلبانه آمده بدون اینکه هیچ الزامی وجود داشته باشد اموال را در اختیار قرار میدهد. بعد هم من بهعنوان وکیل پرونده، از دادستانی در کارشناسی اموال و در کمک به واگذاری آنها از شرکت نفت و استیفای حقوق بیتالمال تشکر میکنم. چون شاهد بودم که مسئول مستقیم پرونده، معاون دادستان تهران، آقای تورگ، صادقانه تلاش کرد. یک بار کارشناسی شد و طرفین اعتراض زدند و دوباره این عمل انجام شد و پروسه طولانی بود. البته از نظر ما به بعضی از این ارزیابیها ایراد وارد است. یعنی در قیمت کارشناسی اعتراض داریم. اگر به قیمت واقعی و عادلانه ارزیابی میشد بخش عمدهای از بدهی را جبران میکرد.
اما آقای سلطانی میگوید تاریخ آخرین سررسید بازپرداخت پول نفت پیش از این است که زنجانی مورد تحریم قرار بگیرد؟
با قاطعیت عرض میکنم که صحت ندارد. غیرممکن است.
رئیس کمیته پیگیری پرونده بهتازگی گفته بود خواهر و مادر بابک زنجانی مدعی اموال او شدهاند. این صحبت را تأیید میکنید؟
این قلب علنی واقعیت است. موضوع کاملا برعکس است. اولا آقای زنجانی از خرداد ۹۰ تا دی همان سال با شرکت نفت همکاری کرده است. اینکه گفته میشود و خود شما هم بارها نوشتید که قبل از آن بابک زنجانی هیچ نداشت و بعد از آن ثروتمند شد...
یعنی اینگونه نیست؟ روایتی وجود دارد که این فرد در سال ۸۶ در کیش تنها یک مغازه عطر فروشی داشته است. این را یکی از دوستان آقای زنجانی به خود من گفته بودند.
تمام این موارد در پرونده موجود است. موکل قبل از سال ۹۰ چند ده شرکت بزرگ داشته و ثروتمند بوده است. اینها همه در ثبت شرکتها موجود است. تمام اموالی که در اختیار شرکت نفت قرار گرفته، متعلق به قبل از کار نفتی اوست. ادعای خانواده زنجانی متعلق به دو سال پیش است. تأکید زنجانی هم بر این است که اموالی را توقیف کنید که در مالکیت من قرار دارد، نه اینکه اموال خانواده او را هم تصرف کنند. مثلا ملکی که سال ۸۵ به نام مادر ایشان ثبت شده، چه ارتباطی به این پرونده دارد؟ الان این اتفاق رخداده است. سه روز پیش از برگزاری دادگاه میگویند، آنها مدعی هستند. موضوعی را که متعلق به گذشته است را اکنون مطرح میکنند. خوشبختانه آقای دادستان، با تمهیداتی که اندیشیدند و به آقای تورگ، ابلاغ کردند تا صدور حکم قطعی از انتقال اموال خانواده جلوگیری شود.
شما هم خواهان دادگاه علنی هستید؟
ایکاش و صد ایکاش که دادگاه علنی برگزار شود تا حقایق برای مردم ایران روشن شود و آنها قضاوت کنند. دادگاه علنی باعث میشود تا همه در چارچوب قانون رفتار و عمل کنند. در این شرایط حقوقدانان و اهل فن هم فارغ از این هیاهو نظر میدهند. متأسفانه کسانی که تا کنون اظهارنظر کردهاند، حتی یک برگ از این پرونده را نخواندهاند. بعضی هم که صحبت میکنند صرفا اطلاعات گزینشی و بخشی از واقعیت را منتشر میکنند. من قول میدهم اگر دادگاه علنی برگزار شود، تاریخ هم قضاوت خواهد کرد که در این پرونده عمل مجرمانهای انجام نشده و بحث صرفا حقوقی و تخلف است. متأسفانه فضا به سمتی رفت که یک بدهی و مشکل حقوقی تبدیل به معضلی شد که ممکن است حق حیات و جان یک نفر، از او گرفته شود. من بهعنوان کسی که اطلاعات حقوقی اندکی دارم میگویم بسیاری از مواردی که تا امروز گفته شده صرفا ادعاست و وصف کیفری ندارد. این پرونده دارای ابعاد حقوقی، کیفری، حقوق بینالمللی و حقوق بانکی است. باید متخصصان هر حوزه نظر بدهند. در این پرونده ما نظر حقوقی کارشناس رسمی دادگستری صالح، در امور بانکداری بینالمللی را نداریم. باور من این است که بدون داشتن این آگاهی و نظر متخصصان نمیتوان متوجه حقیقت شد.
نامه اخیر آقای زنجانی به رئیسجمهور ادبیات بسیار تندی داشت. دلیل چه بود؟
موکل من در شرایط سختی به سر میبرد. از سویی هر روز در رسانهها و یا توسط مسئولان اتهامهای مختلفی به او زده میشود. استیفای حقوق بیتالمال، منافاتی با رعایت ادب و نزاکت و اخلاق ندارد. چرا به هر وسیلهای متوسل میشوند؟ شما بررسی کنید، ببینید چه صفاتی درباره متهمی که هنوز متهم است و جرمی از سوی او به اثبات نرسیده به کار بردهاند. نباید برای پیشبرد امور، به هر وسیلهای متوسل شد. در این شرایط چه انتظاری از متهم دارید؟ به نظرم باید داور یعنی قوهقضائیه، رسیدگی کند و ماهم در عمل به او اعتماد کنیم.
این نامه به رئیسجمهور چگونه منتشر شده؟ چه کسی آن را منتشر کرده است؟
یک نسخه از این نامه در اختیار من بوده. در اختیار قاضی پرونده هم قرار گرفته است. یک نسخه هم خانواده آقای زنجانی، داشته و یک نسخه هم در اختیار وکیل آقای زنجانی، در مالزی یعنی خانم رضایی بوده است. من نامه را منتشر نکردم. البته این به معنای اعلام برائت نیست، اما اقدامی برای انتشار نامه نکردم.
شما گفتید فردی در شرایط سخت تحریم موفق شده به کشور خدماتی انجام دهد. یعنی نفت را فروخته و بخشی از پول آن را هم به کشور وارد کرده است. نکته اینجاست که هر فردی که ادعا میکرد میتواند این کار را بکند و به وزارت نفت مراجعه میکرد که این امکان در اختیار او قرار نمیگرفت. ضمن اینکه گفته شده هم رئیس بانک مرکزی و هم چهار وزیر دولت احمدینژاد در نامهای زنجانی را تأیید کردهاند. این بدین معناست که رانتی بوده که در اثر روابط سیاسی در اختیار این فرد قرار گرفته است. فکر نمیکنم این مسائل قابل انکار باشد. یعنی روابط سیاسی خاصی که منجر به همکاری اقتصادی میشود.
من نه وکیل آن مقامهای دولتی هستم و نه وکیل دولت احمدینژاد، وکیل زنجانی هستم، اما بهعنوان کسی که پرونده را مطالعه کرده و اتفاقا نامهای را که شما به آن اشاره میکنید خواندهام باید بگویم که در این پرونده افراد متعددی بهعنوان متهم احضار و افراد بسیار بیشتری بهعنوان مطلع به دستگاه قضائی فراخوانده شدهاند. طبیعی است که در این پرونده که درباره کالایی استراتژیک به نام نفت است افرادی بهعنوان مطلع احضار شوند که صاحب مناصب بسیار بالایی بوده باشند. نامهای که شما به آن اشاره میکنید را خواندم و نمیتوانم جزئیات آن را بگویم، اما این نامه تأییدی بر آقای زنجانی نیست. این نامه بحثی است که در آن شرایط باید چه کرد. نفت روی نفتکشها بر روی خلیج فارس مانده بود. نهادهای ذیصلاح به فکر چاره بودند. هر لحظه ممکن بود دچار حادثه شود. حتی در مقطعی تصمیم گرفتند این نفتها را دفن کنند. بعد مجددا به دلیل مسائل محیطزیستی منصرف شدند.
یعنی در دولت احمدینژاد نمیتوانستند نفت را بفروشند و میخواستند آن را دوباره در زمین دفن کنند؟ این شاهکاری بزرگ بود که اگر رخ میداد در کنار برخی عجایب دیگر آن دولت در تاریخ ثبت میشد.
بله. زیرا چارهای نداشتند. شرکت نفت قادر به فروش نفت نبود.
خب چرا زنجانی؟
چون سابقهای که ایشان در همکاری با نهادهای دولتی و خصوصی در انتقال ارز داشت برای دولتمردان روشن بود. نقاطی بود که پولها بلوکه شده بود و زنجانی موفق شد این پولها را برگرداند. موکل من مستقیما در فروش نفت دخالت نداشت. اینکه مینویسد مگر من با شرکت نفت معامله کردهام حقیقت است و ما جزئیات را در دادگاه اعلام میکنیم. زنجانی اعلام میکند من روابطی در دنیا دارم که برای فروش نفت به شما کمک میکنم تا پول را برگردانید. اصل همکاری بر مبنای بازگرداندن پول بوده است. هیچ رسیدی مبنی بر اینکه یک بشکه نفت در آن دولت به موکل من تحویل داده باشند وجود ندارد.
خب در آن زمان که از این اتفاقات بسیار رخ میداد. پول دکلی را که هیچوقت وارد کشور نشد پرداخت کردند و رسید تحویل هم دادند. این در آن مقطع چیز عجیبی نیست. ضمن اینکه آقای سلطانی، نماینده مجلس اعلام کردند ۱۲ محموله نفت به ایشان سپرده شده و تعداد ۸ تا را قطعی فروختهاند.
خیر. اینطور نیست. این ناشی از فقر اطلاعات کافی ایشان است. نفت چیزی نیست که در ظرف دست بگیریم و جابهجا کنیم. نفت در کشتی است و بارنامه و اسناد تحویل و ترخیص دارد. هیچ سندی مبنی بر تحویل نفت به زنجانی وجود ندارد. ما میگوییم اگر سندی هست بیاورید و پول آن را نقد بگیرید. زنجانی واسطهای بوده که چون شرکت نفت نمیتوانسته محصولش را به فروش برساند این کار را انجام دهد و پولش را بازگرداند. اگر کسی قصد سوءاستفاده داشته باشد قبل از تحریمها یک محموله گازی چندمیلیارددلاری را که در اختیار داشته و نتوانسته بفروشد برمیگرداند؟
پس معترفید محموله را تحویل گرفته بود؟
نه. نفت نه. این محموله گازی بوده است. درواقع هیچچیز را تحویل نگرفته است. واسطهای بوده که شرکت نفت را به مراکز خرید وصل میکرده است.
باز هم تفاوتی در اصل قضیه ایجاد نمیکند. همانطور که شما گفتید نفت را در ظرف تحویل نمیدهند. بابک زنجانی نفت داخل کشتی متعلق به شرکت نفت را به فرد یا شرکت سومی میفروخته و چون امکان انتقال پول به حساب شرکت نفت نبوده، مبالغ به حساب زنجانی یا حسابی که او معرفی میکرده واریز میشده تا او آن را به ایران بازگرداند. خب این تغییری در اصل قضیه نمیدهد که نفت را به او تحویل دادهاند یا خیر. اختیار محموله و پول آن در دست زنجانی بوده است. اگر اینگونه است که شما میگویید پس برای چه چیزی به وزارت نفت بدهکار است؟
آقای زنجانی واسطه شده کسی را معرفی کرده است. تحریم شده نمیتواند پول را بازگرداند. اینکه ما میگوییم این موضوع کیفری نیست همین است. بابک زنجانی در قراردادی حقوقی ضامن بانکی خارجی میشود که آن بانک پول را برگرداند.
بانک خودش؟
چه تفاوتی دارد؟
کاملا متفاوت است. درواقع از این جیب به آن جیب است.
بههرحال تحریم باعث میشود که در این مورد مشکل به وجود بیاید. زنجانی چکی دومیلیاردیورویی میدهد و ضامن میشود که پول بازگردد. این در پرونده است. تاریخ چک اردیبهشت ۹۳ است، او سال ۹۲ بازداشت میشود. آقای زنجانی میگوید چهار ماه مانده بود تا زمانی که من باید چک را پاس میکردم. شما که نمیتوانستید پول را بازگردانید، من باید میرفتم پول را بازمیگرداندم. خزانهداری آمریکا برای همین توانمندی، زنجانی را تحریم کرد. موضوع حقوقی بود و او ضامن حقوقی بازگشت پول بود. چهار ماه پیش از موعد بازداشت شد.
بسیاری افراد از اینکه زنجانی از زندان هرگز خلاص نشود، سود میبرند، غیر از برخی دوستان داخلی، افرادی در خارج از کشور هستند که در کمین اموال خارجی او هستند و به آن دسترسی دارند. از طرفی آقای بابک زنجانی قبل از اینکه بانکها و شرکتهایش تحریم شود، بیشتر از ۸۰۰ میلیون دلار پول به شرکت نفت پرداخت کرده است. اگر قصد سوءاستفاده داشت در همین کشور سرمایه گذاری نمیکرد. ضامن فرد و شرکتی نمیشد. مگر عقلش کم بود که ۸۰۰ میلیون دلار را برگرداند؟
ماجرای ۲۵ میلیارد یورو دارایي متهم در ژاپن که آقای سلطانی گفتند چیست؟ ظاهرا متهم در کمیسیون انرژی مجلس مدعی چنین مطلبی شده است.
من نمیدانم. این را آقای سلطانی ادعا کرده و خودشان هم باید ثابت کنند. من به هیچ عنوان تأیید نمیکنم چون رقم بسیار عجیب است.
در گزارش تحقیقوتفحص مجلس از تأمین اجتماعی گفته شده تفاهمنامهای بین سعید مرتضوی و بابک زنجانی امضا شده است. مطابق این تفاهمنامه مقرر شده بود تا سقف چهار میلیارد یورو (معادل ین ژاپن) ۱۳۸ شرکت متعلق به سازمان تأمین اجتماعی به هلدینگ سورینت قشم واگذار شود. ازجمله این شرکتها میتوان به نام هواپیمایی ج.ا.ا، فولاد خوزستان، بانک صادرات، شرکت ملی نفتکش و... اشاره کرد که البته این در نوع خود بسیار جالب توجه و نشان از روابط خاصی دارد. ظاهرا همان زمان یک فقره چک به مبلغ ۱۷ هزارمیلیارد تومان از حساب سازمان تأمین اجتماعی در اختیار زنجانی گذاشته میشود. آقای جهانگیری اخیرا اشاره کردند که این چک هیچگاه مسترد نشده است. این چک اکنون کجاست؟
اگر ثابت شد که اساسا چک ۱۷هزارمیلیارد تومانی هیچگاه وجود خارجی داشته، ما تمام اتهامات را میپذیریم.
این ادعای بسیار سنگینی است. هم گزارش مجلس است و هم سخن معاوناول رئیسجمهور!
عین عبارت را بنویسید. بگویید وکیل زنجانی گفت چنین چکی هیچگاه وجود خارجی نداشته است. من واقعا متأسفم که چنین سخنانی مطرح میشود. این چک هرگز وجود نداشته است. معتقدم طرح چنین اتهاماتی یا انگیزه خاصی دارد یا اطلاعات اشتباهی به آنان میدهند.
آشنایی زنجانی با مرتضوی از چه زمانی بوده است؟
من اطلاعی ندارم، اما آن چیزی که در پرونده موجود است نشان میدهد در راستای اصل خصوصیسازی، برخی شرکتها باید واگذار میشده است. وقتی کسی بیزینس کلان انجام میدهد، عجیب نیست که با برخی افراد ارتباط داشته باشند. حالا اگر الان روی برخی افراد حساسیت وجود دارد، بحثی دیگر است.
حکایت سعید مرتضوی حکایت امروز و دیروز نیست. بیش از یک دهه است که...
من وارد این مسائل نمیشوم، اما در آن مقطع این رابطه کاری کاملا مشخص و شفاف است. یکی از اتهامات این است که زنجانی کلاهبرداری کرده و چهار هزار میلیارد چک از تأمین اجتماعی گرفته است. یک نفر بیاید بگوید یک ریال از این چکها وصول شده است؟ هرگز.
ارتباط او با رضا ضراب چه بود؟ ضراب اموال زنجانی را مدیریت میکند؟
خبری ندارم. هرچه بگویم ممکن است اشتباه باشد.
عدهای زیادی معتقدند این فردی که خود را بسیجی اقتصادی مینامید، ویترین یک جریان بزرگتر است. در پرونده نشانهای از این موضوع وجود دارد؟
من به هر میزان پرونده را خواندم که ببینیم موکل من ویترین کیست، چیزی نیافتم. بابک زنجانی در امور بانکی یک نابغه است. در امور تجارت پدیدهای بینظیر است. او از شرکت نفت ایران با این عظمت، توانمندی بیشتری داشت. در زمان تحریم چند میلیون دلار پول جابهجا کرده بود که به نفت معرفی شد. نفت به دنبال او بود.
چه کسی او را به نفت معرفی کرد؟
انسانهای مختلف.
با احمدینژاد یا مشایی رابطه خاصی داشت؟
ابدا. اصلا گروه خونی این آدم نه سیاسی است و نه اعتقادی.
باورش سخت است. آدمی که با مرتضوی آن روابط را دارد و به جای شرکت نفت عمل میکرد نمیتوان پذیرفت سیاسی نبوده است. مردم سؤال میکنند چرا زنجانی؟
بدشانسی موکل من این است که در این شرایط سیاسی، محاکمه میشود که سؤالات اینچنینی مطرح میشود. اگر زنجانی در هر دولت دیگری هم بود و کشور در چنین شرایطی قرار داشت، باز هم همین کار را میکرد. درواقع دولتها به دلیل توانمندی و امکاناتش به او نزدیک میشدند یا او به دولت نزدیک میشد. طبیعتا با سیاسیون ارتباط داشت، اما خودش آدم سیاسی نبوده و نیست.
تصور نمیکنید قبول وکالت در این پرونده ممکن است شما را با مخاطراتی روبهرو کند؟
مثل چی؟
آسيب ببيني.
شاید.
آرمان نوشت: رئیس کمیته پیگیری پرونده بابک زنجانی در مجلس با بیان اینکه تخلف بابک زنجانی به فروش نفت ختم نمیشود، گفت: بابک زنجانی برای پرداخت بدهی خود گردن کلفتی میکند و این فردا با یادداشت یک شخص خاص به بانک مرکزی معرفی شد. امیرعباس سلطانی افزود: وی عملا از سال 80 با ثبت حدود 60 شرکت خارجی و داخلی وارد عرصه اقتصادی کشور شد. خانه ملت نوشت؛ نماینده مردم بروجرد در مجلس با طرح این سوال که چگونه فردی که به عنوان سرباز در بانک مرکزی مشغول به خدمت بوده، میتواند 60 شرکت ثبت کند تاکید کرد :تاسیس چندین بانک در کشورهای مالزی و تاجیکستان نیز از ابداعات زنجانی است. جای سوال دارد چه شرایطی ایجاد میشود که حجم بده بستان این فرد به 25میلیارد دلار میرسد و این مبلغ از کجا و به چه شکلی بوجود آمده است.
مهر تایید پنج عضو دولت احمدینژاد
رئیس کمیته پیگیری پرونده بابک زنجانی در مجلس با اشاره به اظهارات زنجانی در دو سال گذشته در کمیسیون انرژی مجلس گفت: جلسهای در بانک مرکزی و اتاق رئیس کل این بانک به همراه محمود بهمنی ریاست سابق بانک مرکزی و چهار وزیر دولت دهم تشکیل میشود، که ماحصل آن تاییدیه چهار وزیر مبنی بر اینکه بابک زنجانی میتواند در معاملات بانکی کشور ورود کند، شد. وی ادامه داد: سوالی که برای ملت مطرح است اینکه فردی که قبلا تخلفات مالی انجام داده و دارای چک برگشتی و سه شناسنامه جعلی است و مواردی از این قبیل، چگونه یکباره مورد تایید چهار وزیر کابینه دولت احمدینژاد قرار میگیرد. سلطانی با بیان اینکه بابک زنجانی حتی چند بار اعلام کرد که اصلا به وزارت نفت نه تنها بدهکار نیست، بلکه طلبکارهم است، اظهار داشت: این را به این دلیل میگفت که چون کشتی اجاره کرده بود و اگر بدهکار اعلام میشد معادلات تجاری آن بههم میخورد و این مطالب را در جلسه کمیسیون انرژی نیز مطرح کرد که تمام مستندات این جلسات ضبط شده و قابل ارائه است.
ردپای هفت بانک کشور در پرونده زنجانی
وی با اعلام اینکه بابک زنجانی نه تنها با بانک مرکزی بلکه با شش بانک دیگر نیز ارتباط مالی داشته است افزود: متاسفانه بانک مرکزی برای تبدیل دلار به ریال از برخی افراد که نقش دلالی داشتند استفاده میکرده است که یک از آنها هم بابک زنجانی بود که نسبت به بقیه دلالان سهم بیشتری داشت، البته در گذشته از این افراد زیاد داشتیم و ممکن است هم اکنون نیز وجود داشته باشند. دبیر کمیسیون انرژی مجلس با اشاره به برگزاری دادگاه بابک زنجانی در 11 مهرماه تصریح کرد: برگزاری جلسه دادگاه زنجانی همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد چرا که وکلای وی به دنبال عدم برگزاری دادگاه زنجانی در روز شنبه آینده هستند وی ادامه داد: آنطورکه ما اطلاع داریم 6 تیم از وکلای خبره در حال تلاش برای عدم برگزاری دادگاهند، زیرا زنجانی حدود 22ماه در زندان است و اگر حضور وی به دو سال برسد، نگه داشتن وی در زندان با مشکل مواجه خواهد شد. سلطانی با بیان اینکه بابک زنجانی ویترین است و افراد رانتخوار پشت سر زنجانی هستند، گفت: نام افراد خاصی در پروند زنجانی مطرح است که نام پنج نفر از آنها مشخص شده که یا دستگیر شدند یا آزاد هستند.
ضراب اموال زنجانی را در ترکیه مدیریت میکند
این نماینده مجلس با بیان اینکه حدود 80درصد اموال زنجانی در خارج از کشور است، تاکید کرد: بخش زیادی از اموال وی در ترکیه است که توسط رضا ضراب مدیریت میشود و بخش دیگر در تاجیکستان قرار دارد. رئیس کمیته پیگیری پرونده بابک زنجانی در مجلس با بیان اینکه حجم دارایی زنجانی در ایران حدود 2300میلیارد تومان است اظهار داشت: پول نفت و میعانات گازی را پرداخت نکرده و آخرین سررسید پرداخت وی 20/12/2012 بود و در حالی که تشدید تحریمها و و ورود نام وی به لیست تحریمها 22/12/2012 بوده است، یعنی خیلی راحت مرتکب جرم شده است. سلطانی در مورد میزان قرارداد نفتی زنجانی با وزارت نفت، بیان داشت: وی 12محموله کشتی نفت و میعانات تحویل گرفته که 8کشتی را به فروش قطعی رسانده و هم به عنوان دلال نفتی وارد موضوع شده که نفت را گرفته و فروخته است و از طرفی دیگر یک درصد از فروش نفت را دریافت کرده است.
به گزارش ایران، امیر عباس سلطانی، در ادامه با اشاره به اینکه ثروت بابک زنجانی 5 میلیارد دلار است، گفت: «با توجه به اطلاعاتی که در دست داریم بابک زنجانی و رضا ضراب جدا از هم نیستند و بخش اعظم اموال بابک زنجانی که ایران به دنبال آن است پیش رضا ضراب است. در این پرونده زنجانی تنها نبوده و یک مافیای قوی پشت سر اوست که در روند رسیدگی به پرونده مانع ایجاد میکنند.وی در ادامه افزود این پول به ترکیه انتقال پیدا کرده و در چرخه اقتصادی ترکیه است به همین دلیل احتمال همکاری مقامات ترکیه با ایران برای بازگرداندن این پول ضعیف است.»
سلطانی با اشاره به اینکه نام زنجانی چند ماه پیش از لیست تحریمها خارج شد و ما انتظار داشتیم اموال به ایران برگردد، افزود: «حدس میزنیم از بازداشت شدنش خبر دار بوده و حساب هایش را خالی کرده است. به نظر مقامات قضایی، دارایی زنجانی 5 میلیارد دلار است. طبق گفتههای خودش هم دارایی اش این رقم را تأیید میکند اما اموال کشف شده بسیار پایین تر از این رقم است. ما فکر میکنیم این پول بین افراد دیگری تقسیم شده یا زنجانی شرکای نامعلومی داشته است. بیژن زنگنه وزیر نفت هم تأیید کرده این میزان دارایی نسبت به مقدار نفت فروخته شده بسیار کم است. متأسفانه در این مدت فقط بابک زنجانی به ما گفته آزادم کنید تا بدهی ام را بدهم».
سلطانی با بیان اینکه تأخیر به نفع زنجانی است و او دارد وقت تلف میکند تا افرادی که با او همکاری کردهاند برای انجام دادن کارهایشان وقت داشته باشند، گفت: «مطمئنم که بابک زنجانی هیچگونه همکاری با ما نخواهد کرد. مدام اعترافاتش را عوض میکند و اطلاعات نمیدهد. ما سعی میکنیم که نگذاریم موضوع فراموش شود، اما مقامات قضایی خواستهاند که در مورد پرونده با رسانهها زیاد صحبت نکنم در حالی که طبق قانون اساسی وظیفه و حق من به عنوان نماینده مجلس است.»
وی با یادآوری اینکه با وجود حق نمایندگان برای ملاقات با زنجانی و تحقیق و تفحص درباره آن با این تقاضا کتباً موافقت نشده است، اظهار داشت: «این تحقیق و تفحص نباید محدود به بابک زنجانی شود. باید از تمامی کسانی که در این پرونده نامی از آنها هست مثل رضا ضراب تحقیق شود. اما خانواده او توسط دو نفر از نمایندگان از من خواستند که نامی از او نبرم. اما در مورد او ما سند داریم.»
سلطانی با تأکید بر وجود اسنادی که از رابطه ضراب و زنجانی خبر میدهند، از لزوم پیگیری این اسناد با همکاری مسئولان ترکیه خبر داد و گفت: «چون به نظر ما این دو نفر جدا از هم نیستند. باهم همکاری داشتهاند و طبق اسنادی که من دارم پولهایی که ما دنبالش هستیم در کنترل رضا ضراب است. بخشی از پولهای بابک زنجانی پیش ضراب است.»
عضو کمیته تحقیق و تفحص مجلس با اشاره به برخی مانع تراشیها در مسیر تحقیقات، درباره احتمال محاکمه برخی مسئولان دولت گذشته در این پرونده گفت: «چیزی که شاهدش هستیم این است که بعضی از کسانی که در دوره قبل بر سرکار بودند یا هنوز مسئولیت دارند نمیخواهند پرونده جلو برود یا مانع پیشرف آن میشوند. در نطق مجلس هم این را گفتم. بابک زنجانی به تنهایی کلاهبرداری نکرده است. پشت سر او یک مافیای پر قدرت از پیشرفت تحقیقات جلوگیری میکند».
روزنامه حریت در مطلبی اعلام کرده: «ضراب که با شرکتهای وابسته به بدهکار نفتی هم همکاری داشته، سال ۲۰۱۳ دستگیر شده بود، آنهم در جریان یک پرونده مهم اقتصادی که به برکناری برخی اعضای کابینه ترکیه منجر شد».
اعلام حکم پنج سال زندان برای ضراب حالا فرصت تازهای برای بازخوانی پرونده همتای او در ایران به وجود آورده است. درهمینحال رضا ضراب، در گفتوگوهایی جداگانه، هرگونه ارتباط با بابک زنجانی را تکذیب کرده و آن را صرفا بازی برخی رسانههای ترکیه دانسته است.
او پیش از این تأکید کرده بود که خودش از فعالیتهای زنجانی احساس نگرانی کرده و آدرس او را به برخی مسئولان داده است و سند آن نیز موجود است.
به نوشته حریت، ضراب در سال ٢٠١٢ و در جریان توقیف یک محموله طلا که قرار بود برای شرکت سورینت، متعلق به بابک زنجانی، به ایران منتقل شود، توسط پلیس مورد بازجویی قرار گرفت.
ضراب درباره بابک زنجانی گفته: «نمیدانم چطور این داستان درست شده که بابک زنجانی رئیس یا همکار یا شریک من است. این را ابتدا یکی از روزنامههای ترکیه با هدف خاص سیاسی مطرح کرد و بعد هم در ایران منعکس شد. زنجانی هیچوقت رئیس من نبوده. آقایان خودشان یک اشتباه مرتکب شدند و حالا هم نمیدانند باید چه بکنند».
بااینحال امیرعباس سلطانی، از نمایندگان پیگیر پرونده زنجانی در ایران، نیز تأکید دارد که سرنخهایی از پرونده زنجانی در ترکیه هست و پیش از این نیز از احتمال سفر هیأت پارلمانی ایران به ترکیه برای جستوجوی ابعاد بیشتر این پرونده خبر داده بود. برخی منابع نیز خبر دادهاند که ضراب همکاریهای اقتصادی گستردهای با شرکت سورینت، متعلق به بابک زنجانی، داشته است. در محافل سیاسی ترکیه از رضا ضراب بهعنوان چهرهای نزدیک به رجبطیب اردوغان نام برده میشود.
اردوغان در واکنش به آزادی رضا ضراب و چهار متهم دیگر پرونده فساد مالی بزرگ ترکیه، گفته بود: «حق به حقدار رسید». اما حالا با اجرای حکم پنج سال زندان برای ضراب معلوم نیست که اردوغان دوباره چنین جملهای را تکرار خواهد کرد یا نه؟ بهویژه اینکه تحولات سیاسی اخیر در ترکیه حالوروز چندان خوشی برای اردوغان باقی نگذاشته است.
در جریان ماجرای بحران فساد مالی ترکیه در تاریخ ۱۷ دسامبر ۲۰۱۳ میلادی، «واحد جرائم سازمانیافته پلیس ترکیه» طی عملیاتی رضا ضراب و حدود ۵۰ نفر از افراد مرتبط با او را دستگیر کرد. رضا ضراب متهم است که در جریان انتقال یک محموله طلا به ایران، به انتقال غیرقانونی پول از طریق یک بانک متعلق به دولت ترکیه و پرداخت رشوه به نزدیکان مقامات دولتی اقدام کرده است.
مطبوعات ترکیه با افشای انتقال غیرقانونی طلا از ایران به ترکیه و سپس دوبی، پای شرکت سورینت ایران را به این پرونده باز کردند.
با بالاگرفتن دعوای سیاسی در آستانه انتخابات ریاستجمهوری ترکیه میان جناح وابسته به فتحالله گولن و رجب طیب اردوغان و افشای پیدرپی فسادهای مقامات و آقازادههای دولتی، پای سورینت ایران هم به این پرونده باز شد.
به گزارش آفتاب، مدیر عامل این کارخانه حسین ضراب و رئیس هیئت مدیره کارخانه نیر رضا ضراب است. آگهی تاسیس کارخانه کلا بنام خانواده ضراب است.
خانواده رضا ضراب یک خانواده کاملا مذهبی هستند و کل اعضای خانواده پیرامون شغل تجارت کم و بیش فعالیت داشته اند که از جمله فعالیت های پدر رضا ضراب میتوان به تاسیس و اداره شرکت بین المللی واردات و صادرات ، تاسیس و فعالیت کشتیرانی (در استانبول ترکیه)، کارخانه فولاد سازی (در تیکمه داش آذربایجان شرقی) ، صرافی (در دبی) و …اشاره داشت که که همین امر باعث می شود که از رضا ضراب هم یک تاجر ساخته شود.
در سال ۱۳۸۶ طرح توجیهی ساخت کارخانه فولاد کاوه تیکمه داش در سفر استانی هیئت دولت مستقیما از طرف خود ضراب در جلسه تقدیر رئیس جمهور از کار آفرینان تبریزی به وی داده شده و در پایان جلسه دستور موافقت احمدی نژاد صادر می شود.
سرانجام در مدت کوتاهی کلنگ افتتاح کارخانه فولاد کاوه تیکمه داش با حضور مقامات کشوری و استانی به زمین زده شد.
افشای فساد مالی گسترده دولتی، خبر اول این روزهای ترکیه است. روز ۲۶ آذر ماه، چند مقام عالیرتبه دولتی، فرزندان سه وزیر کابینه و چندین و چند چهره نزدیک به رجب طیب اردوغان، نخست وزیر ترکیه بازداشت شدند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی مجلس شورای اسلامی لاریجانی عصر پنجشنبه در حاشیه دهمین اجلاس اتحادیه مجالس کشورهای عضو سازمان همکاری اسلامی، در نشست خبری با حضور خبرنگاران داخلی و خارجی گفت: امیدوارم این کنفرانس باعث وحدت میان امت اسلامی شود و لازم است که همه کشورهای اسلامی در تحقق این هدف کمک کنند. همچنین لازم میدانم از مسئولان کشور ترکیه، به ویژه آقای چیچک رئیس مجلس ترکیه برای برگزاری این اجلاس تشکر و قدردانی میکنم.
رئیس مجلس شورای اسلامی کشورمان ادامه داد: من و ملت ایران اقدام تروریستی که برای آقای اردوغان در کشور سومالی رخ داده است، را به شدت محکوم میکنیم، هر چند که ایشان علیرغم اتفاق پیش آمده، سفر خود را ناتمام نگذاشت و این از نظر من بسیار مهم است.
لاریجانی در پاسخ به سوال خبرنگاران ترکیهای درخصوص سوءاستفاده مالی 22 میلیارد دلاری منتسب به رضا ضراب و اطرافیانش در ترکیه و اینکه آیا مجلس ایران هیاتی در این زمینه به ترکیه اعزام میکند یا خیر؟ گفت: این موضوع مربوط به گذشته است و در این زمینه بین ما وترکیه اختلافی وجود ندارد. البته قوه قضائیه ایران پیگیریهای لازم را انجام میدهد و در مجلس شورای اسلامی نیز کمیسیون مربوطه مشغول بررسی این موضوع است.
رئیس قوه مقننه کشورمان در ادامه در پاسخ دیگری درخصوص توهین به پیامبر اکرم(ص) و اینکه کشورهای اسلامی چه کاری برای محکومیت این اقدام مذبوحانه باید انجام دهند؟، گفت: توهین به مقدسات یعنی سوءاستفاده از فکر که این مساله مهمی است. توهین به ساحت مقدس پیامبر عظیمالشأن اسلام افکار را در صحنه سیاسی منطقه درگیر کرده که این فضاحت بزرگی برای غرب است. اگر از نظر غرب موارد مانند توهین آزادی فکر و بیان است، پس باید اشرار و اوباش متفکرین دنیا باشند! از نظر من آزادی فکر برای ترقی وپیشرفت است، نه توهین به بزرگان دینی.
وی ادامه داد: این یک بربریت مدرن است، غرب باید توجه داشته باشد که توهین به پیامبر(ص) و مقدسات اسلام برای همه مسلمانان با هر مکتبی، خط قرمز است و خوشبختانه این اجلاس دراین زمینه موضع بسیار محکمی داشت.
لاریجانی افزود: غرب ابتدا به مقدسات مسلمانان توهین میکند، سپس با بهکارگیری افراد نامعلوم دست به ترور زده و سپس در رسانههای خود چرخه اسلامهراسی راه میاندازند! این اقدام سخیف منجر به ناراحتی و رنجش جوانان و متفکران و در نهایت فراهمکننده عصیان میشود. نتیجه این اقدامات کثیف هم ایجاد آشفتگی در منطقه است.
رئیس قوه مقننه کشورمان با بیان اینکه مسائل مختلفی باعث به وجود آمدن گروههای تروریستی در منطقه شدهاند وسرویسهای اطلاعاتی برخی کشورها در این رابطه فعال هستند، تصریح کرد: سلاحهایی که به دست داعش میرسد، از آسمان نیامده است. آمریکاییها دنبال مبارزه با تروریسم نیستند بلکه به دنبال بازی با تروریسم هستند. من در سفری که به منطقه داشتم، دیدم که ائتلاف ٤٠ کشور به سرکردگی آمریکا هیچ کاری برای مبارزه با تروریسم نکردهاند و این برای آنها فضاحتبار است.
وی افزود: البته رژیم صهیونیستی از این موضوع بیشترین استفاده را میبرد؛ حادثه غیرانسانی ترور مجاهدین در سوریه نشان میدهد این رژیم جعلی یک پای تروریسم در منطقه است و در واقع تروریسم و صهیونیسم دو روی یک سکه هستند. ایران پس از درخواست کشور عراق برای مبارزه با تروریست، به این کشور کمک کرد و در واقع ایران همیشه با تروریسم مبارزه کرده و میکند.
رئیس مجلس شورای اسلامی در پاسخ به سوال خبرنگار دیگری مبنی بر اینکه نظر شما درخصوص اظهارات یکی از نمایندگان مجلس ایران مبنی بر اینکه پایتخت 3 کشور عربی در اختیار ایران بوده و صنعا نیز به آنها اضافه خواهد شد، چیست؟ گفت: فکر نمیکنم نمایندهای این حرف را زده باشد، این نگاهی ساده به موضوع است در حالی که مسئله در منطقه عمیقتر است. ایران از دموکراسی همواره حمایت میکند. در مصر از مخالفت با حسنی مبارک و همچنین در تونس حمایت کردیم؛ در لیبی شرایط متفاوت است، در سوریه نیز مسئله متفاوت است. سوریه کشوری پیشرو در مقابله و مقاومت علیه صهیونیزم است. ممکن است در سوریه مشکلات دموکراتیک وجود داشته باشد، اما مسئله دموکراسی با توپ و تانک حل نمیشود. سیاست ایران همواره حمایت از دموکراسی در منطقه بوده و هست.
لاریجانی با بیان اینکه ما مخالف اشغال نظامی افغانستان و عراق بودیم، اما کمک کردیم دموکراسی در این کشورها برقرار شود، تصریح کرد: ما دنبال امپراطوریگری در منطقه نیستیم و زمان امپراطوریگری هم تمام شده است. مثلا در موضوع یمن؛ باید توجه کرد که حوثیها بخش زیادی از جمعیت این کشور را تشکیل میدهند و نمیشود نسبت به آنها بیتفاوت بود. البته شنیدم توافقاتی بین طرفهای درگیر صورت گرفته است، موضع ایران این است که در یمن موضوع باید با گفتوگوی ملی حل شود. یقیناً معتقدیم در سوریه هم باید مسائل موجود با گفتوگوی ملی حل شود و کسی حق ندارد از آن طرف دریا بیاید و دخالت کند.
رئیس نهاد قانونگذاری کشورمان در پاسخ به سوال خبرنگار رویترز مبنی بر اینکه آیا بین ایران و عربستان رقابت خاموشی در موضوع یمن وجود دارد؟ گفت: ما به دنبال این رقابتهای کودکانه نیستیم، اگر مردم یمن به کمک احتیاج داشته باشند، باید به آنها کمک کرد. ایران هیچگاه در منطقه رقابت کور با کشوری نداشته است. من با رئیس مجلس یمن گفتوگو کردم و مناسبات خوبی با این کشور داریم. ما دلیلی مبنی بر پنهانکاری در مبارزه با تروریسم نداریم و موضعمان را شفاف میگوییم؛ ما هم از دموکراسی حمایت میکنیم هم از گفت
لاریجانی در پاسخ به خبرنگار سیانان مبنی بر اینکه آیا نمایندگانی از مجلس ایران برای بررسی سوءاستفاده مالی به ترکیه سفر خواهند کرد یا خیر؟ گفت: این موضوع به صورت جدی در قوه قضائیه ایران پیگیری میشود.
رئیس مجلس شورای اسلامی در ادامه در پاسخ به سوال خبرنگار روزنامه حریت ترکیه درخصوص اینکه آیا ایران و ترکیه در بحث سوریه مذاکراتی داشتهاند یا خیر؟ افزود: البته درخصوص مسئله سوریه، بین دیدگاههای ایران و ترکیه کمی تفاوتنظر وجود دارد، ولی ما همیشه مذاکرات در این زمینه با ترکیه داشتهایم، در این سفر هم گفتوگوهایی شد و قرار شد در سفر قریبالوقوع آقای اردوغان به تهران موضوع دنبال شود.
وی با بیان اینکه ایران همواره آماده همکاری در زمینه رفع مشکلات بوده است، تصریح کرد: معقول است که کشورهای اسلامی خودشان مسائلشان را حل کنند و اگر کشوری نتواند خودش اختلافاتش را حل کند، معمول این است که تقاضای وساطت کند.
لاریجانی در پاسخ به سوال خبرنگار شبکه تلویزیونی انتیوی مبنی بر اینکه آیا ترکیه به وظایف خود در قبال مبارزه و مقابله با گروه تروریستی داعش عمل کرده است یا خیر؟ بیان کرد: دوستان ما در ترکیه معتقدند داعش گروهی تروریستی است و این گروه را جریان خطرناکی برای منطقه میدانند. متاسفانه در سوریه و عراق، با دخالت برخی جریانهای اطلاعاتی مسیری طی شد که این جریان تروریستی به وجود آمد، البته در این دو کشور مردم همراه در کنار نیروهای مسلح، با تروریستها مقابله میکنند و نباید فراموش کرد که ائتلاف آمریکاییها هیچ کمکی در مقابله با گروه تروریستی داعش نکرده است.
رئیس قوه مقننه در پاسخ به سوال تلویزیون الجزیره ترکیه درخصوص حمله اسرائیل به کاروانی در سوریه و شهادت فرمانده ارشد ایرانی افزود: حزبالله نیروی دانایی در صحنه منطقهای است و کار خود را خوب بلد است و در واقع احتیاجی به راهنمایی ندارد. اگر حزبالله حرفی بزند، جدی است و این چیزی نیست که کسی بخواهد از کنار آن به سادگی عبور کند.
وی گفت: ایران به درخواست سوریه برای مبارزه با تروریسم، به این کشور مشاوره و راهنمایی میدهد، ما مبارزه با تروریسم را مخفی نمیکنیم و از گروههای مقاومت مانند حماس، جهاد و دیگر گروههای درگیر با تروریسم از نظر مالی و نظامی حمایت میکنیم، زیرا ایران میدان مبارزه با تروریسم را بازی نمیداند.
رئیس مجلس شورای اسلامی همچنین درخصوص نشست مسکو در قبال مسائل سوریه گفت: روسها موضوع گفتوگو در سوریه را با ما درمیان گذاشتند، در واقع یک بسترسازی برای یک گفتوگوی ملی در سوریه است و امیدواریم به پیش برود. دوستان روسی طرحی را درخصوص سوریه آماده کردهاند و در این زمینه توضیحاتی دادهاند. در هر صورت نقشآفرینی سیاسی برای حل بحران سوریه مثبت بوده و ترکیه نیز میتواند به مذاکرات برای ایجاد صلح در سوریه کمک کند.

فرارو - تقابل و رویارویی غیرمستقیم دوستان دیروز و دشمنان امروز در ترکیه، جای خود را به جدال مستقیم و مچ اندازی رو در رو داد. چالش «سلطان رجب» و «خواجه فتحالله» به ایستگاه پایانی نزدیک شده است؛ جایی که باید سایه خطر یکی از روی سر دیگری برای همیشه کنار رود.
به گزارش فرارو، روز جمعه دادگاهی در استانبول، حکم دستگیری فتحالله گولن، روحانی مخالف دولت ترکیه و رهبر معنوی جماعت نور یا جنش خدمت را به اتهام «توطئه برای براندازی حکومت اردوغان» و «رهبری یک سازمان تروریستی» صادر کرد.
تک اردوغان به پاتک گولن
صدور حکم بازداشت برای مهمترین مخالف حکومت رجب طیب اردوغان شاید آخرین قطعه پازلی باشد که تکمیل آن با تک حزب عدالت توسعه و دولت حاکم به پاتک مخالفان دولت عضو «جنبش خدمت» با به راه انداختن موج برخورد با بزرگترین باند فساد مالی و اداری در دستور کار قرار گرفت.
۱۷ دسامبر (۲۶ آذر) سال گذشته بود که با دستور جلال کارا، از قضات مشهور دستگاه قضای ترکیه، موج برخورد همه جانبه با یک باند بزرگ فساد مالی و اداری به راه افتاد، باندی که متهم به پولشویی۸۷ میلیارد یورویی و انتقال غیرقانونی حدود ۳۵ میلیارد یورو پول از ایران به ترکیه شد.
با به راه افتادن این موج و صدور این حکم قضایی در کمتر از چند روز ترکیه به کانون توجه رسانهها در منطقه و جهان تبدیل شد.
برخورد با این باند با بازداشت پسران ظفر چاغلایان، وزیر اقتصاد، معمر گولر، وزیر کشور ترکیه، و اردوغان بایراکدار، وزیر شهرسازی و محیط زیست ترکیه، آغاز شد.
در ادامه بازداشتها رضا ضراب، تاجر ایرانی ۲۹ ساله، «علی آقا اوغلو»، از تجار معروف ترکیه، و سلیمان ارسلان، رئیس «هالک بانک» ترکیه هم به فهرست بازداشت شدگان اضافه شدند و در نهایت بیش از ۸۰ نفر در ارتباط با این پرونده بازداشت شدند.
دستگاه قضایی ترکیه مدعی بود از یک سال قبل بدون اطلاع دولت، در خصوص این پرونده فساد تحقیق میکرده و بعد از تکمیل تحقیقات اقدام به بازداشت افراد مرتبط با آن کرده است.
با این حال انجام این تحقیق و بازداشت متهمان بدون اطلاع دولت، خشم رجب طیب اردوغان را در پی داشت. او آن زمان در واکنش اعلام کرد که «عملیاتی کثیف» علیه دولت در حال انجام است. اردوغان در جریان یک نشست خبری در آنکارا گفته بود: «اینجا شاهد عملیاتی بسیار کثیف هستیم و دولت اجازه توطئه سیاسی را نخواهد داد.»
پس از این واکنش در آنکارا و استانبول چندین افسر عالی رتبه پلیس از سمتهای خود برکنار شدند، اردوغان آن زمان اعلام کرد که این افسران به دلیل سوءاستفاده از قدرت برکنار شدند تا به این ترتیب جنگ قدرت موجود میان حزب حاکم یعنی عدالت و توسعه و گولنیستها با هم برابر شود و پاتک جماعت خدمت به دولت اردوغان بدون تک باقی نماند.
گولنیست ها، دولت در سایه
گولنیستها جامعه مخفی با دیدگاههای مذهبی هستند که و توسط «فتح الله گولن» رهبری میشوند. در ترکیه معتقدند جنبش گولن چهره مدرن و بیآزاری از اسلام ارائه میکند، اما منتقدان آن انگیزههایش را زیر سوال میبرند.
محمد فتح الله گولن یک واعظ، نویسنده و تدریس کننده علوم اخلاقی و الهیات اهل ترکیه است که در تبعیدی خودخواسته در پنسیلوانیای آمریکا زندگی میکند.
گولن به گمان خود مشغول تدریس نسخهای پیشرفته از اسلام با عنوان «اسلام آناتولیایی» که مبتنی بر آموزههای "سعید نورسی” بوده است.
گولن، جنبشی موسوم به گولنیستها را به راه انداخت که به یکی از بزرگترین شبکههای اسلامگرا در جهان تبدیل شده است. گمانه زنیها حاکی است که صدها مدرسه در داخل ترکیه و بیش از۱۰۰۰ مدرسه در ۱۳۰ کشور دنیا با جنبش گولن در ارتباط هستند.
مدارس وابسته به این جنبش مجهز به امکانات پیشرفته هستند و بسیاری از دانشجویان آن از سوی تجاران هوادار گولن کمک هزینه تحصیلی دریافت میکنند.
جنبش گولن علاوه بر این مدارس، دارای ارتباطاتی با موسسههای تحقیقاتی، دانشگاهها، روزنامه، ایستگاههای رادیویی و تلویزیونی، و حتی یک بانک است.
اما این شبکه عظیم به هیچ سازمان و گروهی از نوع خود شبیه نیست. این شبکه دارای ساختار رسمی و یا سازماندهی محسوسی نیست و به طور رسمی نیز عضو نمیپذیرد.
به گفته گولن «بعضیها هستند که میگویند من به دنبال ایجاد نظام خلافتم. من فقط فتحالله هستم پسر رامیز، یک آدم معمولی». این آدم معمولی که در راس شبکهای بینالمللی از هواداران، حامیان، مدارس و رسانهها قرار دارد، در سال 2008 از سوی مجله بریتانیایی پراسپکت و نشریه آمریکایی فارین پالیسی جزو بیست اندیشمند شناختهشده جهان برگزیده شد: «مردی که یک نهضت جهانیِ متأثر از تفکرات صوفیانه را رهبری میکند».
ویکیلیکس هم در سال 2009 سندی بسیار جالب درباره وی منتشر کرد. اسناد منتشر شده توسط ویکی لیکس از نفوذ بالای جنبش گولن در ساختار سیاسی و اجتماعی ترکیه خبر داده بود. بر اساس این اسناد جیمز جفری سفیر سابق آمریکا در آنکارا در سال 2009 طی یک گزارش رمزدار این چنین نوشت: «جنبش فتح اله گولن کنترل کامل حکومت ترکیه را به دست گرفته است. شبکه عظیم طرفداران گولن ثروت و قدرتی عظیم برای وی فراهم آورده است.»
در ادامه این سند آمده است: «نمیتوان با اطمینان کامل گفت که پلیس ترکیه تحت کنترل نهضت گولن قرار دارد ولی کسی را هم ندیدهام که این موضوع را انکار کند»!
بسیاری از گولنیستها به طور رسمی به عضویت حزب عدالت و توسعه درآمدهاند. گولنیستها در یک دهه اخیر تلاش نظام مندی در حزب عدالت و توسعه داشتهاند تا بنیانهای جمهوری سکولار آتاترک را تضعیف کنند و ارتش ترکیه را به زانو درآورند.
دوستان دیروز و دشمنان امروز
حزب عدالت و توسعه در سال 2001 به عنوان یک حزب قدرتمند خود را در عرصه سیاسی ترکیه معرفی کرد. اعضای این حزب را عمدتا چهره های که پیشنه عضویت در حزب رفاه نجم الدین اربکان با سابقه اسلامی داشتند و بعد حزب فضیلت که از حزب رفاه منشعب شده بود و آن هم یک حزبی با ریشه های اسلامی بود تشکیل می داد.
عدالت و توسعه در عرصه عمومی کارنامه خوبی از خود به جا گذاشتند آن هم به دلیل انجام کارهای عام المنفعه و ارایه خدمات رفاهی و عمومی فراوان.
اعضای این حزب هم در برخی از مناسب دولتی از جمله شهرداری ها عملکرد خوبی داشتند و در مجموع همه این عوامل سبب شد که این حزب در انتخابات 2001 بهره لازم را ببرد و قدرت را در ترکیه در دست بگیرد. البته پیروزی برای عدالت و توسعه تنها به واسطه عملکرد حزبی آن به دست نیامد.
ائتلافی این حزب با جماعت گولن بود که پیروزی در انتخابات ها را از سال 2001 تا همین اواخر تضمین کرد. جماعت گولن هم به این دلیل با حزب عدالت توسعه ائتلاف کرد که تفکرات مذهبی آنها با این حزب قرابت و نزدیکی داشت.
بر همین اساس در 12 سال گذشته دو طرف در مقابل اپوزیسیون از جمله کمالیست ها، سکولارها و نیروهای نظامی و ارتش که قدرت قابل توجه ای داشتند پشتیبان هم بودند و تواستند با این همراهی زمینه اصلاحات در قانون اساسی را فراهم کنند و تا حدود زیادی قدرت نظامیان را به نفع جریان دموکراسی خواهی و آزادی خواهی در ترکیه کاهش دهند.
اما عملکرد دولت اردوغان کم کم زمینه ساز اختلاف میان جماعت گولن و حزب عدالت و توسعه شد. سرمنشاء این اختلافات هم عملکرد دولت در حوزه های مختلف به خصوص سیاست خارجی و ورود دولت به حریم خصوصی شهروندان، ظهور و بروز پیدا کرد.
بروز این اختلافات سبب شد که تلاش های جمعیت خدمت برای کنار زدن دوستان سابق و تسلط بر قدرت آغاز شود تا روش هایی و منش هایی که مدنظر فتح الله گولن برای اداره حکومت است به مرحله اجرا بگذارند.
این تلاش ها سال گذشته با به چالش کشاندن دولت اردوغان با اتهام فساد مالی و اداری، که در 11 سال حکومت دولت تحت حاکمیت حزب عدالت و توسعه بی سابقه بود به اوج خود رسید.
اما اردوغان که سودای حفظ قدرت او دیگر بر کسی پوشیده نیست این تلاش ها را با اختیارات قانونی خود بی اثر کرد و در ادامه با تثبیت جایگاه خود در حاکمیت ترکیه پس از پیروزی در نخستین انتخابات ریاست جمهوری این کشور، عزم خود را برای از بین بردن تهدید دولت سایه یا جنبش گلونیست ها جزم کرد.
در همین راستا هفته گذشته پلیس ترکیه، در یک حمله سراسری به دفاتر و خانههای طرفداران گولن، ۳۰ تن از آنان را دستگیر کرد. برخی از دستگیرشدگان، پس از چند ساعت دوباره آزاد شدند.
حکم آزادی اکرم دومانلی، سردبیر روزنامه "زمان"، روزنامهای نزدیک به فتحالله گولن، نیز روز جمعه (۱۹ دسامبر) صادر شد. هدایت کاراجا، رییس گروه رسانهای "سامانیولو" و چند تن از افسران ارشد پلیس که به اتهام "عضویت در سازمانی تروریستی" دستگیر شده بودند، ولی همچنان در بازداشت بهسر میبرند.
اکنون هم نخستین حکم رسمی دستگیری فتح الله گولن از سوی دستگاه قضایی ترکیه، که به نظر می رسد با اعمال نفوذ مقامات حزب حاکم ترکیه به ویژه شخص اردوغان رییس جمهور که در یک سال گذشته در سخنرانی های متعدد خود با طعنه و کنایه گولن را به دست داشتن در پرونده افشای فساد مالی متهم کرده بود، صادر شده است، آخرین قطعه از پازل پایان دادن به تهدید گلونیست ها برای اردوغان است.
پایگاه خبری تودی زمان ترکیه گزارش داد محمد صدیق، پیک نامهبر رضا ضراب اعلام کرد چندین بار برای تحویل پول به برخی افراد به آنکارا سفر کرده، اما به یاد نمیآورد که آن افراد چه کسانی بودهاند.
بر اساس این گزارش، پیک رضا ضراب، تاجر ایرانی که مدتی به اتهام فساد مالی در ترکیه تحت بازداشت بود به کمیسیون مبارزه با فساد پارلمان ترکیه گفته است: «در تاریخهای معین به ما گفته شد تا به آنکارا پول منتقل کنیم. اما من به یاد ندارم که ما این پول را به چه کسی دادیم.»
از صدیق سؤال شده است که آیا وی در تاریخ 30 اوت سال گذشته به همراه فردی به نام مراد اوزیس، 2 میلیون یورو، 2 میلیون دلار و 1/5 میلیون دلار پول را در کوله پشتی به آنکارا منتقل کرده و آن را به صالح کان کاگلایان، فرزند وزیر سابق اقتصاد ترکیه تحویل داده است یا نه.
صدیق که نام اصلیاش محمد صادق رستگار شیشه گرخانه است، در پاسخ به سؤال کمیسیون اعلام داشته که آنها برای تحویل پول در حدود تاریخی که اشاره شد به طبقه دهم رویال هتل آنکارا رفتهاند، جایی که صالح در آنجا اقامت داشته است.
به گزارش عصر ایران به نقل از روزنامه حریت ترکیه " یوسف توتوش" صاحب فروشگاه ساعت فروشی لوکس در استانبول در کمیته تحقیق مجلس ترکیه با اشاره به این موضوع گفت: رضا ضراب را خوب می شناسم. او یکی از بهترین مشتری های ماست. مدام از من ساعت می خرد.
سالانه بین 20 تا 30 ساعت می خرد که ارزش کلی آنها حدود 1 میلیون یورو است. تا آنجایی که می دانم ساعت ها را هدیه می دهد. ساعت هایی را که از من می خرد غالبا بین 20 تا 50 هزار یورو قیمت دارند. او مشتری نقد ماست و پول ساعت های خریداری شده را نقدا پرداخت می کند."
توتوش با اشاره به ساعتی که ضراب برای ظفر چاغلایان وزیر مستعفی اقتصاد ترکیه خریداری کرده است، افزود: "ضراب از من خواست آن ساعت را از سوییس برای او بگیرم. من از دوستی در آلمان خواستم به سوییس رفته و ساعت را بخرد اما در آخر ظاهرا ضراب فرد دیگری را برای خرید آن ساعت به سوییس فرستاد.
این ساعت فروش معروف ترکیه ای افزود:" آن ساعت مارک " پاتک فیلیپ" از طلای سفید ساخته شده است و ارزش آن حدود 300 هزار فرانک سوییس است. "
پرونده فساد مالی بزرگ ترکیه در 17 دسامبر سال گذشته میلادی با دستگیری دهها تن از فعالان اقتصادی و فرزندان 3 وزیر سابق کابینه اردوغان همچون بمبی خبری ترکیه را تحت تاثیر قرار داد.
یکی از محوری ترین افراد مطرح شده در این پرونده رضا ضراب سرمایه دار ایرانی مقیم ترکیه است که اخیرا دادگاه او را از اتهامات مالی مطرح شده در پرونده مبنی بر پرداخت رشوه به مقامات دولتی و پولشویی ، تبرئه کرده است.
تبرئه ضراب با مخالفت و انتقاد احزاب و گروه های مخالف حکومت ترکیه مواجه شده است. مخالفان می گویند دولت اردوغان و حزب حاکم ترکیه سعی دارند روی پرونده فساد مالی بزرگ ترکیه سرپوش بگذارند.
دولت ترکیه نیز در مقابل با گرفتن انگشت اتهام پرونده سازی برای اعضای ارشد حزب حاکم به سمت " جنبش خدمت "، این جنبش رقیب حزب حاکم را که رهبری آن با فتح الله گولن روحانی متنفذ ساکن آمریکاست، به پرونده سازی و تشکیل دولت موازی داخل پلیس و دستگاه قضایی ترکیه متهم می کند.
از زمان مطرح شدن پرونده فساد مالی ترکیه صدها نیروی پلیس و دستگاه قضایی ترکیه به ظن همکاری با دولت موازی ترکیه، از کار برکنار یا از سمت هایشان جابجا شده اند.
در جریان این مناظره، علیاصغر سعیدی، نگرانی از «مصادره» را دلیل شکل نگرفتن انباشت پول در خانوادههای ایرانی عنوان کرده و محمدمهدی بهکیش هم از فقدان نظام مالیاتی کارآمد در کشور انتقاد کرده است. بهدنبال این مناظره، گزارشی درباره نظام مالیاتی در ایران به چاپ رسیده و شاخصهای تولید و سرمایهگذاری بررسی شده است.
در این شماره همچنین ضمن مرور اخبار اقتصادی هفته، پروندهای با عنوان «وداع با شیخ محافظهکاران» درباره آیتالله مهدویکنی به چاپ رسیده است. در این پرونده به اندیشههای اقتصادی رئیس مجلس خبرگان پرداخته شده است.گزارش دیگر تجارت فردا به موضوع آمارهای بانک جهانی درباره ثروتمندان در جهان اختصاص یافته و در کنار آن، در گزارش دیگری، تبعیضهای شهری برای نابینایان نقد شده است.
با این حال یکی از پروندههای مهم این شماره تجارت فردا به موضوع استقلال بانک مرکزی اشاره دارد و در کنار آن موضوع توسعه خطوط ریلی در کشور برجسته شده است. پرونده بعدی تجارت فردا نیز طرح جدید دولت برای مسکن است که مجید روستا، مدیر هیات مدیره شرکت مادرتخصصی عمران و بهسازی شهری ایران درباره آن گفته است که این طرح، یک مسکن مهر دیگر، نیست.
ممنوعیت واردات شکر، اختلافات ایران و ترکیه بر سر قیمت سوخت، بازخوانی پرونده رضا ضراب، انتقاد از داود اغلو به سبب برهم زدن مناسبات تهران – آنکارا و سرمایهگذاری در «صنعت اسب»، از دیگر مواردی است که تجارت فردا در این شماره به آن پرداخته است.
پرونده تاریخی این شماره به موضوع صندوق توسعه ملی و نقش ذخیرهسازی سود حاصل از درامد نفت در توسعه کشور اختصاص یافته سعید لیلاز جایگاه این صندوق در دوره پهلوی را در گفتگویی تبیین کرده است.
گفتگو با مدیران عامل «چینی زرین ایران» و «شهر کتاب»، بررسی اختلاف صداوسیما و فدراسیون فوتبال درباره پخش مسابقات لیگ برتر، حمایت آمریکا به مشارکت ایران در جنگ علیه داعش، مشکلات کتابفروشیها و مرور خبرهای روز فناوری و ترجمه تعدادی از مقالات برجسته اقتصادی، بخش دیگری از مطالب این شماره تجارت فردا را به خود اختصاص میدهد.
به گزارش عصر ایران به نقل از خبرگزاری آناتولی ترکیه دادگاه استانبول امروز (جمعه) با صدور حکمی قرار منع تعقیب رضا ضراب و 52 متهم دیگر پرونده فساد مالی بزرگ این کشور را صادر کرد.
در حکم دادگاه آمده است که متهمان این پرونده به دلیل نبود عناصر کافی مجرمیت تبرئه می شوند.
ضراب به همراه 52 متهم دیگر پرونده فساد مالی در 17 دسامیر سال 2013 دستگیر و چند ماه زندانی شدند.
اتهام این افراد پولشویی و پرداخت رشوه بوده است.
دادگاه به همراه رضا ضراب فرزندان وزرای سابق اقتصاد و کشور را نیز از اتهامات تبرئه کرده است.
ضراب در بهار سال جاری میلادی و پس از گذراندن چند ماه زندان به قید وثیقه از زندان آزاد شده بود و دادگاه حکم داده بود تا زمان صدور رای از استانبول خارج نشود.
پرونده فساد مالی بزرگ در ترکیه جنجال گسترده ای بر پا کرد و مخالفان حزب حاکم ترکیه از این پرونده به عنوان یک رسوایی مالی بزرگ یاد می کنند.
حزب حاکم ترکیه اما با رد این اتهامات می گوید پرونده سازی برای متهمان کار دولت موازی بوده است که قصد دارد به دولت اردوغان و حزب حاکم ترکیه ضربه بزند.
حزب حاکم عدالت و توسعه ترکیه حامیان فتح الله گولن روحانی متنفذ ترکیه ای ساکن آمریکا در پلیس و دستگاه قضایی را به پرونده سازی به منظور خدشه دار کردن وجهه دولت متهم می کنند.
بابک زنجانی از دی ماه سال گذشته در بازداشت است. هر روز یکی از جنبه های پنهان پرونده بابک زنجانی آشکار می شود؛ حاشیه هایی پنهان که گویا مهم تر از اصل اتهام است. اتهامی که باعث شده بابک زنجانی نه ماه مهمان اوین یا جای دیگر باشد.
اتهامش بدهی به وزارت نفت، رشوه و جعل سند و شناسامه است. هر چند هنوز کیفرخواست وی صادر نشده تا ببینیم که اخلال در نظام اقتصادی هم به اتهامات او اضافه می شود یا نه. اما بابک زنجانی فکر همه چیز را کرده است. در زندان یا جای دیگری است اما در عین حال به تمام کارهایش رسیدگی می کند. از کارهای تجاری در ترکیه تا به روز کردن صفحه فیس بوکش. گویا رابطان وفادار زنجانی همچنان به او خدمت می کنند و برخی فعالیت های اقتصادی او در ترکیه که بیشترین سرمایه زنجانی در این کشور است را انجام می دهند. افرادی مانند رضا ضراب تاجر ایرانی الاصلی که در ترکیه زندگی می کند. او سال گذشته مدتی را به دلیل پولشویی بازداشت اما مدتی بعد آزاد شد.
بابک زنجانی بدون شک جنجالی ترین مرد میلیاردی ایران است که پرونده فساد اقتصادی اش کماکان رتبه اول را به خود اختصاص داده است. پرونده ای که با گذشت زمان اسامی مدیران زیادی را در همه حوزه ها به خصوص حوزه سیاسی به خود دیده است. پرونده ای که به گفته بیژن زنگنه نمی تواند کار یک شخص باشد و احتمالا افراد دیگری هم در این کار دخیل بوده اند.
درباره پرونده بابک زنجانی با امیرعباس سلطانی عضو کمیته تحقیق و تفحص از بدهی بابک زنجانی گفت و گویی انجام دادیم که متن آن پیش روی شما است. سلطانی به نفتنا گفت که زنجانی و تیم او به دنبال کودتای سیاسی و اقتصادی در ایران بوده اند و حالا در بررسی این پرونده به اسامی گردن کلفتی رسیده اند و به زودی نام 15 نفر از همکاران زنجانی افشا خواهد شد. بخش اول گفتگوی نفتنا با امیرعباس سلطانی پیش روی شما است.
چه اتفاقی افتاد که در مجلس درباره فردی به نام «بابک زنجانی» حساسیت به وجود آمد؟
آغاز بحثها درباره این فرد تقریبا از 15 ماه پیش در مجلس کلید خورد. کمیسیون انرژی مجلس به دلیل ارتباط با مجموعه شرکت نفت و وزارت نفت، اطلاعاتی به دست آورد که فردی به نام بابک زنجانی حدود 13 هزار میلیارد تومان میعات نفتی را تحویل گرفته اما هیچ پولی بابت فروش آن به دولت پرداخت نکرده است.
اما آقایان در وزارت نفت دولت سابق خیلی این قضیه را جدی نگرفتند و این مساله را تکذیب کردند و سعی داشتند اعلام کنند که اتفاقی نیافتاده است و خبر خاصی هم نیست و همه چیز سرجای خودش است. اما با پیگیری اعضای کمیسیون انرژی مجلس ابعاد پنهان این مساله روشن شد.
در نهایت با پیگیری مجلس، مسئولان شرکت نفت و وزارت نفت دولت سابق به کمیسیون انرژی احضار شدند و درباره اقدامات بابک زنجانی توضیحاتی دادند که این توضیحات به هیچ وجه کافی و قانع کننده نبود.
مسئولان شرکت نفت در زمان وزارت آقای رستم قاسمی به مجلس احضار شدند؟
بله. چون پدیده بابک زنجانی در این دوره شکل گرفت. به دنبال احضار مدیران وزارت نفت، مسئولان امنیتی بانک مرکزی، سازمان بازرسی و دستگاه های نظارتی برای ارائه توضیحات دعوت شدند اما این توضیحات به هیچ وجه قانع کننده نبود و با اظهارات بابک زنجانی مغایرت بسیار داشت.
حتی ما احساس کردیم مسئولان درصدد نیستند که حقایق را بیان کنند. بانک ها نیز در این زمینه همکاری نمی کردند و واقعیت ها را نمی گفتند. بابک زنجانی در جلسه ای که با کمیسیون انرژی مجلس داشت فیش های واریزی پرداخت پول نفت کشور به بانک مرکزی را به نمایندگان مجلس ارائه داد اما بانک مرکزی هیچ گاه صحت و سقم این فیش ها را تایید یا رد نکرد.
این داستان ادامه داشت تا اینکه بابک زنجانی حواله ای ارائه داد مبنی بر اینکه قائم مقام بانک مرکزی تاجیکستان تایید کرده است که زنجانی این پول را به حساب بانک مرکزی ایران واریز کرده است. اما بانک مرکزی دراین باره واکنش رسمی نشان نداد تا اینکه با بررسی ما نمایندگان مجلس متوجه شدیم بابک زنجانی سه میلیون دلار رشوه به قائم مقام بانک مرکزی تاجیکستان داده تا این سند را جعل کند و زنجانی هم با سند جعلی به مجلس آمده بود و مدعی بود که پول نفت را داده است.
البته زنجانی طی رفت و آمدی که به مجلس داشت هم مدعی بود که من نه تنها بدهکاری به وزارت نفت ندارم بلکه چهار و پنج هزار میلیارد تومان نیز ادعای طلب از دولت داشت.
زنجانی در زمان رفت وآمد به کمیسیون انرژی مجلس، توانست با نمایندگان مجلس ارتباط خاصی بگیرد؟
در رفت وآمد به کمیسیون با بسیاری از نماینده های مجلس ارتباط گرفت اما از خاص بودن آن بی اطلاعم.
کمیسیون انرژی از بابک زنجانی حمایت می کرد؟
خیر. کمیسیون حمایتی از زنجانی نمی کرد ولی بعضی از بانک ها و دستگاه های نظارتی خیلی حساسیت به خرج ندادند و به نوعی حمایت آشکار و نه حتی زیرپوستی از زنجانی می کردند.
به هر صورت با توجه به پیگیری هایی که انجام شد و تحقیقاتی که کردیم، متوجه شدیم فردی به نام بابک زنجانی قبل از اینکه به بهانه دور زدن تحریم ها وارد مقوله فروش نفت شود، 15 تخلف مالی داشته و با سه شناسامه جعلی و سه نام متفاوت کارهای خلاف خود را پیش می برده است.
طی مدتی که کمیسیون درحال بررسی پرونده زنجانی بود، تماسی از طرف اطرافیان او با شما که مسئول این پرونده هم هستید، گرفته نشد؟
خود زنجانی و کسی که خودش را موکل او معرفی می کرد، چندین بار تماس گرفتند و حتی پیامک می دادند و می خواستند با برقراری جلساتی به نوعی پرونده را در کمیسیون ختم به خیر کنند.
وکیل زنجانی از شما چه درخواستی داشت؟
وکیل زنجانی با او به کمیسیون انرژی مجلس رفت و آمد داشت. آنها قصد تطمیع نمایندگان را داشتند، منتها موفق نشدند. در نهایت با جلسه های متعددی که با دستگاه های نظارتی برگزار شد و با ارائه مدارک و مستندات به دستگاه قضایی حکم بازداشت زنجانی صادر شد.
همزمان با بازداشت زنجانی حساسیت ها در مجلس نیز کاهش پیدا کرد؟
پیش از بازداشت او کمیته 10 نفره ای تشکیل شد که افرادی چون مسعود میرکاظمی، وزیر سابق نفت هم عضو این کمیته بودند. ولی به تدریج حساسیت ها کمتر شد و تنها من و آقای دهدشتی پی گیر پرونده زنجانی شدیم.
شما در گفت وگویی اعلام کرده بودید که برای رسیدگی به این پرونده تحت فشار قرار دارید و حتی برخی از نماینده ها علاقه ای ندارند که این پرونده به سرانجام برسد.
من نمی توانم بگویم همکارانم در مجلس علاقه ای ندارند که این پرونده به نتیجه برسد شاید به خاطر مشغله کاری پیگیر پرونده بابک زنجانی نیستند. اما من برای رسیدگی به پرونده زنجانی تحت فشار زیادی قرار دارم.
بیشتر توضیح دهید.
اطرافیان و ایادی بابک زنجانی مرتبا و به هر نحوی با من تماس می گرفتند.
هنوزهم تماس می گیرند؟
خیر.
آخرین تماس اطرافیان زنجانی چه زمانی بود؟
تا سه یا چهار ماه پیش مرتبا تماس می گرفتند، اما بیشترین تماس ها تا قبل از بازداشت زنجانی بود.
خوب اطرافیان بابک زنجانی چه خواسته ای داشتند؟ آیا به شما پیشنهاد مالی برای انصراف از پیگیری پرونده هم داده اند؟
پیامک های آنها همچنان در گوشی من موجود است. بسیار مصر بودند که مسائل را بدون رسیدگی قضایی حل کنند. پیشنهاد مالی هم مطرح می شد اما نه به صراحت. به هرحال به دنبال این بودند که این قضیه حل و فصل شود و پیشنهاد های مختلفی می دادند.
آیا شما پس از بازداشت زنجانی، دیداری با او در زندان داشته اید؟
خیر، به ملاقات او نرفته ام.
فردی که هیچ تخصصی ندارد و در هیچ نهادی هم پست تخصصی برعهده نداشته، چگونه و با چه پشتوانه ای ده ها میلیارد دلار نفت در اختیارش قرار داده می شود؟
بابک زنجانی کس خاصی نیست و فردی هم نیست که آنقدر عرضه و شم اقتصادی داشته باشد. یک تیم این کار انجام می دهد که ویترینشان بابک زنجانی است.
چه کسانی از زنجانی حمایت می کنند؟
زنجانی در وزارت خانه های دولت قطعا مورد حمایت قرار می گرفته و در هر پست دولتی همراه داشته است. 4 عضو کابینه دولت قبلی؛ آقای حسینی وزیر اقتصاد و دارایی، آقای قاسمی وزیر نفت، آقای مصلحی وزیر اطلاعات و آقای بهمنی رئیس کل بانک مرکزی، زنجانی را تایید کرده اند و با این تاییدها پول در اختیار او گذاشته شده است.
کسی که حداقل با یک استعلام ساده، مشخص می شده 15 تخلف با عناوین مختلف داشته چطور مورد حمایت قرار گرفته است؟
شبهات این پرونده بسیار زیاد است و می توان گفت بابک زنجانی از سوی افراد حقیقی و حقوقی مورد حمایت قرار داشته و هنوز هم دارد.
اما آقای قاسمی در جلسه در کمیسیون برنامه وبودجه مجلس اعلام کردند، فردی به نام بابک زنجانی را نمی شناسند.
خیلی هم خوب بابک زنجانی را می شناسد.
حالا بابک زنجانی در زندان است و برای بازگشت پول ها هم همکاری لازم را نمی کند. فکر نمی کنید این پول در اختیار حامیان زنجانی قرار گرفته باشد و ممکن است زنجانی برای تیمی که از او حمایت می کند تنها یک واسطه باشد؟
زنجانی در داخل و بیرون از زندان عوامل بسیاری دارد و برخی مسائل را هدایت می کند. به طور مثال رضا ضراب، تاجر ایرانی الاصل از ایادی اوست. ضراب در ترکیه اموال و دارایی ها زنجانی را هدایت می کند. ضراب در زمان بازداشتش در ترکیه اعتراف کرده بود که زنجانی رئیس اوست.
همان طور که اطلاع دارید بیش از 90 درصد اموال زنجانی در ترکیه است و سایر اموالش در تاجیکستان و فرانسه است. اموال زنجانی در ایران ارزشی ندارد و تنها یک جو روانی در جامعه ایجاد کرده اند که اموال ایران او به تنهایی برای بدهکاری اش کافی است. حتی یک چهارم اموالش هم در ایران نیست.
هر روز هم برای تغییر مسیر پرونده یک بازی در می آورند؛ یک روز اعلام می شود که فردی پیدا شده که قصد دارد تمام بدهی اش را بدهد و روز دیگر خبر از مزایده اموالش در ترکیه می رسد. در حالی که تمامی این خبرها کذب است و توسط اطرافیان زنجانی مطرح می شود.
اکنون نیز با 13 هزار میلیاردی که خورده چندین برابر این پول سود کسب کرده و با جار و جنجال همه را به بازی گرفته است. او خیلی هم در بازجویی ها جدی نیست و همکاری نمی کند به همین دلیل از قوه قضاییه گله داریم چرا با زنجانی برخورد جدی صورت نمی گیرد. مساله پرونده زنجانی تنها بدهکاری اش به وزارت نفت نیست بلکه در پرونده تامین اجتماعی و ده ها تخلف دیگر پایش گیر است.
به همین دلیل نوع برخورد قوه قضاییه با این پرونده برای ما جای سوال دارد. فقط هر چند وقت یک بارآقای اژه ای سخنگوی قوه قضاییه در نشست های خبری خود خبر از بازداشت چند تن از همکاران او می دهد و همه اقدامات در همین حد خلاصه می شود.
آیا قوه قضاییه بررسی هایی از فیلم هایی که از زنجانی در فضای مجازی منتشر شده، صورت داده است؟ در این فیلم ها به نام برخی از همکاران زنجانی اشاره شده است؟
اسم های زیادی مطرح است اما باید صبر کنید تا همه زوایای پرونده روشن شود. [...]
می توان برداشت کرد که برخود با زنجانی جدی نیست؟
می شود چنین برداشتی هم داشت.
از زمانی که فیلم بابک زنجانی درباره همکاری با برخی نهادها منتشر شد، بیشتر چه موضوعی مورد توجه قرار گرفت؟
خبرهای تایید نشده و غیرمستندی در این ارتباط منتشر شد مبنی اینکه شخصی معروف به رعیت تحت تاثیر برخی عوامل بوده است اما این اظهارات مستند و ثابت شده نیست.
شاید در حال حاضرنزدیک به 200 خبر در ارتباط با پرونده بابک زنجانی در اختیار داریم اما هنوز سندی برای اثبات این خبرها پیدا نشده است ولی مساله ای که نباید از آن غافل شد غفلت دستگاه های نظارتی است و ما از عملکرد آنها گله داریم.
چرا مسئولان دستگاه های نظارتی را برای پاسخ به سوال در این ارتباط به مجلس احضار نشده اند؟ به طور مثال وزرای دولت قبلی مورد سوال قرار گرفته اند یا نه؟ در فیلم منتشر شده از مرتضوی در مجلس به صراحت نام معاون اقتصادی یکی از وزارت خانه های مهم برده می شود. آقای مرتضوی از زنجانی سوال می کند که آیا آقای [...] معاون اقتصادی [...] را دیده اید و زنجانی هم تایید می کند بله با ایشان دیدار داشته و تایید شده 700 میلیون یورو پول به او داده می شود. این نکته برای طرح سوال و رسیدگی به سایر ابعاد پرونده مناسب نیست؟
شاید این کار را انجام داده ایم اما نتیجه ای که به دنبالش بوده ایم را نگرفته ایم. ما در ارتباط با پرونده زنجانی تقریبا اقدام های زیادی انجام داده ایم.
وزیر اطلاعت فعلی در این ارتباط چه توضیحاتی داده است؟
توضیح داده اما من نمی توانم تا رسیدن به مرحله مورد نظر اظهارات وزیر اطلاعات را رسانه ای کنم.
سوال رسمی از وزیر اطلاعات در مجلس علنی پرسیده شده یا جلسه محرمانه بوده است؟
اعضای کمیسیون انرژی جلسه ای را با وزیر اطلاعات برگزار کردند که محرمانه بود و آقای علوی به آن چیزی که ما نیاز داشتیم پاسخ داد و از آنجایی که این مشکل در دولت قبل انجام شده نیاز به بررسی بیشتری دارد.
آیا شما احساس کردید که وزارت اطلاعات در پرونده بابک زنجانی همکاری لازم را دارد؟
روند دولت فعلی بر این اساس است که قصد پیگیری جدی بابک زنجانی و محکومیت او را دارند و همکاری مناسب صورت می گیرد.
در تمام وزارتخانه های که در گذشته به نوعی با زنجانی در ارتباط بوده اند این اراده وجود دارد؟
من فکر می کنم فقط این اراده تنها در وزارت نفت آن هم شخص وزیر وجود دارد. از بقیه دودی بلند نمی شود.
فقط آقای زنگنه؟
بله فقط این اراده در وزیر نفت دیده می شود.
یعنی معاونین آقای زنگنه به دنبال محکومیت زنجانی نیستند؟
من نمی توانم نام ببرم باید کلی گویی کنم به هرحال زنجانی از طرف برخی معاونان وزیر نفت حمایت می شود.
آقای هندی که مسئول پرونده بابک زنجانی است، در این ارتباط فعال نیست؟
خیر فعال نیست. در این پرونده خیلی موارد وجود دارد اما اراده جدی برای رسیدگی به آنها نیست.
منظور شما از جدی نبودن، چیست؟
یعنی اراده کامل در آقایان برای رسیدگی به پرونده زنجانی وجود ندارد.
فکر نمی کنید اگر وزارایی که با بابک زنجانی در ارتباط بودند به مجلس دعوت شوند وآن جلسه محرمانه نباشد، خیلی از مسائل راحت تر حل می شود؟
مسیری که ما در این ارتباط طی می کنیم بر اساس راهکارهای تعیین شده است. موانع بر سر راه ما زیاد است و در کار ما مشکل تراشی هم می کنند اما ما خیلی مطمئنیم و مسیری را که مشخص کرده ایم پیش خواهیم رفت. اگر بخواهیم نگاه احساسی به این مساله داشته باشیم سرنخ ها گم می شود و هیچ گاه هم به نتیجه نخواهیم رسید.
ما برای نتیجه گرفتن و محکومیت زنجانی برنامه مشخص داریم. پرونده را فازبندی کرده ایم و طبق آن پیش می رویم. به روی خودمان نمی آوریم که چه اطلاعاتی داریم. 80 درصد اطلاعات را بروز نمی دهیم . شاید بروز اطلاعات برای شما جالب باشد اما افشای آن به ضرر ما است. سعی می کنیم طوری رفتار کنیم و این پرونده را به گونه ای مدیریت کنیم که در نهایت بابک زنجانی محکوم شود و نام کسانی که از زنجانی حمایت می کنند، افشا شود. زنجانی کس خاصی نیست ما در اصل به دنبال تیم زنجانی هستیم.
اگر تیمی که از زنجانی حمایت می کنند، شناسایی نشود و نام آنها برای مردم گفته نشود، باز 10 زنجانی دیگر در کشور تولید می کنند. شاید تیمی که اکنون این مساله را مدیریت می کند حتی به دنبال این باشد زنجانی محاکمه شود و این خواسته آنهاست تا راحت تر اقدامات قبلی خود را ادامه دهند.
بابک زنجانی آدمی نیست که بتواند خیلی مقاومت کند ما به دنبال کسی هستیم که حامیان زنجانی هستند کسانی که پول ها را خورده اند و مفسد اقتصادی هستند.
آنها مشخص نیستند؟
نه مشخص نیستند.
گفته می شود که همین [...] معروف به [...]، رابط زنجانی و آن تیمی است که پشت پرده این پرونده را هدایت می کنند. اما بازداشت نمی شود و در مقابل حکم بازداشت دستیار زنجانی (حسین شیرازی منش) صادر می شود که در نهایت نیز به سرانجامی نمی رسد. آیا از بازداشت اینها جلوگیری می شود؟ فکر نمی کنید با گذشت 9 ماه خیلی از سرنخ ها گم شود و پول ها جا به جا شود؟
ما اعتقاد داریم حداقل این پرونده 9 ماه دیگر لازم دارد.
شما اشاره کردید تا حالا به ملاقات زنجانی در زندان نرفته اید، چطور از مفاد رسیدگی به پرونده مطلع می شوید؟
از من انتظار نداشته باشید که راجع به همه چیز صحبت کنم. ما براساس اطلاعات دستگاه قضایی ترکیه، پارلمان ترکیه یا رابط های زنجانی و رابط های خودمان از جزئیات پرونده مطلع می شویم.
در ارتباط با این پرونده چند بار به ترکیه سفر کردید؟
سه بار. یک بار هم مقامات ترکیه به ایران آمدند و در این ارتباط رایزنی های صورت گرفت. چیزی که برای ما مهم است که این پرونده شامل مسائل سیاسی نشود.
فکر نمی کنید هر چقدر کمتر درباره این پرونده صحبت کنید افکار عمومی حساسیت بیشتری به خرج می دهد؟
ما افشای جزئیات این پرونده را براساس فازبندی که داریم انجام می دهیم.
اکنون در چه فازی هستید؟
ممکن است یک ماه دیگر اطلاعات دیگری به مردم بدهیم که همه چیز عوض شود. ببنید ما در این پرونده به نام هایی گردن کلفت تر از بابک زنجانی رسیده ایم. مسائلی را کشف کرده ایم که شاید به ذهن شما هم خطور نکند همان هایی که فکر می کنید در این پرونده نقشی ندارند در خط مقدم هستند. ما شاید خیلی به آنها نزدیک نشویم اما با جدیت به دنبالشان هستیم.
در این راه هم مرتبا تهدید می شویم اما راه خود را ادامه می دهم. نه قصد تندروی داریم نه پرونده را بی خیال خواهیم شد. ما در اصل به دنبال این هستیم آقایان ندانند که ما چقدر می دانیم. نفهمند که ما چه میزان از آنها شناخت داریم.
اخیرا نیز نزدیک ترین یار بابک زنجانی گزارشی 10 صفحه ای برای ما آماده کرده است. کسی که دست راست زنجانی بوده است. ما می خواهم بگوییم خیلی به این افراد نزدیک شده ایم اما آنها خبر ندارند. ضراب و زنجانی تابلو یک گروه هستند. حامیان آنها برای ما مهم هستند.
در سفرهای ترکیه با رضا ضراب دیدار داشته اید؟
خیر.
با مقامات قضایی ترکیه چطور؟
ببنید رابطه ما با ترکیه خوب است. همکاری هایی در جریان است. عجله نکنید. 30 الی 40 روز دیگر فاز جدیدی از اطلاعات در این پرونده رسانه ای خواهد شد. الان ما نباید درگیر سناریوی زنجانی و حامیانش شویم آنها یک روده راست ندارند.
به گزارش ایرنا، سلطانی گفت: پرونده بابک زنجانی فعلا پیشرفت محسوسی نداشته و او هر روز برگ جدیدی رو کرده و کار خود را از زندان انجام می دهد.
او ضمن ابراز نارضایتی از روند پرونده گفت: در نظر داریم که در کمیسیون، مسئولان را احضار کرده و از آنها بخواهیم توضیح دهند که چرا پرونده بگونه ای پیش می رود که تنها به منافع ملی ضربه خورده و چیزی عاید مردم نمی شود.
عضو کمیسیون انرژی گفت: زنجانی 13 هزار میلیارد تومان بالا کشیده است، حالا شما حساب کنید سودش در این اوضاع چقدر است و چقدر به کشور و مردم ضربه خورده است.
او گفت: زنجانی 13 پرونده تخلف مالی داشته و شناسنامه جعلی استفاده می کرده است، متاسفانه باوجود این تخلفات بازهم نفت را در اختیار او قرار می داده اند.
سلطانی با بیان اینکه پای مسئولان دولت احمدی نژاد در پرونده زنجانی گیر است گفت: سه یا چهار وزیر و مسئول دولت احمدی نژاد از جمله وزیر دارایی، رئیس بانک مرکزی و وزیر نفت در این مسئله درگیر بوده و باید پاسخگو باشند.
عضو کمیته پیگیری پرونده «بابک زنجانی» گفت: اعلام شده است که 10 تن از عوامل زنجانی دستگیر شده اند، این نشان می دهد که او از ما جلوتر است.
او گفت: این مسائل حکایت از آن دارد که زنجانی در شرایط مساعدی کارها، اختلاس ها و کاسبی اش را بدون هیچ مانعی مدیریت کرده و ادامه می دهد.
سلطانی گفت: ارتباط با ده نفر در زندان توسط زنجانی نشان می دهد که او در شرایطی مساعد و خوبی زندگی می کند.
او با بیان اینکه رضا ضراب کارمند بابک زنجانی است گفت: اینکه می گویند ضراب برای پرداخت بدهی زنجانی اعلام امادگی کرده، بازی خود این آقاست که می خواهد پرونده را به حاشیه بکشاند.
عضو کمیسیون انرژی با بیان اینکه روند پرونده بسیار کند است گفت: 90 درصد اموال زنجانی در خارج از کشور است و او چیزی در ایران ندارد که ما به آن دلخوش باشیم، در واقع 10 درصد اموالی که در ایران دارد صاحب دیگری نیز دارد.
او گفت: زنجانی شرکت های بزرگ خود را نیز به نام افراد دیگری کرده و مدیرعاملان آنها اشخاص دیگری هستند، با همین ترفند توانسته کار کند که نتوانیم این شرکت ها را مصادره کنیم.
عضو کمیسیون انرژی گفت: زنجانی همه را سرکار گذاشته و هیچ راه حلی ارائه نکرده و حتی طلبکار هم شده و می گوید، من از دولت طلبکارم.
امیرعباس سلطانی با اشاره به افزایش فساد مالی در کشور گفت: در مملکت ما بابک زنجانی ها زیادند، متاسفانه یک سر تمام اختلاس ها، خرابکاری و فسادها به بانک ها می رسد، چراکه نگاه اقتصادی راه انداخته و با گرفتن پول مردم کار دیگری می کنند.

به گزارش اقتصادنیوز، حمید حسینی در روزنوشت های خود در صفحه شخصی خود به ملاقات دو ساعته با رضا ضراب در استانبول اشاره و مطرح میکند که ضراب از گفتوگوی او با روزنامه زمان ترکیه گلایه داشته است.
وی پس از این به روزنوشت خود در حدود یک ماه پیش اشاره و عنوان میکند که در آن مصاحبه نحوه همکاری ضراب و زنجانی در انتقال پول را توضیح داده و تشریح کرده است که که دولت و بانک مرکزی نقشی در این رابطه نداشتهاند، بانک مرکزی ارز را به فعالان اقتصادی و پیمانکاران فروخته و آنان برای انتقال وجه از بانک کونلن چین یا هالک بانک ترکیه به سراغ امثال ضراب و زنجانی رفته و با رضایت معامله کرده و اکنون هم شاکی نیستند.
حسینی پس از این صراحتا بیان می کند که امثال ضراب و زنجانی در انتقال پول و دورزدن تحریمها به ایران کمک کردهاند و شایسته تقدیر هستند.
او همچنین در پایان این نوشته خود به مزایده فروش شرکت هواپیمایی انر ترکیه متعلق به بابک زنجانی اشاره می کند و توضیح می دهد: این شرکت پس از دستگیری شمس از همکاران بابک زنجانی رها شده و صاحبان قبلی این شرکت در حال حساب سازی جهت خرید اموال هستند، لازم است مسئولان دادستانی و هواپیمایی در این رابطه هشیاری به خرج داده و نگذارند این اموال به غارت برده شود.
متن کامل نوشته حمید حسینی:
«دیروز با اقا رضا ضراب در استانبول جلسهای دو ساعته داشتم و ایشان از مصاحبه من با روزنامه زمان ترکیه گلایهمند بود، قبل از اینکه تحریفهای روزنامه زمان را توضیح دهم بخشی از روزنوشت ٢٧ مرداد ماه که ١٢ روز قبل از چاپ مصاحبه که در سایت من قابل دسترس است تکرار میکنم و در نوشته بعدی گفتوگوی طولانی خود با رضا ضراب را منتشر میکنم:
از دیروز چند بار از روزنامه زمان ترکیه (تودی) تماس گرفته و اصرار بر ملاقات و مصاحبه داشتند. لذا امروز با خبرنگار، عکاس و مترجم آنان قرار گذاشتم. سوالاتشان را از روابط ایران و ترکیه شروع و سپس به سراغ ضراب و زنجانی رفتند، این روزنامه که متعلق به اپوزوسیون ترکیه است درصدد اثبات تخلف ضراب بود و اینکه چرا دادگاه ایران ایشان را احضار ومحاکمه نکرده است. من نحوه همکاری ضراب و زنجانی در انتقال پول توضیح دادم و تشریح کردم که دولت و بانک مرکزی نقشی در این رابطه نداشتهاند، بانک مرکزی ارز را به فعالان اقتصادی و پیمانکاران فروخته و آنان برای انتقال وجه از بانک کونلن چین یا هالک بانک ترکیه به سراغ امثال ضراب و زنجانی رفته و با رضایت معامله کرده و اکنون هم شاکی نیستند.
من اعلام کردم که امثال ضراب و زنجانی در انتقال پول و دورزدن تحریمها به ایران کمک کردهاند و شایسته تقدیر هستند و اگر زنجانی دستگیر شده به خاطر بدهی نفتی است نه انتقال پول. خبرنگار این روزنامه خیلی تلاش کرد که دولت و بانک را طرف معامله ضراب و بابک نشان دهد و من مستدل پاسخ دادم و همکاری با بانکها را مربوط به صرافی بانکها دانستم نه خود بانک و این خبرنگار بعد از یک و نیم ساعت بحث و گفتگو اتاق را ترک کرد.
این خبرنگار ترک روزنامهای را نشان داد که مزایده فروش شرکت هواپیمایی انر ترکیه متعلق به بابک زنجانی به زودی برگزار خواهد شد. این شرکت پس از دستگیری شمس از همکاران بابک زنجانی رها شده و صاحبان قبلی این شرکت در حال حساب سازی جهت خرید اموال هستند، لازم است مسئولان دادستانی و هواپیمایی در این رابطه هشیاری به خرج داده و نگذارند این اموال به غارت برده شود.»

از بیکدلی بهعنوان سفیر تهران در آنکارا خواستم درباره ماجرای رضا ضراب و تجارت او با ایران و پرونده «هالک بانک» اطلاعات بیشتری به ما بدهد. سفیر تاکید داشت در مواردی رسانههای داخلی بدون توجه به تخریبها و چالشهای سیاسی که در رسانههای ترک متداول است، همان مطالب را منتشر کردهاند.
برخی ایرانیها با رجب طیب اردوغان، نخستوزیر آن زمان ترکیه همعقیدهاند که ضراب، تاجر شریفی است و در مقطعی که ایران درگیر مشکلات گسترده اقتصادی بود، با تجارت طلا، به یاری اقتصاد ایران آمد.
سفیر، همان شب بعد از گفتوگو با «شرق»، در پستی فیسبوکی نوشت: «موضوع آقای ضراب از منظر ما موضوع تاجر ترکی است که با ایران تجارت داشته و عدهای از مخالفان دولت اردوغان در داخل و خارج ترکیه قصد داشتند او و «هالک بانک» را به دلیل رابطه با ایران تنبیه و از این رهگذر به روابط دو کشور و آقای اردوغان در آستانه دو انتخابات آسیب بزنند. اما در ایران موضوع وی را نه در این شمایل بلکه به عنوان یکتاجر ایرانی که احتمال میدهند در پرونده فساد مالی آقای بابک زنجانی دست داشته، مطرح میکنند که این ادعا باید از سوی مراجع قضایی بررسی شود، نه دیپلماتهای ایرانی.»
علیرضا بیکدلی از اواخر سال 91 به سمت سفیر ایران در ترکیه منصوب شده و پیش از آنهم در جمهوری آذربایجان و قبرس سفیر بوده است. نفر دوم سفارت ایران در مسکو، کاردار سفارت ایران در قزاقستان، رییس اداره دوم مشترکالمنافع وزارت خارجه و معاون پژوهشی دفتر مطالعات سیاسی و بینالمللی وزارت خارجه، بخش دیگری از کارنامه اوست. همانند دیگر دیپلماتها در تکتک جملاتش مراقب پیامدهای واژگان و جملات خود است، هم در کشور مقصد و هم در کشور مبدا. بهویژه آنکه ترکیه بهتازگی انتخابات پرچالشی را پشت سر گذاشته است. این گفتوگو، چند روز بعد از مراسم تحلیف رجب طیب اردوغان، در منصب رییسجمهوری در محل سفارت ایران در آنکارا انجام شد؛ ساختمانی که دو هتل «شرایتون» و «اینترکنتینانتال» مشرف به باغ آن و در میانه یکی از مناطق خلوت آنکاراست.
در یکسال گذشته خبرهای زیادی درباره شخص رضا ضراب خواندهایم ولی اطلاعات ما منحصر به خبرهای روزنامههای ترکیه است مبنی بر اینکه او یک شهروند ایرانی-ترک و در حال تجارت در ترکیه است و عمدتا فعالیت خود را با تابعیت ترک خود انجام میدهد، درباره تجارت آقای ضراب و ارتباط وی با ایران توضیح میدهید؟
رضا ضراب در ترکیه به عنوان یک تاجر ترک در حال فعالیت است که توانسته با استفاده از روابط ایران و ترکیه، فرصتهایی را برای خود و شرکتهای ترکیه فراهم کند. منتها با توجه به ارتباطات گستردهای که در اینگونه همکاریهای تجاری با مقامات ترکیه ایجاد کرد، زمینه استفاده یا سوءاستفاده برخی از مخالفان دولت ترکیه، بهخصوص مخالفان آقای اردوغان، نخستوزیر ترکیه را فراهم کرد.
مخالفان تلاش کردند تا از آن بهعنوان یک حربه انتخاباتی قدرتمند در آستانه انتخابات شهرداریها که انتخاباتی سرنوشتساز برای ترکیه و بهخصوص حزب «عدالت و توسعه» بود، استفاده کنند. یکی از اهداف اصلی این پروژه که از 17 دسامبر 2013 (26آذر 1392) کلید خورد، تاثیرگذاری روی فعالیتهای اقتصادی ایران در ترکیه و همچنین «هالک بانک» در ترکیه بود. آنها مدعی بودند که ضراب و مقاماتی که با او در ارتباط بودند، در همکاری و فعالیتهایی که با «هالک بانک» داشتهاند، تحریمهای خارجی علیه ایران را دور زدهاند و دولت «عدالت و توسعه» را حامی «هالک بانک» جلوه دادند و این موضوع را به ابزاری برای فشار به حزب «عدالت و توسعه»، آقای اردوغان و تاثیرگذاری روی نتیجه انتخابات تبدیل کردند.
اتهام ضراب درباره کمک به انتقال طلا به ایران ثابت شده است؟
اساسا ادعاهای مخالفان دولت «آکپارتی» درباره فعالیتهای ضراب به اثبات نرسید، به این دلیل که فعالیتهای مربوط به خریدوفروش طلا بین ترکیه و ایران به قبل از جولای 2013 (تیر- مرداد 1392) یعنی پیش از اعمال تحریم فلزات گرانقیمت علیه جمهوری اسلامی ایران مربوط میشود و بر اساس مفاد قطعنامههای تحریم، شرکتهای ترکیه از جمله شرکتی که به ایران صادرات طلا داشت، عملیات خودش را در موعد پیشبینیشده متوقف کرد. همچنین همه فعالیتهایی که «هالکبانک» با ایران داشت، در چارچوب مقررات تحریمی و پایش جدی نهادهای مرتبط با نظارت بر فعالیتهای این بانک از سوی کشورهای غربی انجام میشد. خود مقامات بانکی هم به ما مرتبا تاکید میکردند که تحت هیچ شرایطی اقداماتی فراتر از مقرراتی که مربوط به تحریمهاست، انجام نخواهند داد، اما آشنایی آنها با شرایط ایران و مقررات تحریمی، برای آنها فرصتها و امکاناتی را ایجاد میکرد که میتوانستند از آن برای فعالیتهای خودشان بیش از سایر بانکهای استفاده کنند.
پس رضا ضراب پیش از جولای 2013 با ایران روابط مالی در حوزه طلا نداشته است؟
پیش از جولای 2013 وجود داشته، اما بعد از آن تاریخ دیگر فعالیتهای مرتبط با خریدوفروش طلا وجود نداشته است.
یعنی پیش از قانون تحریم، رضا ضراب در واردات طلا به ایران نقش داشته است؟
ایران و ترکیه در این زمینه همکاری نداشتهاند. شرکتها و تجار ترک در این تجارت دست داشتند، ولی اینکه آیا شخص رضا ضراب هم در آن دست داشته یا نه، به بررسی اسنادی که در این تجارت مورد استفاده قرارگرفته و الزاما سفارتخانهها به آنها اشراف ندارند، نیاز دارد.
در این یک سال گذشته آیا سفارت ایران توانسته اطلاعاتی در اینباره کسبکند؟ زیرا در حال حاضر این موضوع برای نمایندگان مجلس هم جالب و مهم است.
اگر بخواهید از منظر ایران به این موضوع نگاه کنید، کاملا با آنچه که ما در ترکیه به آن نگاه میکنیم، متفاوت خواهد بود.
یعنی میتواند برای ایران بیاهمیت باشد؟
آنچه ما به عنوان سفارت ایران در ترکیه با آن مواجه هستیم، فعالیتهای تجاری شرکتها یا تجار ترکیه در رابطه با جمهوری اسلامی ایران است، اما آن چیزی که شما از ایران به آن اشاره میکنید، یک پرونده فساد مالی است که به دنبال پیداکردن شرکا و دستاندرکاران آن در خارج از کشور میگردید. لازمه آن این است که کسانی که چنین ادعایی دارند و نهادهای داوری یا دادگاههایی که به این موضوع رسیدگی میکنند، بررسیهای خود را انجام دهند. این موضوع با آنچه که ما الان درباره فعالیت شرکتهای ترک به شما میگوییم کاملا متفاوت است. یعنی دو موضوع کاملا متمایز و جداست.
یعنی اتهام فساد چند تاجر ترک که با ایران تجارت میکنند، به ایران مربوط نمیشود و به ترکیه ارتباط دارد؟
این اتهام اساسا در ترکیه اتهام فساد نیست، بلکه اتهام، دورزدن تحریم ایران است اما آن چیزی که در ایران وجود دارد پرونده فساد است، پس با دو شاخهروبهرو هستیم که دو دیدگاه متفاوت را شکل میدهند. در ترکیه مخالفان آقای اردوغان و مخالفان دولت «آکپارتی» مدعیهستند که برخی از شرکتها وگروههای تجاری در ترکیه، تحریمهایی که علیه ایران وضع شده را نادیده گرفتهاند و با کمک «هالکبانک» برای دورزدن این تحریمها اقدام کردند. این ادعا درست نیست و رد شده است. درحالی که در ایران ادعا میشود گروهی با سوءاستفاده از فرصتهای خودشان، فساد مالی بار آوردند و به بیتالمال ضرر زدند. عدهای در تلاش هستند تا این دوپرونده را به یکدیگر ربط دهند. بالطبع کسانی که این دوپرونده را به هم ربط میدهند، باید ادعای خود را ثابت و بعد پیگیری کنند. آنچه که من به شما میگویم، گزارشی از وضعیت پرونده مورد ادعای مخالفان حزب «عدالت و توسعه» است و اینکه این موضوع صرفا یک حربه سیاسی برای تحتالشعاع قراردادن انتخابات در ترکیه بوده است.
چیزی که این دوپرونده را به هم ربط میدهد، دو اسم است؛ رضا ضراب در ترکیه و بابک زنجانی در ایران. رضا ضراب، بابک زنجانی را رییس خود معرفی کرده که با این حساب این دوپرونده بههم ارتباط پیدا میکنند. تا به حال از سفارت تهران در آنکارا درخواست تحویل اطلاعات بیشتر در این زمینه شده است؟
این بحث خارج از وظایف یک سفارتخانه است. ما در سفارتخانه، نه امکان رسیدگی به چنین پروندههایی را داریم و نه به آنها رسیدگی میکنیم. ما بخشهای تجاری، اقتصادی و بخشهایی که به حوزه روابط سیاسی مربوط میشود، داریم. به هرحال، کسی که این ادعا را میکند باید از مجاری خاص خودش، بر اساس توافقنامههایی که به معاضدت قضایی برمیگردد، رسیدگی شود. باید مراجع قانونی مراحل را به شکل کامل طی کنند و بر اساس آن هم اطلاعرسانی شود.
حدود 9ماه است که بابک زنجانی در زندان است. در این مدت، قوهقضاییه یا دولت جمهوری اسلامی از سفارت ایران تقاضای گزارشی درباره این دونفر و ارتباط مالی آنها کرده است؟
گزارشی که ما میدهیم در رابطه با بخشی است که مربوط به فعالیتهای تجاری ایران و ترکیه میشود. آن چیزی که به فساد مالی مربوط است، به سفارت ایران ارتباطی ندارد.
اگر نمایندگان مجلس ایران بخواهند پرونده را بررسی کنند، بازهم لازم نیست سفارت همکاریای در این زمینه انجام دهد؟
من نمیدانم که این موضوع تا چه حد به شرح وظایف نمایندگان ما برمیگردد، ولی اگر مجلس شورای اسلامی از وزارت خارجه درخواست کمک در رسیدگی به پرونده را کند، بازهم رویههای خاصی در رابطه با کشورهای خارجی وجود دارد، بخشی از آن مربوط به همکاریهای دوستانه دوکشور و بخش دیگر مربوط به پروندههای معاضدت قضایی میشود. اگر در مجرای قوهقضاییه قرار گیرد، از کانال معاضدت قضایی و رویههای موجود آن عمل میکند. اگر هم دوستان ما در مجلس شورای اسلامی بخواهند اطلاعات بیشتری داشته باشند، آن دیگر در قالب همکاریهای دوستانه است. ولی تا به حال من خبری از هیاتی که برای آمدن به اینجا برنامهریزی کرده باشد، ندارم. البته ما اخبار را از رسانههای ایران شنیدیم و نقلقولهایی را هم از طریق رسانهها به ما منتقل کردهاند که خب برای ما ملاک فعالیت و عمل نیست.
پس تا اینجا نمایندگان مجلس اقدامی در رابطه با این دوپرونده انجام ندادهاند؟
خیر، نمایندگان هنوز برای آمدن به ترکیه هیچ اقدام روشنی که منجر به فعالیت ما شود، انجام ندادهاند.
اگر نمایندگان درخواست را ارایه کنند و بخواهند که برای تهیه گزارش و پیگیری پرونده به آنکارا سفر کنند، آیا سفارت برای تهیه پرونده بابک زنجانی و رضا ضراب از صفر شروع به کار خواهد کرد یا پروندهای آماده برای ارایه به آنها دارید؟
نه، در آن صورت باید به دستگاههای ذیربط در ترکیه مراجعه کرده و از آنها سوال کنیم که آیا مایل به همکاری با نمایندگان مجلس ایران که میخواهند در این رابطه اطلاعاتی داشته باشند، هستند یا خیر. در مرحله بعد باید منتظر پاسخ آنها بود که اصلا چیزی برای ارایه به نمایندگان دارند یا خیر. البته این روش پیگیری در کنار رویه معاضدت قضایی و همکاریهای قضایی دوکشور باید در قالب همکاریهای دوستانه انجام شود.
برای من عجیب است که شما نمیگویید ما گزارشات مفصلی از پرونده ارتباط مالی ضراب و زنجانی داریم، چون آنقدر این موضوع برای افکارعمومی جالب است که فکر میکردم برای سفارت ایران در آنکارا هم باید مهم باشد و مورد پیگیری و بررسی قرار گرفته باشد... .
نگاه شما از ایران با نگاه ما در آنکارا نسبت به مساله متفاوت است.
بله، اما شما غیر از اینکه نماینده ایران در آنکارا هستید و باید حواستان به روابط ایران و ترکیه باشد، بازوی جمعآوری اطلاعات برای مقامات ایران هم هستید.
یکی از شرح وظایف نمایندگیها این است که نسبت به منافع و مسایل ملی حساس باشند و در این زمینه اطلاعرسانی کنند، اما این به معنی پروندهسازی درباره افراد و اشخاص نیست. پروندهای در داخل کشور ما تشکیل شده که باید مراحلش را طی کند. جایی که آنها به این جمعبندی میرسند که فسادی وجود دارد، باید بر اساس رویههای مشخص از امکانات لازم در خارج از کشور استفاده کنند در آن زمان قطعا ما به اندازه کافی ارتباط و دوستانی داریم که از آنها تقاضای همکاری کنیم. اما قبل از آن صرفا به خاطر مطالب موجود در رسانهها نمیتوانیم به موضوع ورود کنیم و مدعی شویم اطلاعاتی داریم. اطلاعات ما در ترکیه به نوع همکاریهایی که شرکتهای ترک از جمله شرکتی که آقای ضراب مدیر آن بود و در رابطه با تجارت ترکیه و ایران بوده است، برمیگردد. فساد و ارتباط بین این دومجموعه که افرادی در ایران مدعی آن هستند، نیاز به بررسیهای دقیقتری دارد که فعلا در اختیار من نیست. مساله رضا ضراب تاکنون مربوط به ترکیه بوده و ایشان یک فرد ترک است.
موضوع از جایی متفاوت میشود که اتهام او ارسال طلا به ایران است و دوم اینکه او در ایران یک شریک دارد.
اینکه تاجری از ترکیه به ایران طلا فرستاده باشد، اتهام نیست، حتی اگر شما بگویید که میخواهیم تحریمها را رعایت کنیم و دور نزنیم، باید به شما بگویم اتفاقا ترکها همین کار را کردند. آنها قبل از شروع موعد مقرر مربوط به فلزات گرانبها، صادرات طلا را قطع کردند. بنابراین در بحث طلا اتهامی وجود ندارد.
پس از منظر یک فرد ایرانی، رضا ضراب هیچ اتهامی ندارد؟
از نظر بنده تجارت طلا اتهام نبوده است.
از آنجایی که رضا ضراب با فردی به نام بابک زنجانی که در یک فساد مالی متهم است ارتباط دارد، در این مورد اطلاعاتی مبنی بر اثبات اتهام وارده به آنها وجود دارد؟
شما دوباره از نگاه یک ایرانی موضوع را مطرح میکنید، اگر شما بخواهید از زاویه ایران این مساله را دنبال کنید، اولا باید دادگاه ایران اتهام وارده به آقای بابک زنجانی را بررسی کند و سپس حکم را صادر و نهایتا اعلام شود. من به عنوان سفیر ایران در ترکیه، به صرف اینکه راجعبه پروندهای با عنوان فساد مالی در رسانههای ایران مذاکره و گفتوگو میشود، نمیتوانم فعالیتی را انجام دهم. من نمیتوانم تنها به دلیل اینکه در رسانههای ایران الفبایی را درباره افراد میگویند، مثلا جایی که میگویند «الف، ب»، من تلاش کنم تا رابطه «الف» و «ب» را با ترکیه پیدا کنم. مگر اینکه دستگاههای مرتبط با قوه قضاییه تشخیص دهند چنین ارتباطی وجود داشته و مراجعه کنند، که در این صورت هم دوحالت دارد؛ یا باید از طریق قضایی یا در سطح رابطه دوستانه پیگیری شود.
چندوقت پیش ماجرای «شنود» از سفارت ایران در آنکارا منتشر شد، شما این خبر را تایید میکنید؟ اگر پاسخ مثبت است، پیگیریهای شما به کجا رسیده است؟
ما به وزارت خارجه ترکیه مراجعه و درخواست کردهایم تا اطلاعات مربوط به این ادعا را در اختیار ما بگذارند. وزارت امورخارجه ایران هم در این زمینه موضعگیری داشت. منتظریم تا دوستان ما در ترکیه اطلاعات بیشتری در اختیار ما بگذارند، اما باید بگویم در قضیه اختلافاتی که در آستانه انتخابات دهمفروردین سال گذشته در ترکیه افتاد، موضوع شنود توسط برخی شخصیتها و دستگاههای غیردولتی ترکیه بوده که مقامات دولتی ترکیه را هم در دل این موضوع شنود میکردند. در بین آنها شخص نخستوزیر و بسیاری از وزرا از جمله وزیر انرژی و شخصیتهای دیگر نام برده شدند که برخی از همکاران سفارت جمهوری اسلامی ایران هم بودند.
علت اینکه، این موضوع مطرح شد این بود که طرف مقابل که در حوزه انتخابات با دولت ترکیه مبارزه میکرد، بخشی از مطالب مرتبط با شنود خودش را منتشر کرده بود و در آستانه انتخابات قصد بهرهبرداری از آن را داشت. دولت ترکیه هم متقابلا تلاش کرد نهادهایی را که در این شنود دست داشتند، افشا کند تا جریان موازی در دولت ترکیه را به چالش بکشد. این موضوع در فضای رقابتهای انتخاباتی خیلی برجسته شد و تا انتخابات اخیر ریاستجمهوری ترکیه ادامه پیدا کرد. همچنین اسامی بعضی از همکاران ما که مورد شنود قرار گرفته بودند در رسانههای نزدیک به دولت ترکیه منتشر شد. علت انتشار اسامی، تنها برای نام بردن از جریانهایی بود که اقدام به شنود نهادهایی مثل سفارت ایران کرده بودند و قصد تخریب روابط را داشتند. متقابلا طرفهای مقابل هم تلاش کردند تا با بیان اینکه دولت ایران رفتارهای غیردوستانه نسبت به ترکیه داشتهاست، ادعا کنند که درصدد حفظ منافع ترکیه بودهاند. چالشی بین آنها درگرفت که به افشاگری منجر شد. ما هم از دولت ترکیه درخواست اطلاعات بیشتری در این زمینه کردیم، حفظ امنیت سفارتخانهها از جمله امنیت مکالمهها برعهده دولت پذیرنده است و دولت ترکیه در این زمینه پاسخگو خواهد بود.
این احتمال وجود دارد که چون تلفن برخی از کارکنان اعضای سفارت شنود شده، تلفن خود سفارت هم شنود شده باشد؟
بله، احتمال آن وجود دارد.
با توجه به اینکه درگیریها و تنشها قبل از انتخابات بوده و الان انتخابات انجام شده و دولت بر سر کار آمده، شما این مساله را تا زمان اثبات آن پیگیری خواهید کرد یا به حساب اینکه فضای متشنج انتخابات تمام شده، این موضوع را هم کنار میگذارید؟
به هر حال وظایف دولتها نسبت به ماموریتها مشخص است و دولتها در قبال مشکلاتی که در ماموریتها ایجاد میشود، پاسخگو هستند و منتظر هستیم تا دولت ترکیه پاسخ بدهد.
در سالهای گذشته موضوع سوریه باعث به وجود آمدن اختلافنظرها و چالشهای زیادی میان ایران و ترکیه شده است. خیلی از کارشناسان تحلیلشان این بود که این سالها جزو بدترین سالهای رابطه تهران و آنکاراست. شما هم به عنوان سفیر از لحاظ تاثیرگذاری سیاسی، اقتصادی و فرهنگی همین احساس را داشتید؟
چنین اعتقادی ندارم و اتفاقا این سالها جزو سالهای خوب روابط ما بوده است. ما دستاوردهای خوبی در حوزه روابط سیاسی، اقتصادی، فرهنگی بین دو کشور داشتیم، حتی در بعضی حوزهها توانستیم با یکدیگر مسایل امنیتی را پیش ببریم. ما با وجود اختلافنظرها در مورد سوریه موفق شدیم فعالیتها و همکاریهای خودمان را در سایر حوزهها به پیش ببریم. به نظر من این محک خوبی بود برای نشاندادن اینکه پیوندهایی که بین ایران و ترکیه شکل گرفته، پیوندهای سستی نیستند که با تحولی در سوریه از بین بروند. ما در حوزه همکاریهای اقتصادی رکورد 23میلیارددلار را در دورهای که بر سر سوریه اختلاف داشتیم، ثبت کردیم و گسترش پیوندهای اقتصادی در حوزههایی مثل حملونقل و امضای توافقنامه تجارت ترجیحی در همین دوره انجام شد. رفت و آمد مقامات عالیرتبه ما در همین دوره افزایش پیدا کرد.
دیدارهایی در سطح رییسجمهوری، نخستوزیر، وزارت خارجه و برگزاری منظم کمیسیونهای مشترک و رفتوآمد هیاتهای اقتصادی متقابل دو کشور، در همین دوره شکل گرفت و همچنین در همین دوره توانستیم گفتوگوهای مناسبی را در حوزه قفقاز، آسیای مرکزی و حتی در حوزه خاورمیانه پیشببریم.
درست است که برخی اختلافنظرها درمورد سوریه بوده اما گفتوگوهای ما با ترکیه در حوزه سوریه، عراق و مصر، فلسطین و لبنان کماکان در این دوره ادامه پیدا کردهاست. تلاش کردیم تا بتوانیم چارچوبهایی را که براساس درک متقابل باشد، پیدا کنیم. ما زمانی میتوانیم منافع خودمان را در این منطقه تامین کنیم که باهم همکاری داشته باشیم. تعبیری که در واقع برد-برد میشود. درکی متقابل که ما با هم در منطقه پیروز میشویم یا باهم در منطقه شکست خواهیم خورد. این تجربهای است که گذارهای قبلی در دهههای 1810 و 1910 به ما ثابت کرده است. اگر ایران و عثمانی در آن سالها کنار هم بودند، شاید تحولات منطقه به شکل دیگری رقم میخورد.
ما در استانبول و آنکارا سالانه شاهد حضور تعداد زیادی توریست ایرانی، دانشجویان یا مهاجرانی که از اینجا اقدام برای جابهجایی محل تحصیل یا زندگیشان میکنند، هستیم. اطلاعات و آماری دارید که مثلا چند نفر توریست ایرانی سالانه به آنکارا، استانبول و جاهای دیدنی دیگر مراجعه میکنند؟
بله، آمار دقیقی راجع به ترددهای هموطنانمان به ترکیه، هم از مبادی ایرانی و هم از مبادی ترکیه داریم. سال گذشته نزدیک به 1/2میلیوننفر ایرانی به ترکیه سفر کردند و پیشبینی میشود امسال آمار سفرها از سال گذشته بیشتر شود. آمار سه و ششماه اول سال نشان میدهد سفر ایرانیها به ترکیه روند صعودی داشته است.
میزان رشد، محسوس است و میتوان برای آن درصدی تعیین کرد؟
البته این یک رشد پیوسته نیست. در سال 2012 نزدیک به 6/1میلیون نفر ایرانی به ترکیه سفر کردند. اما تغییر قیمت ارز در کشور باعث شد مسافرتهای خارجی در کشور کاهش پیدا کند. این مساله در سال بعد تاثیر داشت و ما کاهش تعداد مسافرتها را به ترکیه داشتیم که به نظر میرسد امسال مجددا شاهد افزایش مسافرتها باشیم. عوامل متعددی در آمار سفر ایرانیان به ترکیه موثر هستند.
ترکیه شرایط سهلی را برای سفر فراهم کرده است؛ لغو روادید، وجود پروازهای متعدد به مقاصد گوناگون، فرهنگ نزدیک، وجود زبان مشترک، زمینهسازی ترکها برای پذیرایی از ایرانیان و توجه به سلایق آنها و نهایتا تبلیغاتی که آنها برای سفر ایرانیان انجام میدهند. از سوی دیگر، ایرانیان برای مسافرتهای خارجی خودشان فرصتهای گوناگونی دارند و نهایتا آنها را با یکدیگر مقایسه میکنند. بخشی از نوسان آمار به شرایط داخل کشور و بخشی هم به شرایط ترکیه برمیگردد. در مجموع این مسافرتها به یکی از عوامل مهم روابط ایران و ترکیه تبدیل شده است. امروز میتوانم به شما بگویم که شناختی که ایران و ایرانیان از ترکیه دارند، بسیار بیشتر از شناختی است که ترکها از کشور ما دارند، دلیل آن هم مراوداتی است که در سمت ما بیشتر از سمت ترکیه است. امیدواریم با مذاکراتی که اخیرا بین آقای روحانی و آقای اردوغان انجام شده بتوانیم برنامهای را برای گسترش سفر مردم ترکیه به ایران داشته باشیم. در این زمینه سازمان گردشگری و سفارت ایران در حال تلاش هستند. گردشگری در حوزه دیپلماسی از موارد بسیار پراهمیت است.
اشاره کردید که ترکها ورود ایرانیها را تسهیل کردهاند، در مقابل، ما هم همین تسهیلات را برای آنها داریم؟ آماری وجود دارد که سالانه چه تعداد شهروند ترکیه به ایران سفر میکنند؟
ما برای ترکها ویزا صادر نمیکنیم زیرا آنها لغو روادید هستند. این شرایط در ایران هم هست، یعنی مشترکات فرهنگی، زبان مشترک، مقاصدی که مورد علاقه ترکها هست، در تاریخشان خواندهاند و در فرهنگشان وجود دارد. منتها مطلبی که در اینجا وجود دارد این است که برای گردشگری که میخواهد از ترکیه خارج شود مقایسهای وجود دارد؛ اینکه به ایران برود یا جای دیگر. اولا گرایش ترکها به سفرهای غربی است و خروجی مسافرتهای ترکها به کشورهای شرقی کمتر است. زمانی هم که میخواهند به یک کشور شرقی مثلا ایران سفر کنند، هزینههای تمامشده برای سفرشان را با کشورهای دیگر مقایسه میکنند. بسیار مهم است که ما در فصل مناسب امکانات و هتل مناسب، تبلیغات خوب و از همه مهمتر تضمینی برای داشتن سفری خوب را برای مسافر داشته باشیم. پای گردشگران ترک باید به ایران باز شود تا پس از بازگشت، از آن تعریف و تبلیغات کنند. در سال گذشته ما حدود 400نفر ورودی از ترکیه به ایران داشتیم که بخشی از آنها از جدار مرز وارد میشوند و به شهرهای مرزی ما سفر میکنند. البته ما نمیتوانیم دقیق مشخص کنیم، اما معمولا پس از ورود به ایران، به شهرهای تبریز، ارومیه و اردبیل سفر میکنند. بعضی از آنها حتی تا شهرهای کوچکتر مثل خوی، سلماس و ماکو تردد میکنند و برخی تا تهران و مشهد سفر میکنند.
در مقابل آن همه هجمه تبلیغاتی که در ایران برای سفر به ترکیه انجام میشود، جلب گردشگر ترک کار بسیار سختی است. در حوزه برنامههای رسانهای تدارکی دیدهاید؟
بهنظر من اگر ما نتوانیم از ترکیه گردشگر جلب کنیم نمیتوانیم از کشورهای دیگر هم جلبکنیم و باید یکی از شاخصهای توسعه گردشگری ایران را ورود گردشگر ترک به ایران قراردهیم.
شما دو سال است که در ترکیه سفیر هستید. بهنظر شما طی این دو سال تغییری ایجاد شده یا برای این تغییر به زمان بیشتری نیاز است؟
بهنظر من با انتخاب دولت آقای روحانی، ذهنیت مثبتتری از ایران ایجاد شده و برای آن در ترکیه تبلیغ میشود.
عجیب است که شما بهعنوان سفیر دولت قبل اینرا میگویید!
چرا عجیب است؟ این یکواقعیت است تاثیرپذیری مردم ترکیه از تبلیغات و رسانههای بینالمللی را نشان میدهد. یعنی برای این مردم مهم است که رسانههای خارجی چهچیزی را راجعبه ایران تبلیغ میکنند و براساس آن ذهنیتهای خودشان را تغییر میدهند. البته ناگفته نماند که رسانههای ترکیه هم تحتتاثیر این تبلیغات هستند، یعنی ارتباط مستقیم رسانههای ترکیه هنوز با جامعه ما متاسفانه برقرار نشده است. آنها تلاش میکنند تا نمایندگان خودشان را در ایران داشته باشند و بهتازگی هم درحال افزایش هستند ولی هنوز به این جمعبندی نرسیدهاند که باید بهصورت مستقیم از ایران و منابعشان در ایران خبر تهیه و تبلیغ کنند.
رسانههای ترکیه از شما کسب اطلاع میکنند؟
بله ما با هم ارتباط داریم. ابزارهایی که در اختیار ماست و تماسهایی که بخش رسانهای ما و تماسهایی که سفیر دارد، برنامههایی که برای دیدارهای منظم آنها و مجموعه سفارت دارند، رسانههای اجتماعی که در اختیار ماست. دانشجویان خوب ما در ترکیه، مهمترین رسانههای ما هستند؛ بیش از پنجهزار دانشجوی بااستعداد داریم که تاثیرگذاری بسیار خوبی دارند. همچنین هموطنان ما که به ترکیه میآیند، اگر نگوییم که مهمترین رسانه ما هستند، قطعا یکی از پراهمیتترین آنها هستند و در شکلگیری ذهنیت مردم ترکیه نسبت به ایران نقش موثری دارند. باوجود فضای سنگینی که همواره علیه ایران در رسانههای بینالمللی وجود داشته، اما مردم ترکیه نسبت به جمهوری اسلامی ایران و مردم ایران حس توام با احترام و دوستی دارند.
من در سفر اخیر خودم خیلی از دانشجویان را دیدم که برای اخذ ویزا از سفارت کانادا، آمریکا و انگلیس به آنکارا میآیند. آمار و دسترسی به اطلاعاتی در مورد تعداد آنها و اینکه بیشتر متقاضی چه کشوری هستند را دارید؟
ما پنجهزار دانشجوی ایرانی در ترکیه داریم که حدود چهارهزارنفر از آنها در استانبول و آنکارا و حدود هزارنفر در ارزروم و ازمیر هستند و تعداد بسیار اندکی در شهرهای دیگر پراکنده هستند. البته بخشی از دانشجویان وارد ترکیه میشوند تا از طریق ترکیه به کشورهای دیگر بروند برای گرفتن برگه عبور برای برگشتن به ایران به ما مراجعه میکنند. ما از این طریق میتوانیم تعدادی آمار داشته باشیم که درحال حاضر من آمار دقیقی از آنها ندارم.
با توجه به اینکه ما با سهکشور، آمریکا، کانادا و انگلیس، البته غیر از انگلیس که تلاشهایی برای بازگشایی روابط با آنها درحال شکلگیری است در حالی که در این سالها رابطه سیاسی چندانی نداشته. آیا از طرف دولت متبوع از خود سفارت خواسته شده که در اینگونه موارد ارتباطی داشته باشد؟ مثلا پیگیری وضعیت ویزای دانشجویی یا اینکه سفارت نمیتواند در این موارد وارد شود؟
ما در همه حوزههایی که هموطنانمان به کمک احتیاج داشته باشند، قطعا ورود میکنیم و از امکانات و ظرفیتهایی که داریم استفاده میکنیم. ما با سفارت آمریکا ارتباطی نداریم اما با سفارت انگلیس و سفارت کانادا و شرکتهای ایرانی که در اینجا هستند در ارتباط هستیم. ما میتوانیم از ظرفیت آنها برای تسهیل دریافت روادید یا انجام امور کنسولی استفاده کنیم. عدهای هم از این ظرفیت ما استفاده میکنند و اگر مشکلی یا نیاز به هماهنگیهایی باشد، به سفارت مراجعه میکنند. ضمن اینکه طبیعتا با توجه به اینکه بعضی از اینها مجبور هستند گذرنامههای خود را در سفارتخانه بگذارند و به ایران برگردند، به ما مراجعه میکنند و ما سعی میکنیم در اولین فرصت مشکل برگه عبورشان را حل کنیم تا بتوانند طبق برنامه خود به کارهای خود برسند.
ولی در مورد سفارت آمریکا هیچگونه رابطهای را نمیتوان با آنها برقرار کرد؟
خیر. ما هیچ نوع رابطهای با سفارت آمریکا و دیپلمات آمریکایی نداریم.
وقتی یک هیات دیپلماتیک ایران قرار است در یکی از ایالتهای آمریکا یا سازمانملل روادید دریافت کند، در این موارد سفارت شماست که وارد عمل میشود و کار را انجام میدهد؟
خیر، تا الان موردی نبوده که ما این کار را انجام دهیم.
یعنی این کار از تهران مستقیما با دولت متبوعه انجام میشود؟
من فکر میکنم که اینکار از طریق سفارتهای واسطه میتواند انجام شود، حافظ منافع میتواند این کار را انجام دهد.
به گزارش فارس به نقل از خبرگزاری «جیهان»، مقامهای ترکیه امروز دوشنبه دستگیری برخی دیگر از مقامهای پلیس را که در پرونده «رضا ضراب»، تاجر ایرانی مقیم این کشور دخالت داشتند، آغاز کردند.
بر اساس این گزارش، «یقوب سیگیلی»، فرمانده بخش جرایم مالی پلیس استانبول که پیبشتر از سمت خود برکنار شده بود به زندان فرستاده شده است.
از سوی دیگر مقامهای فعلی پلیس ترکیه جمعی دیگر از نیروهای این نهاد را به دلیل جرم شنود غیرقانونی در ماجرای رضا ضراب دستگیر کردهاند.
گفته میشود 52 مظنون دیگر نیز در آستانه دستگیری در ماجرای رضا ضراب هستند.
پلیس ترکیه پیشتر رضا ضراب را متهم به پول شویی و تلاش در تطمیع مقامهای ترکیهای در گرفتن شهروندی از این کشور متهم کرده بودند.

امیرعباس سلطانی در گفتوگو با شرق، همچنین خبر داده که برخی روزنامهنگاران ترک در سفر به ایران مدعی شدهاند اسناد و مدارک تازهای از همکاری نزدیک ضراب و زنجانی در اختیار دستگاه قضایی ترکیه قرار گرفته و بههمین منظور، بهزودی هیاتی از پارلمان ایران راهی ترکیه خواهد شد تا اطلاعاتی پیرامون محتوای این اسناد کسب کنند.
او همچنین تاکید دارد که امکانات مالی زیادی متعلق به ایران در حالحاضر در دولت یا شرکتهای ترکیه مورد بهرهبرداری اقتصادی قرار گرفته است. عضو کمیته تحقیق درباره ابعاد پنهان مانده پرونده بابک زنجانی میگوید: «یکی از ابعاد پنهانمانده در پرونده زنجانی، کمرنگشدن ارتباط میان رضا ضراب و شخص او در معاملات تجاری در کشور ترکیه بوده که این هیات در نظر دارد ابعاد تازهای از این ارتباط تجاری را واکاوی کند.» به گفته او، علاوه بر ضراب یکی، دو نفر دیگر هم در ارتباط با پرونده زنجانی در ترکیه شناسایی شدهاند که در این بخش نیز باید تعامل خوبی بین ایران و ترکیه اتفاق افتاده و اسناد بهدستآمده در اختیار دو طرف قرار گیرد.
به نوشته روزنامه «تودیززمان» رضا ضراب، سرمایهدار ایرانی- ترک، در جریان بازداشت برخی نزدیکان رجب طیباردوغان، نخستوزیر وقت ترکیه، اواخر آذر سال گذشته دستگیر شد. او در اعترافاتش از بابک زنجانی، میلیاردر ایرانی، بهعنوان «رییس» خود در این فساد مالی گسترده نام برد. کمتر از یکماه بعد بابک زنجانی نیز در تهران بازداشت شد و اگرچه ضراب در ترکیه آزاد شد اما زنجانی هنوز در زندان است.
نمیشود ماجرای ضراب را در پرونده زنجانی فراموش کرد
امیرعباس سلطانی همچنین میگوید: «ماجرای پرونده زنجانی در ایران بهطوری هدایت شد که نفش ضراب در آن، کمتر از آنچه هست دیده شده، عدهای هم - در طرف ایرانی و ترک- میخواهند اینطور جلوه دهند که ضراب تابعیت ایرانی ندارد و مساله را حلوفصل کنند؛ اما در همکاری تنگاتنگ مالی و تجاری این دو، تردیدی وجود ندارد و باید ابعاد مختلف مساله بررسی شود. زنجانی سالهاست در ترکیه مشغول تجارت بوده و جالب اینکه در آن کشور هم، کارنامه مالی سالمی ندارد.»
یکی از شرکای تجاری سالهای پیش زنجانی در جزیره کیش نیز میگوید: «زنجانی سال 81 برای واردات نوعی خمیردندان با من وارد قرارداد شد و در نهایت نزدیک به 50میلیون تومان در همان سالها کلاهبرداری کرد و تمام زحمات ما برای ساخت و مونتاژ محصولات بهداشتی مشترک بین ایران و ترکیه و صادرات آن به کشورهای منطقه بر باد رفت. او اسنادی از شرکتش را در ترکیه برای ما فرستاد که بعدتر متوجه شدیم همه آنها جعلی است و تنها صفحه اول سایت بهدلیل کلاهبرداری ایجادشده و اصلا چنین شرکتی در ترکیه وجود خارجی ندارد.»
کلاهبرداری زنجانی از همان سال 81 برای همه مشخص بود
او که سالهاست در جزیره کیش تجارت میکند، میافزاید: «سوال من این است که چطور وزارت نفت و دیگر مسوولان وقت، پروندههای عجیبوغریب مالی او و انواع چکهای برگشتی زنجانی را ندیدند و میلیاردها تومان ارزش مالی کشور و بیتالمال را در اختیار او گذاشتند، حتی برای من جای سوال است که چطور او اینهمه سال در ترکیه مشغول فعالیت بوده و حالا در پرونده ضراب به سادگی از کنار همکاری دوجانبه این دو عبور شده است.»
دبیر بخش گزارشهای ویژه روزنامه ترک «زمان» نیز به تازگی در سفر به ایران به دنبال اطلاعاتی از پرونده زنجانی و نحوه فعالیت تجاری او در ایران بود. او تاکید داشت که رسانههای ایران کمتر به همراهی زنجانی و ضراب اشاره دارند اما نحوه پوشش کامل رسانهای درباره ابعاد پرونده زنجانی در ایران برای ما جالب بود. پیشنهاد رسانهای او به روزنامهنگاران ایرانی این بود که از نقش رضا ضراب در پرونده زنجانی و همکاریهای گسترده این دور در کشور ترکیه غافل نشوند.
همه اسناد همکاری بابک زنجانی و رضا ضراب موجود است
سلطانی پیش از این نیز به سایت «تدبیر» گفته بود: «همه اسناد همکاری بابک زنجانی و رضا ضراب و اسناد مربوط به حسابهای بانکی مشترک آنها و همینطور کارهای تجاریای که باهم انجام میدادند، موجود است. بهطور قطع کسانیکه بهنوعی با زنجانی در ارتباط بودند، باید به قوهقضاییه جواب بدهند. رضا ضراب به ایران بیاید، حتما تحتپیگرد قرار میگیرد.»
حالا هیات پارلمانی ایران بهزودی راهی ترکیه خواهد شد تا ببیند اطلاعات و ردپای تازهای از ضراب و زنجانی به دست میآید یا نه؟ اما هر چه باشد هنوز ناگفتهها درباره این همکاری بسیار است.
سلطانی تاکید دارد که «با وجود پیگیری پرونده در دستگاه قضا این مساله به معنای نهاییشدن کار نیست و کمیته پیگیری زنجانی در بهارستان، اطلاعات بهدستآمده جدید را نیز برای هیات قضایی پرونده زنجانی خواهد فرستاد.» سال گذشته غایله فساد دامنگستر رضا ضراب، تاجر ایرانی در ترکیه ابعاد تازهای از فساد در پرونده بابک زنجانی را برای افکارعمومی رو کرد. اگرچه ضراب، زنجانی را رییس خود خوانده بود اما زنجانی این مساله را به طور کامل تکذیب کرده بود. البته با گذشت چند ماه از بازداشت زنجانی واقعیت نشان از آن دارد که چندان نمیشود به حرفهای زنجانی اعتماد کرد و خیلی از حرفهای پیشین او، دروغ بوده است.
تاکید «تودیززمان» بر اعتراف ضراب در ارتباط با زنجانی
روزنامه «تودیززمان» ترکیه نوشت که رضا ضراب علاوه بر انتقال پول به ایران، به پرداخت رشوه به نزدیکان اعضای دولت برای تسهیل سرمایهگذاری و تسریع دریافت تابعیت ترکیه برای خود و نزدیکانش متهم شده است. این روزنامه همچنین نوشته: «برخلاف رسانهها و افکارعمومی در ایران، سیاستمداران ایرانی نسبت به روابط بابک زنجانی با ترکیه و همچنین روابط رضا ضراب با ایران، بسیار محتاط هستند و اصلیترین دلیل این مساله این است که نمیخواهند این امر روی روابط بین دو کشور تاثیر منفی بگذارد. حتی افرادی که پرونده زنجانی را فرصتی برای پاکسازی فساد از چند سال اخیر اقتصاد ایران میدانند، سکوت معنادار و عمیقی درباره ضراب دارند. اما در بین حلقههای بازرگانی قضیه فرق میکند و بسیاری از تجار از جمله آنهایی که تجارت نفت و انتقال پول به ایران را در دوران تحریمها ضروری میدانند، معتقدند اقدامات غیرقانونی زنجانی و ضراب و فعالیتهای انتقال پول آنها باید در دادگاه مورد بررسی قرار گیرد.»

همزمان با اعلام این خبر حمید حسینی، خزانهدار اتاق بازرگانی تهران نیز اعلام کرده که یک ایرانی مستقر در خارج از کشور که نخواسته نامش فاش شود پرداخت کل بدهیهای بابک زنجانی را تقبل کرده است.
محمدعلی پورمختار به عنوان رییس «کمیسیون اصل 90» مجلس، روز گذشته اعلام کرد: «وزارت امورخارجه مکلف به همکاری درباره نحوه و میزان سهام بابک زنجانی در شرکتهای مشترکی است که با خارجیها تشکیل داده تا بتوان آنها را شناسایی و مسترد کرد. زنجانی تاکنون فقط اطلاعات اموال شخصی خود را در داخل کشور ارایه کرده است.»
به گفته او، البته اطلاعاتی نیز درباره اموال وی در خارج از کشور وجود دارد اما نحوه استرداد آنها باید مشخص شود. پیشتر هم خبر آمده بود که «بابک زنجانی اموال زیادی را به ترکیه منتقل کرده و این اموال در اختیار بانکها و شرکتهای ترک است.» این در حالی است که چند ماه پیش برخی نیروها به شکل غیررسمی از قوهقضاییه، راهی ترکیه و تاجیکستان و مالزی شدند و دست خالی به ایران آمدند اما حالا گویا پیگیریها نتیجهبخش بوده و ردپایی از اموال خارجی زنجانی به دست آمده است. ضرورت شناسایی اموال خارجی زنجانی از این جهت اهمیت یافته که سرمایه داخلی او کفاف نیمی از بدهیهای او را هم نمیدهد.
سخنان اخیر پورمختار در شرایطی بیان شده که سه روز قبل از آن، رییسجمهوری در جریان سفر به شهرکرد، سخنانی درباره خالیبودن حسابهای خارجی بدهکاران بزرگ دولت قبل بیان کرده بود که به نظر میرسید حداقل منظور بخشی از این سخنان پرونده بابک زنجانی است. روحانی در سفر به شهرکرد در اینباره گفته بود: «نفتها را به یک عده دادند، بردند و خوردند. نفهمیدم چه کسی این وسط دور زده شد، ملت ایران را دور زدند نفتها را قاپیدند، بردند و خوردند حالا برخی از آنها را گرفتهایم که در زندان هستند، ثم هذا، چقدر دارند و چقدر میشود؟ آدرس میدادند فلان حساب خارجی ما اینقدر میلیارد است.
میلیارد که نبود، میلیون و هزار دلارکه نبود، یک دلار هم نبود.» به فاصله اندکی پس از این سخنان، اظهارات پورمختار درباره پیدا شدن ردی جدید از اموال بابک زنجانی در خارج از کشور نکتهای است که قابل تامل به نظر میرسد چرا که پیش از این نیز درحالیکه رسیدگی به پرونده بدهیهای بابک زنجانی در کمیسیون اصل 90 مجلس و تحت ریاست پورمختار ادامه داشت و هنوز ماجرای بازداشت او مطرح نشده بود، پورمختار در تاریخ بیست و سوم آذر سال گذشته در گفتوگو با «فارس» از پرداخت بدهی دومیلیاردو60میلیون یورویی بابک زنجانی به وزارت نفت خبر داده و گفته بود: «آقای زنجانی بدهیاش به وزارت نفت را به یکی از حسابهای این وزارتخانه واریز کرد که این مساله به تایید بانک مرکزی هم رسیده است.»
اما درست 16 روز بعد از این سخن پورمختار، خبر بازداشت زنجانی به صدر اخبار رسانهها رسید. حالا نیز در حالیکه چندی پیش «سیف»، رییسکل بانک مرکزی درباره اموال زنجانی در ایران گفته بود که این اموال تنها 30درصد از بدهی او را جبران میکند و بیژن نامدار زنگنه، وزیر نفت هم تاکید کرد که اصل بدهی بابک زنجانی غیر از تاخیرات او بیش از هشتهزارمیلیاردتومان است که این اموال در بهترین حالت سههزارمیلیاردتومان هم نیست، سخن اخیر رییسجمهوری به معنای عدم امکان وصول مطالبات از طریق داراییهای خارجی زنجانی برآورد میشد و این به معنای ادامه دوران حبس او بود.
نشانههای امیدوارکننده
هفته گذشته یکی از اعضای کمیته پیگیری اموال و بدهیهای بابک زنجانی در اظهاراتی از ادامه فعالیتهای اقتصادی زنجانی در خارج از کشور خبر داده بود. «امیرعباس سلطانی»، عضو کمیته پیگیری بابک زنجانی در اینباره به «تدبیر» گفته بود: «زنجانی سر مسوولان ما را گرم کرده است درحالیکه خودش فعالیتهای اقتصادیاش را در کشورهای دیگر از طریق مدیرانش ادامه میدهد.» این سخن سلطانی از آن جهت قابل اطمینان بهنظر میآید که نشانههای داخلی پرونده زنجانی، ادعای سلطانی را تایید میکند، چنانچه تیم وکلای زنجانی کماکان ماجرای شکایت زنجانی از افراد مختلف را در نبود او دنبال میکنند. نمونهاش شکایت زنجانی از حمید حسینی، عضو هیات نمایندگان اتاق تهران که همچنان از سوی تیم وکلای او درحال پیگیری است. حسینی چندی مانده به دستگیری زنجانی از رانت و روابطی گفت که او را به شخصیتی مالی و رانتی تبدیل کرده و توانمندیهای او در دورزدن مسایل افزایش داده است.
ناجی ناشناس بابک از خارج میآید
در ادامه رسیدن نشانههای جدید از امکان وصول بدهیهای بابک زنجانی، روز گذشته حمید حسینی که همچنان وکلای بابک زنجانی موضوع شکایت از او را پیگیری میکنند، در گفتوگو با «اقتصاد نیوز» از ظهور فردی ناشناخته خبر داده که در خارج از کشور مستقر است و اعلام کرده که همه بدهیهای بابک زنجانی را پرداخت خواهد کرد. حسینی افزود: «این فرد ادعا میکند که نامه رسمی به بانک مرکزی زده است تا ضمانتنامهای بانکی برای پرداخت بدهیهای بابک زنجانی ارایه کند. بنابر اظهارات این فرد، بابک زنجانی به دولت ایران در شرایط تحریم کمک زیادی کرده و الان نباید او را تنها گذاشت!» خزانهدار اتاق بازرگانی تهران با تاکید بر اینکه «این موضوع درحال پیگیری است و تا هشتروز آینده صحت آن مشخص میشود»، گفت: «همچنین در هفته آینده مشخص میشود که این فرد در صورت صحت ادعا چه میزان از بدهی بابک زنجانی را پرداخت میکند. گفتهاند این فرد قرار است به اندازه کل بدهی بابک زنجانی به شرکت نفت ضمانت بانکی ارایه کند.
همه وعدههای بابک و دوستانش
امیدواریهای ایجادشده درباره وصول بدهیهای بابک زنجانی، درحالی این روزها دوباره به فضای رسانهای راه پیدا کرده که پیش از این هم چندبار وعدههایی از این دست از سوی او و شرکا و وکلایش مطرح شده بود. اما تاکنون از حسابهای موجود در بانکهای تاجیکستان و مالزی و نه از سرمایههای موجود در ترکیه و نه از پولهایی که ادعا میشد در حسابهای خارجی بلوکه شده است، چیزی عاید دولت نشده و همچنان نتیجه پیگیریهای دولت، آنگونه که روحانی گفته این است که در حسابهای خارجی «او» یک دلار هم وجود ندارد.
پیش از این نیز در زمانی که خبر بازداشت رضا ضراب در ترکیه و اعترافات او در باره روابط مالی با بابک زنجانی منتشر شد، تلویزیون دولتی ترکیه اعلام کرد: «ضراب (همسر ابرو گونش) در مدت کوتاهی از طریق نقل و انتقال پول از طریق ترکیه به ثروت کلانی دست یافته است. او که به عنوان مرد خبرساز سال ۲۰۱۳ ترکیه شناخته شده به همکاری با بابک زنجانی که اکنون در زندان اوین به سر میبرد و همچنین یک زن ایرانی به نام «ک ج»، متهم شده است.
به نوشته «تی آر تی» ضراب به همکاری با بابک زنجانی اعتراف کرده است.» اما زنجانی به این اخبار واکنش نشان داد و در مطالبی که از طریق صفحه فیسبوک منتسب به او منتشر شد، آمده بود: «تمامی فعالیتهای من در ترکیه دارای اسناد و مدارک میباشد و در ترکیه هیچ فعالیت غیرقانونی انجام ندادهام. در خبرها از تجارت طلا بهوسیله هواپیما سخن رانده شده که این نوع تجارت تماما قانونی است. من مطابق قوانین از کشور غنا هزارو500کیلوگرم طلا خریداری کردم و برنامهام این بود که 500کیلوگرم آن را در ترکیه و بقیه آن را در دوبی به فروش برسانم که در فرودگاه آتاتورک مدارک طلاها خواسته شده بود و تا زمانی که مدارک آورده شود، هواپیما از زمین بلند نشد و پس از رسیدن مدارک، هواپیما از ترکیه خارج شد. از طرف مقامات ترکیه این قضیه چندینبار از همه نظر مورد بررسی قرار گرفته و هیچ جرمی در مورد من پیدا نکردند. من رییس رضا ضراب نیستم و حجم کلی روابط تجاری ما یک در هزار هم نیست و همه آنها در چارچوب قانون صورت گرفته است.»
این اظهارات نشان از تایید فعالیتهای گسترده زنجانی در ترکیه داشت که البته پس از بازداشت او تاکنون ردی از اموال بابک زنجانی در ترکیه هم به دست نیامده است. اما پس از این تایید و تکذیبها، اخباری هم از مراودات مالی و پولشوییهای شبکهای بین مثلثی که بهجز بابک زنجانی و رضا ضراب، یک راس ایرانی دیگر نیز دارد، منتشر شد. براساس این اخبار، مدیرعامل صرافی یکی از بانکها که بیشترین تبادلات پولی را با رضا ضراب داشته، ضلع سوم مثلثی است که بابک زنجانی و رضا ضراب، کانالهای شناختهشده آن هستند.
کلید مجهولالهویه معما
کنار هم قراردادن حسابهای خالی او و ادامه فعالیتهای اقتصادیاش در خارج از کشور و پیداشدن فردی که میخواهد برای تشکر از بابک زنجانی، بدهیهای او را پرداخت کند، میتواند گمانههایی درباره محل انباشتهشدن سرمایههای خارجی او مطرح کند؛ گمانههایی که اگر موضوع ناجی ناشناس بابک، به واقعیت تبدیل شود، بیشتر میتوان به ابعاد آن پرداخت. بابک زنجانی بزرگترین متهم پرونده فساد مالی در ایران است. او نزدیک به 9هزارمیلیاردتومان به وزارت نفت بدهی دارد. بیژن نامدارزنگنه، وزیر نفت گفته که زنجانی به هر ایرانی 110هزارتومان بدهکار است. حسن روحانی هم پیش از این عنوان کرده بود که پول نفتی که بردهشده همهاش پول نفت نبوده و پول نقد هم بوده است. زنجانی دیماه گذشته به اوین فراخوانده شد و در حال حاضر هم در آنجا بهسر میبرد.
این افسران از جمله دهها نفری هستند که هفته گذشته به صورت همزمان در ۲۲ شهر ترکیه بازداشت شدند. معاون امنیت پلیس استانبول یکی از آنان بوده است.
شنود سفارت ایران در آنکارا، پایتخت ترکیه یکی از اتهامات آنها است. آنها همچنین متهماند که از رجب طیب اردوغان، نخستوزیر ترکیه و نزدیکان او جاسوسی میکردهاند.
آنها همچنین متهم شدهاند که مکالمات بسیاری افراد دیگر، از جمله نویسندگان و چهرههای دانشگاهی را شنودکردهاند.
در ترکیه چند ماه است که بر سر پرونده فساد نزدیکان نخستوزیر و افشاگری علیه آنها کشمکش وجود دارد. در آغاز این ماجرا چندین نفر، از جمله فرزندان سه وزیر بازداشت شدند.
رجب طیب اردوغان و اطرافیانش میگویند این پرونده توطئهای است که هواداران فتحالله گولن، چهره مذهبی که پیشتر به حزب عدالت و توسعه نزدیک بود، ترتیب دادهاند.
بر اساس گزارش بیبیسیی فارسی، در جریان این پرونده از جمله رضا ضراب، تاجر ثروتمند ایرانی نیز بازداشت شده بود که زمستان سال گذشته پس از انجام بازجویی آزاد شد.
صدها نفر از کسانی که گفته میشد از هواداران "گولن" در میان نیروهای پلیس و مقامهای قضایی بودند، بعد از آغاز تحقیقات علیه وزرای کابینه اردوغان برکنار شدند یا تنزل رتبه گرفتند.

از جمله نکات مهمی که او در این گفتوگو به آن اشاره دارد، اینکه فساد تنها محدود به حوزههای تجاری نبوده و حتی در میراث فرهنگی نیز با آفت خروج اشیای تاریخی از کشور مواجه بودیم.
بهرامی همچنین تاکید دارد که دولت در شرایطی به یکسالگیاش نزدیک میشود که تیر و ترکشهای فراوان بهجایمانده از دوران احمدینژاد بر گوشهوکنار سیاست و اقتصاد قابل مشاهده است و درمان آن هم به این سادگیها امکانپذیر نیست. رشد منفی 8/5 درصدی در سال 90 و چندبرابرشدن حجم نقدینگی از 63هزارمیلیارد به 500هزارمیلیاردتومان در دولتهای نهم و دهم از جمله نکاتی است که به گفته بهرامی، انحراف جدی از مسیر تمام برنامههای اقتصادی و بهویژه سند چشمانداز ملی کشور را نشان میدهد.
چرا در دولت پیشین با وجود وعدههای دادهشده؛ دانهدرشتی به مراجع قضایی معرفی نشد؟
آقای احمدینژاد، دولت خود را «پاکترین دولت بعد از انقلاب» معرفی میکرد و با شعار مبارزه با فساد و حمله به آقای هاشمی برنامههای سیاسیاش را آغاز کرد. اما با شخمزدن پرونده معاونان، مدیران کل و وزرای دولتهای گذشته در نتوانست در هیچ برگهای از پرونده مدیران سابق ردپایی از تخلف مالی پیدا کند و شاید به همین دلیل بود که سراغ کرسنت و استاتاویل رفت. جستوجوهای او راه به جایی نبرد و فقط تهدید به بگم بگم کرد.
او نخست بحث مبارزه با مافیای نفتی را مطرح و به خاندان هاشمی حمله کرد و از پرونده «استات اویل» گفت از سوی دیگر ماجرای قرارداد کرسنت مطرح شد که آن هم یکی از نقاط تاریک رسیدگیهای دولت آقای احمدینژاد در حوزههای نفتی بود؛ چراکه این قرارداد در تقویت روابط استراتژیک ما با کشورهای جنوب خلیج فارس تاثیرگذار بوده اما مخالفت صورتگرفته با «کرسنت» موجب شد تا منابع گازی مورد نظر برای فروش در این قرارداد در تمام سالهای گذشته بسوزد و جز آلودگی هوا سود دیگری برای کشور بهدنبال نداشته باشد.
فکر میکنید دولت یازدهم آنطور که انتظار میرفت در معرفی اسامی مفسدان اقتصادی درست عمل کرده، آیا واقعا ماجرای فساد به همین آقای زنجانی و معدودی دیگر ختم میشود؟
بابک زنجانی نمونه خروارها فساد مالی رخداده در دولت گذشته بود و «بابک زنجانی»های دیگری هم در دولت گذشته شکل گرفتهاند که بنا به مصالح عمومی کشور، هنوز نامی از آنها برده نشده است. آدمهای بسیار زیادی در داخل و خارج از کشور هنوز ناشناختهاند و از امکانهای بیبدیل 84 تا 92 به خوبی استفاده کردهاند ولی متاسفانه معدود افرادی شناسانده شدهاند و به نظرم افرادی چون «رضا ضراب» و «جمشید بسمالله» و «زنجانی» اصل ماجرا نیستند و مافیای اصلی پشت اینهاست. طنز تلخ ماجرا اینکه احمدینژاد اگرچه از همان ابتدا بهدنبال یک مافیای اقتصادی در ایران بود اما در پایان دولتاش یک مافیای اقتصادی بسیار عجیبوغریب از خود به ارث گذاشت. این مافیا هنوز در بخشهایی از بازار تولید، صنعت، معدن، کشاورزی و همهچیز حضور دارد.
راهبرد سیاست خارجی دولت گذشته چه تاثیری بر تولید و صنعت کشور داشت؟
کاغذپارهخواندن و تحریک نهادهای بینالمللی به فعالشدن ماشینهای صدور تحریم علیه ایران منجر شد و متاسفانه آسیب زیادی به بدنه اقتصادی و سیاسی کشور زد. میشد اصلا اینهمه قطعنامه علیه ایران صادر نشود. چنان که در دولت آقای روحانی جلو صدور قطعنامههای بیشتر علیه ایران گرفته شده و رایزنی برای ازبینرفتن دیگر قطعنامههای صادرشده در دستور کار قرار گرفته است.
بسیاری معتقدند تا پیش از آنکه تحریمها شدت بگیرد نیز جهتگیری اقتصادی کشور سمتوسوی درستی نداشت...
همانطور که میدانید رقم درآمد نفتی ما در هشتسال گذشته رقمی در حدود 800میلیارددلار ارزیابی شده که در نوع خود، درآمد بیسابقه نفتی را شامل میشود. رقمی که میتوان آن را با همه درآمدهای نفتی ایران از زمان کشف نفت تا پایان دولت آقای خاتمی مقایسه کرد. به روایت دیگر ما در تمام سالهای پس از پیروزی انقلاب تا پایان دولت سیدمحمد خاتمی تنها با 720میلیارددلار کشور را اداره کردیم، یعنی در حدفاصل 57 تا 84. با همین سرمایه هم ما کشور را در دوران جنگ اداره کردیم، هم سازندگی را پیش بردیم و هم در دورانی به فکر اصلاح امور افتادیم.
دولت نهم و دهم بهجز 800میلیارددلار درآمد نفتی، صدهامیلیارددلار درآمدهای حاصل از صادرات غیرنفتی و ارقام نجومی دیگر ناشی از واگذاری بنگاههای دولتی در قالب اصل 44 به بخش خصوصی به جیب زده است. فروش اوراق مشارکت برای آینده و بدهکارکردن کشور و خلق هرچهبیشتر پول و افزایش نقدینگی از 70هزارمیلیارد تومان به 560هزارمیلیاردتومان از دیگر درآمدهای دولت محمود احمدینژاد به شمار میآید.
دولت گذشته بهخاطر جلوگیری از سیاستهای تورمی تلاش داشت تا با دلاردرمانی دولت را سرپا نگه دارد. چنانچه میزان 25میلیارددلار واردات رسمی ایران در پایان دوره آقای خاتمی در دولت گذشته به رقم به 65میلیارددلار واردات غیررسمی افزایش یافت. ما در دوره خاتمی «جشن خودکفایی گندم» گرفتیم و حالا برای تولید گندم مورد نیاز با مشکل مواجه هستیم.
موانع پیشروی دولت در مبارزه با فساد را چه میدانید؟
دلواپسها اتفاقا پشتوانه مالی خوبی دارند. آنها بهدلیل سالها حضور در دولت و منابع مالی که در اختیارشان قرار گرفته حالا نگران عدم بازگشت به قدرت هستند و ناتوانی از بازیابی سیاسی. روشدن پروژههای متعدد فساد در دولت آقای احمدینژاد حالا موجب شده تا گروههای سیاسی منتسب به ایشان و طیفهای نزدیک به دولت پیش، احساس خطر کنند. حالا مردم نام برخی جریانهای تندرو را با برخی فسادهای مالی از جمله مسایل آقای مرتضوی در تامیناجتماعی و فساد سههزارمیلیاردتومانی و بابک زنجانی میشناسند و تکرار همین کدها خطر بزرگی برای یک طیف سیاسی است که امیدوار است با ناکام ساختن دولت به قدرت بازگردد.
یعنی این سروصداها بهخاطر قطع امید اینها برای بازگشت دوباره به قدرت است؟
بله ببینید در کنار انواع فسادهای مالی رخداده در دولت آقای احمدینژاد، انواع فسادهای مالی دیگری هم گزارش شده که دولت برای جلوگیری از تشویش افکار عمومی نمیخواهد از آنها نامی ببرد. خب طبیعی است عدهای که با برخی پولهای بادآورده به برخی امکانها رسیدهاند حالا باید به همان منابع تزریقکننده این پول، سرویس بدهند چراکه عاملان و پشتیبانان اصلی مخالفان ژنو درواقع همانهایی هستند که از پیشرفت مذاکرات خوشحال نخواهند شد و در سالهای گذشته از همین چرخ تحریمها جیب خودشان و اطرافیانشان را پر از پول و رانت کردهاند. حالا طبیعی است که اینها با دولتی که بخواهد دست این قبیل آدمها را قطع کند مقابله کنند و نسبت به نقد و جرح آن پرشتاب ظاهر شوند.
فکر میکنید مردم در این بخش تا کجا همراه دولت خواهند بود و نسبت به سیاستهای اقتصادی و سیاسی و دیپلماتیک کشور امیدوارند؟
رای مردم، کشور را از یک خطر اساسی نجات داده، اگر مردم ما با هوشیاری با این جریانها مقابله نکنند این اقلیت پرهیاهو به پشتوانه منابع مالی و جاپاهایی که دارند، حتما میتواند سنگ بزرگی پیشروی تحقق برنامههای دولت بگذارد. متاسفانه این افراد به روشهای غیراخلاقی روی آوردهاند و از حاشیه پردازی برای رییسجمهوری کوتاه نمیآیند از بزرگنمایی برگزاری یک جشن معمولی گرفته تا ساخت فیلم «من روحانی هستم» و مسایل دیگر.
اما اگر دولت همانطور که در عرصه سیاست خارجی گام برداشته، در عرصه داخلی هم بتواند توفیقها را عملیاتی کند، بدون شک افراد نزدیک به این طیف سیاسی باید برای همیشه شکست را بپذیرند و آن جریان باید از صحنه سیاست ایران خارج شود. به نظر من این طیف سیاسی کمتعداد و پرصدا الان در یک شرایط تنازع بقا به دنبال این هستند که تمام ابزارشان را برای بقا در سیاست خرج کنند و حذف نشوند. شاید به همین خاطر است که به هر اهرمی دست میزنند و رویای روزهای شیرین گذشته را در سر میپرورانند.
متاسفانه این دوستان، روشهای ماکیاولیستی را برای رسیدن به هدف دنبال میکنند و از تمام ابزارها برای رسیدن به هدف بهره میجویند؛ از دروغ و تهمت گرفته تا مستندسازیهای غلط.
یکی از نقدهایی که درباره دولت مطرح میشود این است که صریح و شفاف مردم را در جریان امور قرار نمیدهد. فکر نمیکنید دولت باید خیلی شفافتر مسایل را با افکار عمومی در میان بگذارد؟
بالاخره دولت «حسن روحانی»خودش را جانشین دولت سابق میداند اگرچه با اهداف و سیاستها و روش متفاوتی عمل میکند اما این دولت خودش را بهعنوان بخشی از حاکمیت میبیند و تلاش دارد تا آرامش جامعه حفظ شده و دولت به تشویش اذهان عمومی دامن نزند. اما متاسفانه دیدیم که در سالهای گذشته دولتی با ادعای مبارزه با فساد روی کار آمد و در عین حال بزرگترین مفسدهها در همین دولت محقق شد. از فساد سههزارمیلیاردی گرفته تا پرونده تخلف مالی امیرمنصور آریا و رییس بانک ملی و بابک زنجانی و سر آخر هم آقای مرتضوی.
اگر این دولت بیاید و مانند همان روش اطلاعرسانی کند - نه حتی غلو و بزرگنمایی- اما قبول کنید که آثار منفی دارد. دولت احمدینژاد همه دولتهای پیش از خود را زیر سوال برد و اگر ما هم بخواهیم بر همان مسیر برویم، این نشان میدهد که آنچه در جمهوری اسلامی تا به حال اتفاق افتاده ایراد داشته است. ما نمیخواهیم به این فرآیند دامن بزنیم اما رسانهها باید به وظیفه خود برای آگاهیبخشی به افکار عمومی عمل کنند.
خب بالاخره باید رسانه از یک منبع خبری، مطلع شود یا نه؟ واقعیت این است که دولت از ابزار رسانهای هم بهخوبی استفاده نمیکند. حتی برای همین ماجرای افشای فسادهای مالی...
بله اما بالاخره منظورم همان حداقلهاست. اگر شما بخواهید که آمار منتشر شود باید بدانید که در یک مقطعی تولید و تدوین آمار رسمی کشور متوقف شده بود. که اگر متوقف نبود حالا بیش از هر زمان دیگری مشخص میشد آنهایی که از تولید سالانه دومیلیونو500هزار فرصت شغلی خبر داده بودند، بر اساس آمار در طول هشتسال گذشته در خوشبینانهترین حالت توانستند 150هزار فرصت شغلی ایجاد کنند. البته تازه ترازشان یربهیر شده بوده، منظورم ایجاد شغل و آمار بیکاری و ازدسترفتن مشاغل پیشین است. بههرحال اگر آمار و اعداد دستکاری نمیشد و درست به اطلاع مردم میرسید، آن وقت الان به خوبی ریشه خیلی از مطالب مشخص میشد.
در همین ماجرای افشای نام دانهدرشتها دلیل اینکه دولت این همه در معرفی آنها تعلل دارد، چیست. آیا دولت بنا دارد شبکه مافیایی پشت دانهدرشتها را شناسایی و معرفی کند؟
بدون شک این دولت در مبارزه با فساد صادق است.
دولت در معرفی برخی موقعیتها چقدر با مردم صادق است؟
اینکه چقدر بتواند یا چقدر مصلحت بداند که مردم را در جریان امور قرار دهد، نمیدانم. باید از مسوولان دولتی در این زمینه سوال شود اما فکر میکنم که معاون اول رییسجمهوری و وزرا بهدلیل تعهدی که با مردم بستهاند در حد مصالح عمومی اطلاعرسانی کرده و شفافسازی کنند تا جایی که ارکان نظام با آسیب جدی مواجه نشود.
دامنزدن به این شرایط و افشای این آمار بسیار نگرانکننده است. فضای کسب و کار ما بسیار وخیم است و در دوره احمدینژاد بهشدت تنزل یافته و ما باید رتبه کسب و کار را در دنیا به سطح استاندارد برسانیم چراکه تورم و بیکاری و رشد ناخالص داخلی را نمیتوانیم تنها با منابع داخلی متعادل کنیم و بهدستآوردن دوباره بازارهای خارجی و امکان بهرهمندی از توان و پتانسیل روابط بینالملل در امور اقتصادی میتواند برخی خلاهای ما را پر کرده و مسیر توسعه را هموارتر کند.
اگر بتوانیم در این دولت، عسلویه دیگری بسازیم و میادین مشترک نفتی را به خوبی استخراج کنیم و منابع مالی حاصل از افزایش درآمد صادرات نفت را صرف توسعه میادین نفتی کنیم هیچ کدام از این اهداف بدون توسعه روابط با کشورهای جهان امکانپذیر نخواهد بود. ما نیاز داریم ضمن شفافسازی، فضای کسب و کار را بهبود بخشیم و در آن امنیت لازم را برای جذب سرمایهگذاری به وجود آوریم.
یکی از مسایلی که شاید بیش از دیگر موارد بخش تولید و صنعت و تجارت ما را ناامید کرده، انبوه پروژههای به یادگارمانده از دولت گذشته است که اتفاقا نیمهکاره رها شده و اغلب به جایی نرسیده. فکر میکنید دولت یازدهم بتواند برای این پروژههای -اغلب عمرانی- راه چارهای بیندیشد؟
اجازه بدهید خیلی دقیق به شما بگویم که همین حالا چیزی حدود 75هزار پروژه نیمهتمام روی دست دولت یازدهم مانده؛ پروژههایی که سیاستمداران دولت گذشته زخمی کردند و نیمهکاره به دولت جدید تحویل دادند در حالی که آنها بهراحتی و تنها با اتکا به مدیریت مناسب میتوانستند با استفاده از منابع سرشار در اختیار دولت نهم و دهم این پروژهها را نهایی کنند که این اتفاق نیفتاد و حالا به قول شما یکی از اسباب ناامیدی است.
باور کنید نهاییکردن این تعداد پروژه ناتمام به اندازه 30سال آینده بودجه عمرانی کشور نیاز به زمان و اعتبار دارد.
علاوه بر پروندههای فساد لورفته، میشود بفرمایید در دولت گذشته در چه بخشهایی تخلف آشکار صورت گرفته؟
هر جایی که امتیازی واگذار شده و بوی رانتی بود، برخی تخلفهای آشکار صورت گرفته است. چنانچه منابع دولتهای گذشته در طول سالهای پس از انقلاب در قالب شرکتهای بزرگ ساخته و پرداخت شده بود و دولت گذشته به بهانه اجرای اصل 44 قانون اساسی نسبت به واگذاری این شرکتهای بزرگ اقدام کرد اما پشت ماجرای واگذاریها رگههایی از سوءاستفاده و «خصولی»سازی بود. اوج این مساله در واردات کالاهای لوکس از جمله خودرو اتفاق افتاد که البته ابعاد مختلف آن و ماجرای پورشههای وارداتی رسانهای شد.
یعنی همه مسایل فساد در بخش اقتصادی رخ داده؟
خیر، چنانچه حتی برخی خبر از فروش «میراث فرهنگی» میدهند. در یک مقطعی معلم خصوصی یکی از مسوولان عالیرتبه رییس موزه ملی ایرانباستان میشود. شما تصورش را بکنید فردی را مدرک لیسانس میکروبیولوژی در راس «موزه ملی ایران» قرار گیرد و مدارج ترقی را یکشبه طی کند.
به گزارش ایسنا، رضا ضراب در عملیات گسترده علیه پولشویی و رشوه در 17 دسامبر 2013 به زندان رفت و پس از سپری کردن 74 روز حبس آزاد شد و چند روز گذشته، ممنوعیت خروج از کشور نیز لغو شد.
این روزنامهنگار درباره رضا ضراب که گفته میشود یکی از شرکای بابک زنجانی است ادعا کرد: یکی از مقامات ارشد وزارت خزانهداری آمریکا ماه گذشته اعلام کرد که رفتار دولت ایران درباره بابک زنجانی کسی که توانست تحریمهای بینالمللی را نقض کند تعجبآور است.
این تحلیلگر روزنامه حریت در ادامه به نقل از وزارت خزانه داری آمریکا نوشت: در حال حاضر با توجه به اینکه زنجانی در زندان به سر میبرد تمام افرادی که با وی در ترکیه در ارتباط بودهاند مورد بررسی و پیگرد قرار میگیرند. البته هر کاری در این باره انجام شود به سطح روابط و همکاریهای ایران و ترکیه بازمیگردد. ممکن است ایران رضا ضراب را برای بررسیهای بیشتر و بازجویی به تهران استرداد کند.
علیرضا بیکدلی سفیر ایران در آنکارا چند روز گذشته در یک نشست خبری با رسانه ها و مطبوعات ترکیه گفت: : من نه با ضراب دیدار کرده و نه این فرد را به طور شخصی میشناسم و تاکنون درباره ارتباط زنجانی و ضراب نه یک خبر موثق و نه یک مدرک قابل قبول دیدهام.
به گزارش ایرنا، دادسرای استانبول نهم اسفند ماه گذشته نیز ˈ رضا ضرابˈ تاجر ایرانی تبعه ترکیه را به همراه دو فرزند وزرای سابق کابینه این کشور که به اتهام فساد مالی و ارتشا در زندان بسر می بردند، آزاد کرده بود.
رسانه های ترکیه این تصمیم دادسرای استانبول را دقایقی پیش با کد فوری مخابره کردند.
شبکه تلویزیون دولتی ترکیه گزارش داد دادسرای استانبول در مورد 60 تن از متهمین پرونده 17 دسامبر از جمله ˈعلی آقا اوغلوˈ سرمایه دار سرشناس و ˈعبدالله گوک اوغوزˈ تاجر ترکیه ای قرار منع تعقیب صادر کرد.
بدین ترتیب تقریبا نزدیک به تمامی متهمین پرونده 17 دسامبر آزاد و در مورد آنها قرار منع تعقیب صادر شد.
دادگاه رسیدگی کننده به پرونده جنجالی ارتشا و فساد مالی در دستگاه های دولتی ترکیه اسفند ماه گذشته با بررسی درخواست وکلای مدافع از دادستان های این پرونده با عنوان اینکه این متهمان افراد شناخته شده بوده و دارای محل اقامت مشخصی هستند و موضوع فرار و یا پنهان کردن اسناد و مدارک مربوط به اتهامات آنها مطرح نیست، حکم آزادی آنان را صادر کرد.
اما دادگاه در مورد این متهمین حکم ممنوع الخروجی صادر کرده بود.
در عملیات 17 دسامبر شماری از جمله فرزندان چند وزیر کابینه اردوغان، رضا ضراب به همراه چند تن از تاجران و سرمایه داران شناخته شده و مدیرعامل خالک بانک ترکیه دستگیر شده بودند.
در مورد بلال اردوغان فرزند نخست وزیر ترکیه نیز اتهامات فساد مالی و رشوه مطرح بود ولی وی دستگیر نشده بود.
دولت آنکارا و به ویژه ˈ رجب طیب اردوغان ˈ نخست وزیر ترکیه این عملیات را به عنوان کودتا علیه دولت و ضربه زدن به اعتبار حزب حاکم عدالت و توسعه در آستانه انتخابات شهرداری ها خواندند.
دولت آنکارا در واکنش به این اقدام قضایی علیه خود، عملیات گسترده ای را برای پاکسازی عناصر آنچه که ˈساختار موازیˈ در درون دستگاه دولتی یاد می کند، شروع کرده و در قوه قضائیه، دستگاه پلیس و دستگاه اداری صدها نفر یا برکنار شده و یا محل ماموریت آنها تغییر کرده است.
به گزارش ایسنا به نقل از پایگاه خبری تایم ترک، رضا ضراب، از متهمان اصلی عملیات پول شویی و رشوه در ترکیه پس از آزاد شدن در گفتوگو با یک شبکه تلویزیونی این کشور در پاسخ به این سوال که آیا شما جاسوس ایران هستید؟ گفت: نه، من تنها یک تاجر هستم، نه تنها جاسوس ایران بلکه جاسوس هیچ کشوری نیستم. در واقع من تاجری هستم که با اقداماتی که تاکنون انجام دادهام برای اقتصاد ترکیه منافع بسیاری به همراه داشتهام.
ضراب درباره ارتباطش با بابک زنجانی گفت: این فرد یک شخص شناخته شده در ایران است؛ تنها از دور این فرد را میشناسم و دو بار با وی دیدار کردهام. ما با یکدیگر دوست و یا شریک نیستیم. در واقع برخی تلاش میکنند که سناریوهای جدیدی ایجاد کنند.
این تاجر ایرانیالاصل درباره ممنوعالورود شدن به ایران گفت: تاکنون از سوی دولت ایران حکم دستگیری درباره من صادر نشده است. هر زمانی که بخواهم میتوانم وارد ایران شده و یا خارج شوم. در این باره هیچ مشکلی وجود ندارد.
«رضا ضراب» متهم اصلی پرونده فساد مالی ترکیه که خبرهای زیادی در مورد ارتباط او با «بابک زنجانی» منتشر شده بود، برای نخستین بار مسائلی را در مورد علت بازداشت و اتهامات واردشده بر خود در مصاحبه با روزنامه «صباح» ترکیه مطرح کرده است.
به گزارش سایت تدبیر، روزنامه صباح با اشاره به شرح ماجرا از زبان ضراب مینویسد: من اتهامات واردشده را نمیپذیرم. ماموران ساعت 5:30 صبح به خانه من ریختند و من را از تختخواب بیرون کشیدند و بازداشت کردند. 20 فیلمبردار در حال فیلمبرداری از این صحنه بودند. بازداشت من کودتایی سازماندهیشده بود.
این تاجر ایرانیالاصل در ادامه میگوید: من از سال 2006 - 2007 شهروند ترکیه محسوب میشوم. در آن زمان وزیر کشور عبدالله آکسو بود. من از سال 1984 میلادی در ترکیه زندگی میکنم و تمام اعتبار شخصی و زندگی خود را در این کشور گذاشتهام. چطور ممکن است من به فعالیت غیرقانونی بپردازم و قوانین این کشور را زیر پا بگذارم؟
او ادامه میدهد: همچنین شهروندی برادر من هم طبق قوانین ترکیه در زمان وزارت آقای گولر مورد پذیرش قرار گرفت. شرکت برادر من در سال گذشته جوایز متعددی را به عنوان بهترین صادرکننده دریافت کرد و من میخواهم که اجازه دهند تا طبق قوانین، او فعالیت خود را در این کشور از سر بگیرد.
ضراب در مورد اتهام قاچاق طلا از غنا نیز ضمن رد اتهامهای مطرحشده اظهار میکند: میتوانید به اسناد فروش اشاره کنید تا حقایق را دریابید.
او همچنین با رد اتهام پولشویی و انتقال غیرقانونی وجه میان دو کشور ایران و ترکیه خاطرنشان میکند: حجم مبادلات سالانه ایران و ترکیه 3.5 میلیارد دلار است. چگونه اتهام انتقال 87 میلیارد یورو پول را بر من وارد کردهاند؟
همسر ابرو گوندش معتقد است: کسانی که چنین صبحتهایی درباره فعالیتهای تجاری من مطرح میکنند یا نمیفهمند که چه میگویند یا درک درستی از تجارت ندارند. تمام فعالیتهای من براساس قوانین کشور ترکیه بوده است و همچنین تمام بازرسیهای دولتی آن را رصد میکردهاند.
ضراب با رد تمامی اتهامهای واردشده میگوید: تمام کارهای بازرگانی من قانونی بودهاند و من تمام فعالیتهای تجاری را از طریق بانکها انجام دادهام. من دوست زنجانی نیستم و مسائل مطرحشده در مورد او به من ارتباطی ندارد. فعالیتهای من کاملا قانونی بوده و نمیتوان اتهام قاچاق را به من نسبت داد.
او درباره بازگشت به ایران و احتمال دستگیریاش نیز اظهار میکند: دولت ایران قصدی برای دستگیری من ندارد. من هر زمانی که بخواهم میتوانم به ایران بروم و بازگردم. اکنون پدر من و شرکتهای او در ایران به فعالیت تجاری مشغولند.
او در بخش پایانی این مصاحبه با تاکید مجدد بر انجام فعالیتهای تجاری قانونی، یادآور میشود: زمانی که قاضی اتهامات من را در دادگاه مشاهده کرد، از اتهامات واردشده به من تعجب کرد، چرا که مشخص بود فعالیتهای تجاری من بر اساس قوانین کشور ترکیه انجام شده است.
ضراب فعال اقتصادی ایرانی مقیم ترکیه است. او هم اکنون در ترکیه متهم به پرداخت رشوه به تعدادی از وزیران این کشور و فرزندان آنهاست. این موضوع در ماه های اخیر فاش شده است.
سایت اینترنتی روزنامه ملیت ترکیه نوشت: وزارت خارجه ترکیه از پذیرش درخواست ایران برای ارائه اطلاعات درباره ضراب خودداری کرده است. آنکارا گفته است ضراب شهروند ترکیه است و نمی تواند درباره او اطلاعاتی را به کشور دیگری ارائه کند حتی اگر این فرد اصالتا اهل آن کشور باشد.
ضراب، شهروندی ترکیه را کسب کرده است. او چند پیش به دنبال متهم شدن در پرونده فساد مالی بزرگ در ترکیه، بازداشت و سپس با وثیقه آزاد شد.
ایران قبل از این از ترکیه درخواست کرده بود اطلاعاتی درباره ضراب دریافت کند.
این اقدام پس از آن صورت گرفت که نام ضراب به عنوان یکی از افراد متهم در ماجرای اخیر پول شویی و فساد اقتصادی در ایران نیز مطرح شد. به همین دلیل مقامات ایرانی تصمیم گرفتند اطلاعات گسترده تری درباره فعالیت های ضراب در داخل و خارج از ایران و به ویژه ترکیه بیابند.
اشاره گزارش به بازداشت بابک زنجانی و پرونده اتهامات اقتصادی علیه وی در ایران است.
به گزارش فارس، محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران دیروز در شهر کردنشین وان در ترکیه در چهارچوب نشست سه جانبه ایران، آذربایجان و ترکیه، با همتایان آذری و ترک خود المار محمد یار اف و احمد داوداوغلو دیدار کرد. ظریف دقایقی پس از پایان این نشست، به سوالات شبکه ی تلویزیونی CNNturk پاسخ داد.
ترجمه این مصاحبه را به نقل از سایت خبری کردپرس، میخوانید:
آمریکا و اروپا بر این باورند که ایران به منظور دور زدن تحریم های اقتصادی جهانی راهکاری به نام انتقال طلا از ترکیه به تهران پیدا کرده و برخی معاملات کلان در این حوزه صورت گرفته است. آیا روابط تجاری تهران- آنکارا ابعاد غیرقانونی هم دارد؟
خیر. من مطمئنم که روابط تجاری ایران و ترکیه کاملاً قانونی است و در چهارچوب قوانین بین المللی تجارت صورت گرفته و ایران به نظام حقوقی موجود در این حوزه پایبند است. ما تحریم های اعمال شده علیه ایران را کاملاً غیرقانونی می دانیم اما همچنان که گفتم در روابط تجاری خود، مبانی حقوقی را رعایت می کنیم.
قاعدتاً تصمیمات تجاری و اقتصادی ترکیه از سوی مسئولین این کشور اتخاد می شوند و ترکیه نیز در برابر قوانین بین المللی تعهداتی دارد و به این تعهدات عمل کرده است و این رفتار حقوقی به نفع هر دو کشور است و همه چیز کاملاٌ شفاف و قانونی است. نهادهای قانونی ترکیه نیز در این خصوص می توانند تحقیق و بررسی های لازم را به عمل بیاورند و مطمئن شوند که همه چیز قانونی است.
ما به عنوان ایران، تمایلی به مداخله در امور داخلی دیگر کشورها نداریم و به ویژه در مورد مسائل داخلی همسایگانمان، هیچ اقدام مداخله جویانه ای انجام نمی دهیم و امیدواریم که روابط ما در همه ی زمینه ها به بهترین شیوه توسعه پیدا کنند و نه تنها در زمینه ی گاز و نفت بلکه در دیگر عرصه ها نیز بتوانیم روابط رو به رشد و سازنده داشته باشیم.
رضا صراف کیست؟ شما نام این مرد را شنیده اید؟ ادعاهایی درخصوص این مرد وجود دارد و ادعا شده که رضا صراف (یا در واقع همان رضا ضراب) یکی از عوامل ایران است. این موضوع تا چه اندازه صحت دارد؟
وی با هیچ کدام از مسئولین ایران رابطه ای ندارد. این مسأله در واقع یکی از موضوعات داخلی ترکیه است و ربطی به ما ندارد و دادگاه ها و نهادهای قانونی و حقوقی ترکیه می توانند این مسأله را در ابعاد داخلی کشور خود بررسی کنند. وی ربطی به ایران ندارد و به راه حل معقولی برسند.
گفته می شود که رضا صراف با یکی دیگر از میلیاردرهای مشهور ایران به نام بابک زنجانی رابطه داشته است. بابک زنجانی در ایران و به اتهام پولشویی از مالزی و تاجیکستان دستگیر شده است.
در ایران، تحقیقاتی درخصوص فساد مالی در جریان است. تاکنون در این خصوص چیزی مشاهده نشده که ارتباطی با ترکیه داشته باشد. شاید اسم برخی کشورها در این پرونده مشاهده شود اما این مسأله هیچ ارتباطی با پرونده ی فساد مالی مورد بحث شما در ترکیه ندارد. ما در حال حاضر تحقیق می کنیم.
پس می گویید ارتباطی وجود ندارد. هین طور است؟
نظر خاصی ندارم. این مسأله به دادگاه و حوزه های حقوقی مرتبط است و آنها در این خصوص حکم می دهند اما ربطی به مسائل جاری ترکیه ندارد. آن چه که برای ایران اهمیت دارد، عدم پرداخت بدهی های این فرد به خزانه ی دولت است.
اجازه بدهید در مورد مذاکرات هسته ای از شما سوال کنیم. تا چه اندازه به روند مذاکرات امیدوار هستید؟ آخرین وضعیت از چه قرار است و تا چه اندازه به تصمیم و اراده ی غرب، اعتماد دارید؟ این سوال را از این جهت طرح می کنم که کاترین اشتون پس از سفر به ایران اعلام کرد که تضمینی برای رسیدن به توافق پایدار وجود ندارد اما شما گفتید که ظرف پنج ماه، احتمال رسیدن به توافق وجود دارد. در واقع ما با تابلویی روبرو هستیم که گویی غرب در این حوزه ناامید و ایران امیدوار است.
با این تحلیل موافق نیستم. ما نظرات موازی و مشابهی ارائه دادیم و بر این باورم که خانم اشتون نیز مانند ما امیدوار است و تداوم مذاکرات نیز براساس امیدواری است اگر نه چیزی غیر از وقت کشی نخواهد بود و ادامه ی آن بی معنی خواهد بود. اما هر دو طرف باید در اوج حسن نیت به پیمودن این مسیر ادامه دهند. البته باید به این موضوع نیز اشاره کنم که ملت ایران تردیدهایی درخصوص رویکرد غربی ها دارد و از میزان جدیت و صداقت غربی ها مطمئن نیست. گونه ای بی اعتمادی وجود دارد که ناشی از رفتار سی سال اخیر غرب در قبال ایران است و لازم است که غرب اعتمادسازی کند. مذاکرات ما در روزهای دوشنبه و سه شنبه ی پیش رو ادامه پیدا می کند و طبیعتاً امید ما پیشرفت در حوزه ی مذاکرات است. قرار نیست در یکی دو نشست ژنو به نتیجه نهایی برسیم اما پیشرفت قدم به قدم خواسته ی ماست و به رسیدن به نتایج ماندگار و ارزشمند امیدوار هستیم.
به نوشته روزنامه «بوگون دیلی» رضا ضراب که همسر «ابرو گونش»، خواننده معروف این کشور است پس از آزادی به قید وثیقه موظف شده که هر هفته خود را به پلیس منطقه معرفی کند.
گفتنی است روز جمعه پنج مظنون، شامل دو پسر وزیران سابق کابینه ترکیه و یک بازرگان ایرانی که در جریان پرونده ارتشا، اواخر سال گذشته میلادی بازداشت شده بودند، آزاد شدند. به نوشته «حریت» این افراد به حکم دادگاه، ممنوعالخروج هستند. دادگاه گفته است که هیچ فرصتی برای اینکه این متهمان فرار کنند یا مجددا رشوه پرداخت کنند، وجود ندارد چراکه نشانی محل اقامت آنها ثبت شده و همه شواهد نیز جمعآوری شده است.
با آزادشدن این افراد، دیگر هیچیک از 24مظنون پرونده فساد مالی که در مراحل اولیه بازداشت شده بودند، در زندان نیستند. «باریش گولر» و «کان چاغالایان» متهم به تسهیل پرداخت رشوه بودند در حالی که «ضراب» متهم به پرداخت رشوه و پایهگذاری سازمانی برای جرایم سازمانیافته است.
آزادی این مظنونها، موجب اعتراض عمومی بهویژه در میان نزدیکان به پرونده متهمان به کودتا شده است که سالهای زیادی قبل از اثبات اتهامشان در زندان بهسر بردهاند. رهبر حزب مردمی جمهوریخواه «کمال قلیجداراوغلو» گفته است که تصمیم دادگاه تعجببرانگیز نبوده است: «ما پیشتر گفته بودیم که آنها آزاد خواهند شد، آنها در تلاشند تا فساد را بپوشانند.»
وزیر دادگستری «باقر بزداغ» گفته است: «تصمیم بازداشت و آزادی آنها تنها در دست دادگاه است. من هیچچیز بیشتری درباره تحقیقاتی که هماکنون در حال انجام است، نمیتوانم بگویم.» «ضراب»، متهم به پرداخت رشوه به «باریش گولر»، «کان چاغالایان» و سلیمان اصلان، مدیرکل «هالکبانک» برای تسهیل در قراردادهای پولی و تجارت طلا میان ایران، ترکیه و روسیه است.
17دسامبر پلیس با حمله به محل اقامت «اصلان» 5/4میلیوندلار پول نقد را در جعبههای کفش او، کشف کرد، اما این مظنون روز 14فوریه از زندان آزاد شد. «ظفر چاغالایان»، وزیر اقتصاد و «معمر گولر»، وزیر کشور یکهفته بعد از شروع عملیات ضدفساد مالی از کابینه کنار گذاشته شدند. بررسی پرونده فساد مالی از 17دسامبر شروع شد، اما دولت مصرانه تاکید کرد که این اتفاقات «توطئهای» شکلگرفته از سوی جامعه طرفداران «فتحالله گولن» است.
روزنامه حریت ترکیه از آزاد شدن رضا ضراب و دو تن از فرزندان وزرای سابق ترکیه خبر دادند.
ضراب یک تاجر ایرانی الاصل است که همزمان با رسوایی های مالی دولت ترکیه به اتهام دست داشتن در فساد مالی بازداشت شده بود. تاکنون اتهامات ضراب توسط هیچ مقام قضایی تایید نشده است.
داستان موکل شما و بابک زنجانی از کجا آغاز شد؟
آقای زنجانی از طریق موکل بنده هزارو500کیلو طلا از طریق کشور «غنا» خریداری میکند تا آن را به «دوبی» انتقال دهد. انتقال به «دوبی» هم برای تحویل به «ریفاینری» (DMCC - پالایشگاه تخلیص طلا) برای تعیین «عیار» طلا بود. بنابراین، نه مبدا ایران بود، نه مقصد. این طلا هیچ ارتباطی به ایران نداشت.
موکل شما کیست؟
تمایل ندارد رسانهای شود.
کارش چیست؟
نماینده فروش یک شرکت معدنکاو استخراج و فروش طلا در آفریقاست.
در خرید طلا هم رابط زنجانی بود؟
بله... اینکه زنجانی چطور با اعتبارات نفتی و سفتهبازی ثروتمند میشود، در جریانات پیش آمده برای ما بخشی از آن مشخص میشود.
چطور؟
بابک زنجانی سه نفر از کارمندان خود به نامهای «ی»، «ز» که از دوستان «م» هستند و «و.م.م» را که کارمند خودش بود به کشور «غنا» میفرستد تا 5/1تن طلا خریداری کنند. بر اساس این معامله این مقدار طلا به ارزش 80میلیوندلار خریداری و مبلغ 12میلیون دلار به آنها پرداخت و مقرر میشود باقیمانده مبلغ معامله پس از تایید عیار طلا از سوی «ریفاینری» دوبی، به فروشنده پرداخت شود. برای همین زنجانی 150میلیوندلار به حساب «و.م.م» در بانک خود در مالزی واریز میکند تا آنها مطمئن شوند.
و آنها قبول میکنند؟
بله. اما وقتی من به حساب شما پول واریز میکنم و شما نمیتوانید برداشت کنید به چه معناست؟ یعنی من به شما پولی ندادهام، کاغذ دادهام و با اعتبارات آن بازی میکنم. تفکری که بانک مالزی راه انداخته، همین است.
موکل شما آن زمان کجا بود؟
خودش هم آفریقا بود.
در چه سالی این اتفاق افتاد؟
سال 91 بود.
پس این موضوع ربطی به ماجرای طلای ایران در ترکیه در سال87 که اردوغان گفته بود «خدا در شرایط بحران اقتصادی برای ما پول فرستاده»، ندارد؟
نه... در این ماجرا طلاها توسط سهنماینده زنجانی آزمایش و پس از تایید کارشناسان گمرک در صندوقهای مخصوص حمل طلا، بستهبندی و بارگیری میشوند. مسیر رفت هواپیما، فرودگاههای استانبول، بنغازی لیبی، کوتوکا اکرا (غنا) و در برگشت، فرودگاههای کوتوکا اکرا، آتاتورک استانبول، امامخمینی(ره) تهران و دوبی اعلام میشود. با وجود اینکه مشخصا در مسیر برگشت نام فرودگاه آتاتورک استانبول قید شده بود اما زمانی که هواپیما برای ساعاتی در استانبول توقف میکند، در اقدامی مشکوک دلیل فرود، نقص فنی هواپیما عنوان میشود که بعد هم میگویند علت نقص مدارک پرواز بوده است.
فرودگاه لیبی دیگر چرا؟
یکبار با «ح.ی» و «ب.ز» در جلسهای در هتل «اوین» بودم، همین را از آنها پرسیدم که گفتند: «حتی اگر هواپیما باری هم باشد، باید برای مسافرانش بلیت صادر شده باشد.» به گفته خودشان صدهزاردلار احتمالا به آمریکاییها در «بنغازی» رشوه میدهند تا دوباره پرواز کنند. اتفاقا برای «بابک زنجانی»، «ح. م» و «ح. ش» هم پاسپورت صادر شده بود اما آنها نمیروند. طلا را تحویل میگیرند و طلا به جای دوبی به سمت ترکیه میرود. ترکیه حساسیت نشان میدهد و محموله را توقیف میکند. اینجا «رضا ضراب» وارد میشود و با دادن رشوه، طلا را آزاد میکند و طلا به مقصد دوبی حرکت میکند. اینکه چرا به لیبی رفتهاند معلوم نیست، ظاهرا بدشان نمیآمده هواپیمایشان تابلو شود.
بازداشت رضا ضراب در ترکیه در همین رابطه بود؟
یکی از رشوههایی که داده مربوط به همین ماجراست و البته اعلام کرده که آدم زنجانی بوده و برای او کار میکرده است. شخصی به نام «دو اوغلو» که از کارمندان خود بابک زنجانی در «هلدینگ» او در ترکیه بود، اعلام میکند که قرار بوده 500کیلوگرم از این محموله در استانبول تخلیه و مابقی به ایران حمل شود. اینجا سروصدای زیادی به پا میشود که ایران میخواسته است با غنا از طریق طلا معامله کند در حالی که اصلا نه مبدا نه مقصد ایران نبوده است.
البته گفتم که در اسناد، نام فرودگاه امامخمینی(ره) هم ذکر شده بود اما این طلاها ربطی به ایران نداشت. رسانهها خبر را منتشر میکنند و فشار بر غنا زیاد میشود، کشورهای غربی هم نسبت به این مساله حساس میشوند، بعد میگویند ایران در حال تهاتر طلا است، چه اتفاقی میافتد؟ ایران در زمینه طلا تحریم میشود. حتی کسانی که در غنا به بابک زنجانی طلا فروخته بودند هم بازداشت میشوند.
چرا هواپیما مستقیم به مقصد «دوبی» نرفت؟
دقیقا معلوم نیست. دلیلی نداشت هواپیما به جای دیگری برود. هواپیما میتوانست مستقیما به «دوبی» حرکت کند و حتی نیازی به سوختگیری هم نداشته اما چرا به ترکیه باید میرفت باید از زنجانی پرسید. در «استانبول» با سر و صدای زیاد، رسانههای گروهی از جریان حمل طلاها باخبر میشوند و به دروغ محل تخلیه به جای امارات، ایران اعلام میشود. انتشار و انعکاس گسترده همین خبر موجب میشود تا تهاتر طلا با ایران تحریم شود و قیمت طلا در بازار داخل نیز به طرز سرسامآوری افزایش پیدا کند و این به سود بابک زنجانی تمام میشد.
چقدر مطمئنید که همین مساله باعث تحریم طلای ایران شد؟
این چیزی که میگویم احتمال است... وقتی قطعات پازل را کنار هم میگذارید نتیجه این میشود. آقای زنجانی خلافش را ادعا میکند، دادگاه یکبار احضارش میکرد تا از خودش دفاع کند. چرا همهجا جار زد طلا جابهجا میکند؟ با آن همه نفوذ چرا طلایش در ترکیه گیر کرد؟
گزارش «ریفاینری» را به شما ندادند؟
زنجانی میگفت طلاها را تحویل «ریفاینری» دادیم و آنان گفتند که طلا نیست و ادعا میکند گواهیاش را هم دارد. یکبار در جلسهای که خود زنجانی و کسانی که طلا را گرفته بودند حضور داشتند از او خواستم گزارش «ریفاینری» را ارایه کند که از همین موضوع بسیار عصبانی شد و شروع به پرخاشگری و توهین کرد.
بعد چه شد؟
در مرحله اول زنجانی به موکل من زنگ میزد و «ایمیل» میفرستاد و تهدید میکرد که من 12میلیوندلار پول دادهام و تو طلای قلابی به من فروختهای. موکلم به ایران برمیگردد و همراه «و.م.م»، «ح. ی» و «ب. ز» برای اولین بار به محل شرکت سورینت کیش برده میشود و آقای بابک زنجانی را در محل شرکت «سورینتکیش» ملاقات میکند. در این ملاقات هم موکلم را که مرد مسنی هم هست تهدید میکنند.
«ایمیل»های بابک زنجانی که موکل شما را تهدید کرده هنوز دارید؟
بله، ولی خب طبیعی است که مستقیما و با «ایمیل» خودش این کار را نکرده اما از طرف او بوده است... .
چرا موکل شما را تحتفشار قرار میداد؟
ظاهرا بهخاطر اینکه با این کار، او با زنجانی همدستی کند و وجوه طلا به آفریقاییها پرداخت نشود یا حداقل مدعی حقالزحمه خود و پرداخت وجوه طلا نشود و ادعای تقلبیبودن طلا را تایید کند.
موکل شما پیش از این هم با بابک زنجانی ارتباط داشته؟
نه بار اول بوده... به او هم میگویند طلاهایت تقلبی بوده و گزارش «ریفاینری» هم دارد میرسد. چه کار میکنی؟ موکل من در توافقنامهای میگوید حاضر است 150سهم کارخانه خود را به صورت امانت به آنان بدهد به شرط اینکه کالا «مرجوع» شود، گزارش «ریفاینری» دوبی تحویل شود و به او وکالتنامه تامالاختیار اقامه دعوا در «غنا» علیه فروشندگان داده شود و در توافقنامه قید میشود که این را بهعنوان «امانت» به شما میدهم اگر «مرجوع» کالا و گزارش «ریفاینری» را بدهید و حق با شما باشد، من در یک بازه زمانی سعی میکنم پول شما را برگردانم اگر نتوانستم، این 150سهم کارخانه برای شما.
این گواهینامه با «ح. ی» به نمایندگی از بابک زنجانی انجام شده بود اما بابک زنجانی پایش را امضا نکرده بود برای همین دست ما برای شکایت از او خالی بود. ما صبر کردیم تا اینکه خود بابک زنجانی بر اساس این توافقنامه از موکل من شکایت کرد. معنای آن این بود که بابک زنجانی توافقنامه را پذیرفته است. ما هم بر همین اساس شکایت کردیم. 9ماه شکایت ما طول کشید. خود آقای زنجانی در مصاحبه با «ایسنا» درباره طلاها گفته بود که طلاهای ما را گرفتند. او نگفته که طلاها تقلبی بوده است، اما هرچه تلاش کردیم نتوانستیم زنجانی را احضار کنیم.
از سوی دیگر «و. م. م» از طرف زنجانی مامور میشود تا معاملهای را برای خرید طلا با شخصی دیگر تدارک ببیند. در جریان آن معامله، «م. م» ششمیلیونیورو اوراق ارزی نفت و گاز پارس را از سوی این خریدار دوم که به صورت امانت به موکل من داده شده بود با ترفند از او سرقت میکند و اوراق را به آقای «بابک زنجانی» میدهد. زنجانی با اینکه میدانسته این اوراق متعلق به «و. م. م» نیست و متعلق به شخص دیگری است اما این اوراق را بهعنوان طلبش میگیرد و نگه میدارد. چنین تصور میشود؛ از آنجا که «و. م. م» و بابک زنجانی نتوانسته بودند موکلم را در غنا گرفتار مظلمه کنند و او به سلامت به کشور بازگشته بود به ترفند دیگری متوسل میشوند تا اینکه به هر نحو ممکن موکلم را دچار مخمصه کنند. موکلم با وکالت من علیه «و. م. م» و زنجانی اقامه شکایت میکند.
چرا موفق به احضارش نشدید؟
من ابتدا حتی موفق به ثبت و ارجاع شکایت نشدم و گفتند سرپرست دادسرای مربوطه دستور داده تا از مسافرت نیامده شکایتی علیه زنجانی ارجاع نشود اما من از شخص معاون اول دادستان تهران دستور ارجاع پرونده را گرفته در دادسرای مربوطه ثبت کردم.
«و. م. م» چه شد؟
آن موقع فراری بود، ما میدانستیم دست بابک زنجانی است. به زنجانی گفتیم او را بیاورید تا تکلیف پرونده مشخص شود. او الان در زندان است. البته توسط خود زنجانی بازداشت شده از او هم بهعنوان کلاهبرداری در خصوص تقلبیبودن طلاها شکایت کرده است و الان با 40میلیاردتومان قرار در زندان است. من در گفتوگویی که با او در زندان داشتم گفت که به زنجانی یک رسید دادهام که این اوراق برای امانت است تا پول طلا را بتوانیم بازگردانیم و من اینها را نفروختهام. پس از شکایت بازپرس، آقای «ح. ی» را بهعنوان مطلع احضار میکند او در تحقیقات اظهار میکند. «و. م. م» ششمیلیونیورو اوراق مشارکت ارزی را در حضور مسوول حراست شرکت سورینت کیش به بابک زنجانی فروخته است.
طلاها چه شد؟
روایات مختلفی شنیدهایم برخی میگویند دوباره به ترکیه بردند و برخی نیز میگویند هنوز در «دوبی» است.
طلاها را باز کرده بودند؟
بله، میگفتند باز کردیم آلومینیوم بود. «و.م.م» در زندان به بنده گفت طلاها در دوبی است.
چرا از لفظ «مافیا» در مورد زنجانی استفاده کردهاید؟
«مافیا» به چه کسی میگویند؟ کسی که پول دارد، پول نامشروع، ارتباطات و رانتهای قوی دارد و به راحتی نمیتوان به آن دست پیدا کرد. دارودسته دارد، در همه جا حضور و ارتباطات دارد بدون هیچ سابقهای نفت میدهند بفروشد. بانک مالزی او هیچوقت نمیتوانست حتی خواب 8/2 میلیارددلار پول را به خود ببیند. در قضیه ایرانزمین هم همین است. بزرگترین گودبرداری تاریخ کشور را انجام داده است در منطقهای که بههیچوجه اجازه بلندمرتبهسازی ندارد... در جریان خرید آن همه شرکتهای تامین اجتماعی به دفتر مرتضوی رفتهاند و بعد با یک جعبه شیرینی کار تمام.
ما خیلی جاها زنجانی را دیدهایم در هر قسمت اقتصادی کشور هست. در بحث اوراق مشارکت، بحث ارز، نفت، طلا، شرکت هواپیمایی و تولیدی و سینما تا شرکت اتوبوسرانی و تاکسیرانی در تاجیکستان. زنجانی همه اینها را دارد. در زمانی که توسط اروپا تحریم شده، رفته از خود اروپاییها وام گرفته است. قویا مطرح میشود که خودش، خودش را مطرح کرده تا تحریمش کنند. اگر اسم همه اینها مافیا نیست، پس در مقابل زنجانی باید واژهای جدید در کشورمان ایجاد کنیم.
درباره روش کار زنجانی میتوانید توضیح دهید؟
برای مثال زنجانی در حساب مرادی در بانک خودش در مالزی 150میلیوندلار واریز میکند ولی اجازه برداشت به او نمیدهد یعنی پول کاغذی بدون اعتبار و غیرواقعی. بانک مالزی او یک «اینوستمنت بانک» است و نمیتواند شعبه داشته باشد و محل فعالیت این بانک در منطقه آزاد لابوان مالزی است، این بانک فقط میتوانسته کارگزار سرمایهگذاریهای کوچک باشد نه نقلوانتقال پول، این عین قوانین تجاری مالزی است اما وقتی من به حساب شما پول واریز میکنم و شما نتوانید برداشت کنید به چه معناست؟ یعنی من به شما پولی ندادم. با این تفکر بانک مالزی را راه انداخته است. زنجانی یک پولدار پوشالی است. با همین پول غیرواقعی در حساب «و. م» غناییها را فریب داده والا از ابتدا هم پول طلاها را نداشته است.
فکر میکنید او از حمایت جایی یا کسی برخوردار است؟
نمیدانم... ادعاهایی میکردند.
از اقدامات زنجانی در نفت هم اطلاعی دارید؟
در جریان نفت اطلاعی ندارم، اما بحث ما این است که مگر بابک زنجانی کیست که نتوان به پروندهاش رسیدگی کرد؟
پرونده موکل شما الان در چه وضعیتی است؟
نسبت به قسمتی از پرونده قرار منع تعقیب به نفع زنجانی صادر شده ولی در خصوص طلا، مفتوح است و در حال حاضر همه پروندههای وی به یکی از شعب دادسرای کارکنان دولت ارجاع شده که متاسفانه برای ثبت لوایح به مشکل خوردهایم که در این خصوص لوایح را به دادستان تهران جهت ثبت دادهام و منتظر دستور ایشان هستم و فعلا روند دادرسی متوقف به نظر میرسد.
«ایرنا» به نقل از «ابراهیم رییسی»، معاوناول رییس قوهقضاییه نوشته: «پرونده دستیار دیگر بابک زنجانی در قوهقضاییه در حال رسیدگی است که نتیجه آن توسط سخنگوی قوهقضاییه اطلاعرسانی میشود.» رییسی در پاسخ به سوال خبرنگار مبنی بر «صحتداشتن یا نداشتن خبر بازداشت «حسن رعیت» دیگر دستیار بابک زنجانی» گفته است: «مواردی که در این مرحله قابل گفتن بود سخنگوی دستگاه قضا اعلام کرده و انشاءالله کار رسیدگی به پرونده دنبال میشود.»
هرچند معاوناول رییس قوهقضاییه خبر بازداشت «رعیت» را بهطور رسمی تایید نکرده اما با توجه به اینکه تنها یک دستیار زنجانی (حسین شیرازیمنش) پیش از این بازداشت شده است، به نظر میرسد اظهارات رییسی مبنی بر «در دست رسیدگیبودن پرونده دستیار دیگر زنجانی» اشاره به حسن رعیت داشته باشد. البته روز گذشته یکی از نزدیکان «حسن میرکاظمی» به «شرق» گفت: «من آخرینبار که با او صحبت کرده بودم ساعت پنج عصر دیروز (سهشنبه) بود و بعد از آن از او اطلاعی ندارم.» او در پاسخ به پرسشی درباره رابطه «زنجانی و حسن رعیت» گفت: «منظورتان بابک است! او زیاد اینجا میآمد، اما آخرین بارش خاطرم نیست.»
پیش از این نیز تصاویری از «بابک زنجانی» در کنار «حسن میرکاظمی» در جت اختصاصیاش منتشر شده بود که زنجانی صحت عکسها را تایید و اعلام کرده بود با سیدحسن میرکاظمی که از «دوستان و تجار خوب» است در آن هواپیما همسفر بوده است. برخی سایتها نیز از او که نامش بیشتر در حوادث سال 88 بر سر زبانها افتاد، بهعنوان چهره اصلی حامی زنجانی در فعالیتهای بزرگ اقتصادی نام بردهاند.
«سعید مرتضوی»، متهم در پروندههای کهریزک و فساد مالی سازمان تامیناجتماعی پیش از این درباره آشناییاش با بابک زنجانی به «شرق» گفته بود: «من اصلا ایشان را نمیشناختم و شرکتش را هم نمیشناختم. یکی از دوستان به نام آقای کاظمی (حسن رعیت) که نیروی ارزشی بسیار مورد اعتمادی است که با ایشان دوست است تماس گرفت و ایشان را معرفی کرد.» زنجانی بههمراه مرتضوی در پرونده فساد مالی فاششده در گزارش تحقیقوتفحص مجلس از سازمان تامیناجتماعی در زمان ریاست مرتضوی نیز متهم به عدم بازگرداندن چک 17هزارمیلیاردتومانی این سازمان است.
بابک زنجانی 10روز پیش در پی اقدام پیشدستانه دستگاه قضایی کشور بهدلیل جلوگیری از فرار او از کشور بازداشت و به سلول انفرادی اوین منتقل شد. اتهام او بدهی نفتی 8/2میلیاردی است. ولیالله سیف، رییسکل بانکمرکزی روز گذشته در حاشیه جلسه هیات دولت در جمع خبرنگاران، گفته: «رقم بدهی بابک زنجانی به وزارت نفت بوده است و مبنا بر این قرار گرفته که وی این بدهی را به یکی از شعب بانکمرکزی پرداخت کند اما متاسفانه این اتفاق صورت نگرفته است. اسناد ارایهشده از سوی بابک زنجانی هم جعلی است.»
پیش از بازداشت زنجانی، «حسن روحانی»، رییسجمهوری در ماموریتی ویژه به «اسحاق جهانگیری»، معاون اول خود خواستار تهیه گزارشی یکماهه از وضعیت فساد اقتصادی اخیر و «سوءاستفادهکنندگان از شرایط تحریم» شد. در پی آن «اکبر ترکان»، مشاور ارشد رییسجمهوری نیز خواستار روشنشدن پشتپرده جریان بابک زنجانی شد. بابک زنجانی اولینبار با عنوان آقای «ب. ز» توسط «محمود احمدینژاد»، رییس دولت پیشین در جلسه استیضاح وزیر کار وقت، رسانهای شد. دلیل استیضاح، اصرار احمدینژاد برای حفظ «سعید مرتضوی»، متهم ردیف اول جنایت کهریزک در سازمان تامیناجتماعی بود. رییس دولت وقت در این جلسه فیلمی از دیدار «فاضل لاریجانی» با بابک زنجانی در مجلس پخش کرد.
پس از این ماجرا نام او هرچهبیشتر برسر زبانها افتاد. پرونده فساد مالی سازمان تامیناجتماعی در زمان ریاست مرتضوی، دیگر مورد اتهامی اوست. بر اساس گزارش رسانههای ترکیه نام زنجانی در فساد مالی اخیر این کشور که دولت اردوغان را تا مرز انحلال پیش برد، نیز مطرح شد. رضا ضراب، جوان 29ساله ایرانیالاصل که متهم اصلی در پرونده فساد مالی ترکیه است از زنجانی بهعنوان رییس خود در جریان بازجوییها نام برده بود.
سرباز میلیونر «نوربخش» افسانه است
«تدبیر» نیز در دومین بخش از گفتوگوی خود با یکی از نزدیکان زنجانی که نخواسته نامش فاش شود، موضوع «خدمت سربازی بابک زنجانی بهعنوان راننده مرحوم نوربخش، رییس وقت بانکمرکزی و تزریق ارز به دستور او» را که زنجانی در گفتوگویی با «آسمان» آن را مطرح کرده بود، رد کرده است.
او گفته: «من یک سوال میخواهم بپرسم! آقای مرحوم نوربخش امروز نیستند که بتوانند از خودشان دفاع کنند. ولی آیا یک مجموعهای تحتعنوان بانکمرکزی با یک مدیرکل و مجموعهای از مدیران ارشد و کارشناسان نیاز به این دارد به سربازی که بهعنوان راننده رییس بانکمرکزی مامور به خدمت شده اعتماد کند و جابهجایی مالی بخشی از مجموعه بانکمرکزی را در اختیار ایشان قرار بدهد؟ اصلا چنین موضوعی دروغ است. آن هم از فردی مانند نوربخش. کسی که همه او را بهعنوان یک مدیر توانمند میشناسند. این دروغ محض است. تزریق ارز توسط بابک زنجانی با دستور مرحوم نوربخش به بازار افسانه است.»
او در واکنش به اینکه «این دروغ بزرگی است» گفته: «بله، بابک زنجانی به این اعتقاد دارد که هر خبری هرچقدر بزگتر باشد، سنجش درستی آن سختتر میشود. به ما هم همین را مدام میگفت. این تکنیک زنجانی است.» او گفته: «ماجرای پولدارشدن آقای زنجانی و بهدستآوردن نامشروع اینهمه ثروت به آن زمانی بازمیگردد که پای آقای زنجانی از سال 1390 به بعد بهدلیل برخی ارتباطهای خاص به چاههای نفت کشیده شد.»
در مصاحبه محتاط است و کمتر وارد جزییات مواضع خود میشود. از معاونانی است که با آمدن محمدجواد ظریف به این معاونت منصوب شده است. پیشتر سفیر ایران در «دوبلین» ایرلند بوده. او اکنون مشغول تنظیم روابط تهران با کشورهای آسیایی و اقیانوسیه است.
میخواهم مصاحبه را از موضوع مهم این روزها شروع کنم، ماجرای رضا ضراب، شهروند ایرانی که در ترکیه دستگیر شده. شما هفته گذشته اعلام کردید که در حال بررسی وضعیت این موضوع هستید. نتیجه بررسی شما به کجا رسیده؟
زمینههای موضوعی که در ترکیه اتفاق افتاده را از قبل، در داخل ترکیه میدیدیم. علایم این ماجرا از قبل در داخل ترکیه مشهود بود. آقای ضراب یک مورد از این مجموعه و داستانی است که در ترکیه اتفاق افتاده.
یعنی موارد دیگری هم وجود دارد، یک مورد ایرانی است یا یک مورد از کل مجموعه؟
نه، این مهم نیست که یک مورد یا چند مورد باشد، مهم کیفیت کار است. یک ایرانی و تعداد زیادی ترک دستگیر شدهاند. اینطور نبوده که ماجرا به این یکنفر محدود باشد. مهم این است که در این مجموعه، فردی به نام «رضا ضراب» دستگیر شده و حالا همه توجه به ایران جلب شده. البته باید دقت کنیم که مطبوعات ترکیه کاملا خارج از کنترل و جنجالی هستند، از گذشته هم اینطور بوده. اما همه آنچه در رسانهها میآید مورد توجه ما نیست. همه اینها را مانیتور میکنیم و البته اطلاعات بیشتر از آن چیزی است که در رسانهها منتشر میشود.
از بین اطلاعاتی که مانیتور شده، موضوعی هست که بتوانید اعلام کنید؟
نیازی نیست که هر آنچه فهمیدیم را بیان کنیم، بیش از اینکه بخواهیم ببینیم آقای ضراب چه کرده، ما میخواهیم ببینیم که آمریکا با آقای اردوغان چه میکند؟ آنها بهشدت وارد ماجرای ترکیه شدهاند.
بالاخره رضا ضراب یک شهروند ایرانی است و شما قبلا گفتید که با دولت ارتباطی ندارد، ولی ممکن است با برخی جریانها ارتباط داشته باشد؟
ما پیگیر این قضیه هستیم. این فرد با دولت فعلی هیچ ارتباطی ندارد. هرچند ادعاهایی مطرح است که با دولت قبلی ارتباطهایی داشته است. در حال بررسی این موضوع هستیم که مشخص شود چه بخشی از این ادعاها صحیح و چه بخشی ناصحیح است.
کدام بخش از ارگانهای دولتی در حال بررسی این موضوع هستند؟
وزارتخارجه و وزارت اطلاعات.
وقتی این اتهامات مطرح شد، رسانههایی تاکید کردند که مساله تحریم موجب چنین اقداماتی شده و ایران با این روش تحریمها را دور میزند. آیا فعالیت «رضا صراف» نوعی کمک به ایران برای دورزدن تحریمها بوده؟
«رضا ضراب» فردی ایرانیالاصل و دارای تابعیت ترکیه و جمهوریآذربایجان است. بهدلیل شرایط ویژه وی، نمیتوانیم درمورد او نظر قطعی بدهیم. بدون تردید دولت ترکیه بیشتر متمایل است که در این مورد اطلاعرسانی کند.
آیا این نحوه دورزدن تحریمها در ایران وجود داشته؟
ما برای دورزدن تحریمها از شخصیتها و ظرفیتهای سیاسی استفاده میکنیم تا نانوآب مردم فراهم شود. دورزدن تحریم برای مسایلی سوای نان و آب و داروست. بههمینخاطر ما تخطی ای نداشتیم و از راههای مرسوم دنیا استفاده کردیم.
درمورد مشکل جابهجایی و انتقال پول از هند، چندی پیش وزیر صنعت از جابهجایی پول به کشور ثالثی صحبت کردند. کدام کشور قرار است نقش کشور ثالث را ایفا کند؟
ابتدا بگویم؛ علت اصلی تقسیم طلب پول نفت صادراتی به هند؛ به دو قسمت 45 و 55درصد این است که نمیخواهیم صددرصد پولمان را در هند هزینه کنیم. بههمیندلیل قصد داریم بخشی از پولمان را در جای دیگر مصرف و خرید کنیم. بر اساس توافق ژنو قادر هستیم که بخشی از پول نفت را برای خرید دارو، غذا و کمکهای انساندوستانه و بخش دیگری را برای واردات قطعات خودرو و قطعات صنعتی به ارزش چهارونیممیلیارددلار هزینه کنیم. بر همین مبنا، با مبلغی از قیمت فروش نفت میتوانیم از کشورهای دیگری سوای هند، خرید داشته باشیم و این بر مبنای سیستم مجاز بینالمللی است و دورزدن تحریم هم معنی نمیشود. در مورد خرید و فاینانس برخی پروژهها نیز مذاکرههایی انجام شده است.
الان چقدر پول ایران در هند مانده؟
رقم دقیق را نمیدانم. آنچه از پول فروش نفتمان در هند مانده، بالای دومیلیارددلار است.
یعنی دومیلیارددلار از هند طلبکاریم؟
بله، وجه نقد برای خرید در هند داریم.
دولت برای استفاده از این دومیلیارددلار برنامهریزی خاصی کرده؟
در سه قسمت خرید جنس، اجرای پروژه با هند، مثل راهآهن، فاینانس، خرید ریل و آهنآلات و سومی خرید کالا از کشورهای دیگری که باید در ازای آن دلار بدهیم، برنامه ریزی هایی شده است.
آیا فکر نمیکنید چندسال دیگر همین قضاوتی که امروز درباره جنس چینی در بازار میشود، شامل حال اجناس هندی هم شود؟
هندوستان دارای ظرفیتهای مناسب صنعتی است. در همه زمینهها از قبیل راهآهن میتوانیم روی هند حساب باز کنیم. در مورد مواد خام صنعتی و پروژههایی مثل پتروشیمی نیز پتانسیلهایی وجود دارد. اینها جزو مواردی است که میخواهیم روی آن مذاکره کنیم.
کشور ثالث در این رابطه کدام است؟
کشورهای متنوعی هستند، در حال بحث هستیم که مورد قبول دو طرف باشد تا تحقق پیدا کند. بعد از نهاییشدن اعلام میشود.
شما در مصاحبهای آمار ششهزار زندانی و نیز 700محکوم به اعدام ایرانی در کشورهای دیگر را اعلام کردید، بیشترین محکومان در کدام کشورها هستند؟
البته آن آمار هم دقیق نبوده، آمار کمتر از این هم وجود دارد. اما هر عددی هم برای ما قابل توجه است. در قیاس با تعداد ایرانیهایی که به کشورهای دیگر سفر میکنند یا عدد سهمیلیون ایرانی مقیم خارج؛ آمار زندانیها و اعدامیهای ایرانی در خارج کشور؛ شاید خیلی ناامیدکننده و زیاد نباشد، اما برای ما که ادعای فرهنگیبودن داریم، این عدد زیاد است. مهاجرت غیرقانونی قاچاق و مشخصا موادمخدر و البته قاچاقهای دیگر مواردی بوده که متاسفانه در آنها؛ کشته، زخمی، زندانی و اعدامی داشتیم که باعث شده، گاهی، تصویر چندان خوبی از ایران بازتاب نیابد، بهویژه اینکه با تبلیغات ناروا و منفی برخی کشورها هم مواجه هستیم.
تعداد زندانیان ایرانی در کدام کشورها بیشتر است؟
در کشورهای متعددی زندانی داریم. در ترکیه، جمهوریآذربایجان، ارمنستان، افغانستان، پاکستان، مالزی، چین، اندونزی، استرالیا زندانی داریم. اتفاقا دنبال این هستیم که با هماهنگی بخش کنسولی فهرست زندانیان ایرانی در کشورهای دیگر را منتشر کنیم. بهعنوان نمونه در کشور ترکمنستان 250زندانی داریم. دنبال توافقنامه استرداد زندانیان با این کشورها هستیم تا زندانیان ایرانی حکم خود را داخل کشور تحمل کنند تا امکان دسترسی به خانوادههای خود را داشته باشند.
بیشترین مشکل درمورد زندانیان با کدام کشورهاست؟
نمیتوانم کشور خاصی را مثال بزنم. هرکدام از این کشورها قواعد خاصی دارند و به تبع آن قانونها و قانونگریزیهای ویژه خود را. در برخی کشورها افراد با رشوه آزاد میشوند. ما با قانونهای مختلفی در این کشورها مواجه هستیم. در برخی از این کشورها هم که قانون مشخصی وجود دارد نیز اجرای ناقص قانون را داریم. در برخی از این کشورها امکان دسترسی کنسولی آسان و در برخی کشورها مشکل است.
اما مهم این است که در شرایطی که موضوع اصلی کار سفارتخانههای ما، تحریم و کمک به مسایل اقتصادی کشور است، موظفیم بخشی از وقت پرسنل را برای سرکشی به ایرانیانی که در زندان گرفتار شدهاند، اختصاص بدهیم، تا موضوعاتی مانند گرفتن وکیل، کمک برای برگشت، تنظیم توافقنامه و... را پیگیری کنند. این کارها، بخشی از انرژی نیروی انسانی ما را میگیرد.
گویا در برخی سفارتخانهها نیز پرسنل ویژهای برای پیگیری این امور وجود ندارد؟
بله، سفارتخانههای ما با تعدیل نیرو مواجه هستند، در شرایطی که کشورهای قدرتمند و پولدار دنیا هم در برخی کشورها، سفارتخانههایشان را بستند، ما هیچ سفارتخانهای را نبستیم. اما با تعدیل نیرو مواجه بودیم. در این شرایط بر پرسنل موجود فشار مضاعف وارد میشود.
چندماهی است که پیشنویس پیشنهادی ایران برای توافقنامه استرداد مجرمان بین ایران و مالزی به این کشور داده شده اما هنوز مالزی با این موضوع موافقت نکرده؟ علتش چیست؟
وقتی متن موافقتنامهای آماده میشود، کشور دوم باید درموردش نظر بدهد و در مرحله بعد دوباره کشور مطرحکننده پیشنویس، اظهارنظر کند. سفارت هم باید با وزارت دادگستری آن کشور هماهنگیهایی انجام دهد. گاهی این فرآیند خیلی طولانی میشود. البته با کشورهایی هم موافقتنامه استرداد داریم اما ممکن است آن کشور به ما پاسخ ندهد. خاصیت بزرگ موافقتنامه استرداد مجرمان این است که زندانیان ایرانی به خانوادههایشان دسترسی دارند و با توجه به قواعد مرتبط به مرخصی در ایران میتوانند بیشتر در کنار خانواده باشند.
زمان انتخابات، موضوع بالابردن ارزش گذرنامه ایرانی مطرح بود، بخشی از کشورهای حوزه معاونت شما در این سالها صدور ویزا برای ایرانیان را با محدودیت مواجه کردهاند. چه اقدامی در وزارتخارجه برای بالابردن ارزش گذرنامه ایرانی در کشورهای آسیایی در حال انجام است؟
متاسفانه تعداد کشورهایی که برای اتباع ایرانی قواعد صدور روادیدشان را لغو کردهاند، بسیار محدود است. برخی هم که صدور روادید را لغو کرده بودند، در این سالها پشیمان شدند. بههمیندلیل هر فردی که میخواهد از کشور خارج شود باید انرژی زیادی برای گرفتن ویزا صرف کند و از ماهها پیش با اضطراب دنبال دریافت ویزا باشد به همین دلیل نمیتواند برای سفر یا کار خود برنامهریزی کند. ایرانیان با این مشکل حاد مواجه هستند. دولت یازدهم، این پدیده را که در چندسال گذشته به مردم ما تحمیل شده، نمیپسندد. اما اینکه چقدر طول میکشد تا این آب رفته به جوی بازگردد، به سیاستهای اصولی ما مرتبط است. اینکه در سیاستهای اصلی چگونه عمل کنیم. بحمدالله موفقیتهایی بوده و چهره ایران در دنیا تغییر کرده، اما اینکه چقدر طول میکشد تا شاهد تغییر در شرایط گذرنامه ایرانیان باشیم شواهد مشخصی ندارد.
برداشتن محدودیت ویزا در سفرهای رییسجمهوری یا آقای ظریف و شما، به کشورهای دیگر و با امضای تفاهمنامههایی شدنی است یا نیازمند اقدامات دیگری است؟
نه، همین است. اما باید تصویر عمومیای که از ایران در دنیا پخش میشود اصلاح شود- این کار انجام شده اما نه قطعی، تا حدودی- باید به ایران بهعنوان کشوری دوستدار صلح، آرامش و رعایت حقوق دیگران نگریسته شود این تغییرات تا حدودی صورت گرفته اما اینکه پاسپورت ما همراه با هویت ملی ما شود، زمانبر است. باید با مسایل دیگر تطابق پیدا کند تا به مردم خودمان کمک کنیم و شأن ایرانی موردنظر مقامات عالی کشورمان لحاظ شود.
ایرانیان زیادی در سالهای اخیر اقدام به مهاجرت به استرالیا کردهاند، اما قوانین استرالیا در این سالها تغییر کرده و مهاجران غیرقانونی به یکسری جزایر در اطراف این کشور فرستاده شدند. اقیانوسیه جزو حوزه معاونت شماست. میخواهم بدانم که از سوی معاونت شما، سرکشی به وضعیت ایرانیانی که در جزایر اطراف استرالیا در بازداشت یا اردوگاه نگهداری میشوند، میشود؟
اگر بخواهید که من از سرکشی یک هیات ایرانی به شما خبر بدهم، نه، چنین اقدامی انجام نشده است.
سفارت چطور؟
جزو کارهای سفارت هست که به وضعیت ایرانیان در بند، اسیر و در راهمانده، سرکشی کند. فکر میکنم این کار انجام شده، اما ممکن است شما بگویید کافی نیست. وقتی یک سفارت را تعدیل میکنیم باید به وظایف اساسی خودشان بپردازند. یک نفر در آن واحد نمیتواند به چند منطقه سفر کند، این کار هم هزینهبر است و هم انرژی زیادی از سفارت میگیرد. با ملزومات فعلی ما آنطور که باید همه مشکلات را نتوانستیم مهار و کنترل کنیم. مضاف بر اینکه وقتی تخلف بیش از حد میشود نیز نباید توقع داشت که ما وظایف اصلیمان را کنار بگذاریم و به تخلفات آنها بپردازیم.
درمورد ایرانیان مهاجری که تمایل به بازگشت دارند، چطور؟
سفارت دنبال این موضوع هست و برای کسانی که تمایل به بازگشت دارند، اقدام میکند. البته در کشورهای غربی هم قاعده این است که خود فرد باید تمایل به بازگشت داشته باشد تا او را به کشورش بازگردانند.
چرا در مورد وضعیت این مهاجران در کشورهایی مانند استرالیا یا زندانهای مالزی و... اطلاعرسانی انجام نمیشود. مثلا در مورد تغییر قواعد مهاجرت استرالیا؟
خب این جزو وظایف رسانه ملی و رسانههای دیگر است.
مگر وزارتخارجه نمیتواند در مورد موضوعی از صداوسیما درخواست اطلاعرسانی کند؟
میتواند. در مواردی میتواند اقدام اولیه از سوی ما انجام شود. لازم است که این کار انجام شود چون افراد با چشموگوشهای بسته به سوی این کشورها حرکت میکنند. آنها با اطلاعات غلط به سوی جایی میروند که اطلاعات نادرستی از آن دارند و آنجا آنطور که گمان میبردند، کعبه آمالشان نبود.
میتوانیم منتظر اطلاعرسانی در این زمینه باشیم؟
پیشنهاد خوبی است. میتوانیم با بخش کنسولی در این زمینه صحبت کنیم تا در برنامههای صداوسیما درمورد این موضوعات نیز اطلاعرسانی شود.
موضوع بعدی که میخواهم از شما درموردش بپرسم، ماجرای حادثه سراوان است. شما قبلا از بیتوجهی پاکستان به مرزهای ایران گلایه کردید. آیا تفاهمی در این زمینه وجود ندارد که پاکستان را به تامین امنیت در این بخش راغب کند؟
با پاکستان کمیسیون مشترک مرزی داریم که البته مدتی است جلسه آن برگزار نشده. به تازگی تاریخ جدید برگزاری کمیسیون مشخص شده است. در خود مرزها هم پاسگاه مرزی داریم، بین وزرای کشور دوکشور نیز دیدارهایی انجام شده. درمورد توافقها و تفاهمنامههای بین ایران و پاکستان کمبودی نداریم مشکل در اجرای تفاهمهاست و کاملا مشخص است که در دوره فعلی قدرتهایی موجب حوادثی مانند حادثه سراوان میشوند که فراتر از پاکستان است. دولت پاکستان گویا قادر نیست جلوی این حرکتها را بگیرد، مشکل اصلی ما این است. من در سفر ماه گذشتهام به پاکستان، رک و صریح این را به وزارتخارجه آن کشور اعلام کردم که این موضوع را جدی پیگیری میکنیم.
بعد از حادثه «سراوان» اخباری منتشر شد که وزارتخارجه به دولت پاکستان گفته اگر چنین اتفاقی رخ دهد، ایران راسا وارد اقدام میشود. آیا این خبرها واقعیت داشت؟
برای دفاع از سرزمین خودمان باید بتوانیم اقدامی انجام دهیم. ولی وضعیت رابطه ما با پاکستان به نحوی نیست که هماهنگی برای انجام چنین اقداماتی وجود داشته باشد. اما کسی ضربهزده و فرار کرده و باید مورد تعقیب قرار گیرد. توقع ما این است که خود پاکستان این کار را انجام دهد اگر در شرایط ضعف باشد و اینگونه رفتارها ادامه داشتهباشد ما قطعا طور دیگری برخورد میکنیم.
ما بر سر فروش گاز هم قراردادی با پاکستان داریم، آیا داشتن چنین قرارداد فروشی با پاکستان موجب نمیشود که در واکنش به موضوعاتی مانند سراوان، مجبور باشیم که «کجدار و مریز» عمل کنیم؟
الان وضعیت طوری نیست که برای فروش گاز به کشورهای زیادی رجوع کنیم. این کشورهای دیگر هستند که دنبال گاز ما هستند. بر اساس قراردادهای قبلی، لوله گاز را تا نزدیک پاکستان بردیم اگر پاکستان سهم خود را انجام دهد، میتواند از گاز ما منتفع و بهرهمند شود. اگر این اتفاق رخ دهد رفاه و آسایش بیشتری در آنسوی مرزها و فقرزدایی انجام میشود و منجر به این میشود که تروریست و قاچاق موادمخدر در این کشور مهار شود. فقر در آنسوی مرزها باعث ایجاد مساله تروریسم است.
ما لوله گاز را تا نزدیک مرز پاکستان بردهایم اما بهدلیل عدم اجرای قرارداد از سوی پاکستان هزینهای که برای این کار کردهایم بیفایده مانده. چرا ایران نسبت به چنین موضوعی اعلام خسارت نمیکند؟
این لوله گاز دومنظوره است. هم میتواند به داخل کشور و آن منطقه گازرسانی کند و هم علاوه بر پاکستان به بخشهایی از افغانستان گازرسانی کند. ما نمیخواهیم منتی بر سر پاکستان بگذاریم. ما بر اساس تعهدات خودمان عمل کردهایم و دنبال محکومکردن طرف پاکستانی نیستیم. بلکه آنها را تشویق میکنیم که به تعهداتشان عمل کنند. ما میدانیم که طرف پاکستانی به دلایل اقتصادی نتوانسته به تعهدات خود عمل کند، به همین خاطر عجلهای نداریم. باید منتظر باشیم، پاکستان به گاز نیاز دارد، شاید نگاهی هم به ترکمنستان داشتهباشد اما با توجه به شرایط افغانستان نمیتواند از گاز ترکمنستان استفاده کند، باید از گاز ایران بهرهمند شود.
به گزارش دویچه وله، روزنامه حریت چاپ ترکیه روز جمعه (۳ ژانویه/ ۱۳ دی) نوشت، ظفر چاغلایان، وزیر پیشین اقتصاد ترکیه به همراه خانواده خود با جت خصوصی رضا ضراب، تاجر ایرانیتبار متهم در پرونده فساد مالی این کشور به زیارت مکه رفته است.
رضا ضراب، که به رشوهدهی به مقامهای عالیرتبه ترکیه و پولشویی متهم شده، در حال حاضر در بازداشت موقت به سر میبرد.
حریت نوشت، ظفر چاغلایان، وزیر سابق اقتصاد ترکیه در مارس سال گذشته (۲۰۱۳) با ۴ تن از اعضای خانواده خود با جت ضراب به عربستان سعودی پرواز کرده است.
به نوشته حریت، محافظان وزیر اقتصاد و همچنین خود ضراب و همسرش، ابرو گوندش (خواننده سرشناس ترکیه) سوار این هواپیما بودند.
حریت مینویسد، یک روز بعد مسافران این هواپیما به آنکارا بازگشتند.
ضراب مظنون است که با پرداخت رشوههای کلان به مقامهای دولت ترکیه حمایت آنها را به رغم تحریمهای بینالمللی برای داد و ستد طلا با ایران به دست آورده است. حریت پیش از این نوشته بود، ضراب در سال ۲۰۱۲ در جریان توقیف یک محموله طلا که قرار بود به ایران انتقال یابد مورد بازجویی پلیس قرار گرفته بود.
ضراب از چهرههای اصلی دور زدن تحریمهای ایران در پرونده فساد مالی و دولتی ترکیه است.
رسانههای ترکیه درباره ضراب نوشتند که او در انتقال غیرقانونی حدود ۳۵ میلیارد یورو از ایران به ترکیه نقش داشته و ظفر چاغلایان، وزیر اقتصاد ترکیه ۵۰ میلیون دلار از ضراب رشوه گرفته تا در پولشویی و قاچاق طلا به او کمک کند.
اتهام دیگر ضراب این است كه با تأسیس ۱۱ شركت صوری، عملیات پولشویی گستردهای را به نفع ایران مدیریت و هدایت كرده است.
به نوشته پایگاه خبری "انتخاب"، براساس یافتههای پلیس ترکیه، ضراب ارتباط نزدیکی با ایران داشت. او پس از ایجاد روابطی با وزیران ترکیه و پسرانشان، سیستمی برای انتقال میلیاردها دلار به ایران راهاندازی کرد.
گفته میشود، چاغلایان که به دنبال افزایش آمار صادرات بود، از ضراب خواست که نقل و انتقالات خود را با طلا انجام دهد.
به نوشته "انتخاب"، در جلسهای که اکتبر ۲۰۱۳ بین این دو برقرار شد، چاغلایان به ضراب گفته است: «شما حداقل باید تا پایان سال ۴ میلیارد دلار طلا صادر کنید.»
دادستانی استانبول در اواسط دسامبر سال گذشته دهها مظنون، از جمله رئیس "هالکبانک"، بانک دولتی ترکیه (بانک خلق) و پسران چند وزیر، از جمله وزیر اقتصاد را در رابطه با پرونده جرایم مالی کشور بازداشت کرد.
چهار تن از وزیران کابینه اردوغان در واکنش به این اقدام کنارهگیری کردند. رجب طیب اردوغان، نخستوزیر ترکیه تمامی اتهامهای وارده به دولت خود را رد کرد و تحقیقات مربوطه را "تلاش برای ترور" از سوی دستگاه قضایی علیه دولت خود نامید.
به گزارش ایسنا، تدبیر به نقل از شبکه تلویزیونی فکس نوشت: تاتلیس روز قبل به ملاقات رضا ضراب رفته و پس از خروج از زندان در گفتوگو با خبرنگاران از فعالیتهای این میلیاردر بازداشتی حمایت کرده است.
اردوغان نیز تاکنون بارها از رضا ضراب دفاع کرده و او را فردی خیر دانسته است.
ابراهیم تاتلیس پیشتر در صفحه توئیتر خود نیز از ضراب حمایت کرده بود.
همچنین ابرو گوندش همسر ضراب و خواننده مشهور ترکیه تا کنون دو بار در زندان با همسرش ملاقات کرده است.
رضا ضراب پس از بازداشت، بابک زنجانی میلیاردر ایرانی را که عصر دوشنبه در تهران دستگیر شد، رئیس خود معرفی کرده است.
پس از افشای فساد مالی ترکیه، سه وزیر اردوغان استعفا دادهاند و نیمی از کابینه دولت این کشور تغییر کرده است.
با بازداشت بابک زنجانی در روز دوشنبه (نهم دی ماه) پرونده این میلیاردر که در ماه های اخیر به چهره شناخته شده ای نزد مردم تبدیل شده است، ابعاد جدیدتری یافت.
مسئله بازنگرداندن بدهی های زنجانی به دولت از مدت ها پیش خبرساز بود و خبرهای ضد و نقیضی در مورد بازپرداخت این مبالغ بسیار هنگفت منتشر شد تا اینکه بانک مرکزی روز دوشنبه گذشته اعلام کرد که بدهی چند میلیارد دلاری زنجانی از بابت فروش نفت پرداخت نشده است.
ماجرای بدهی بابک زنجانی زمانی جنبه جدی تری یافت که اعلام شد سند پرداخت بدهی وی جعلی است و واقعیت ندارد.
امیرعباس سلطانی عضو کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی در این خصوص گفت : بابک زنجانی با پرداخت رشوه یک میلیون دلاری از بانک مرکزی تاجیکستان یک گواهی جعلی مبنی بر پرداخت بدهی خود به ایران دریافت کرده است.
وی با بیان اینکه زنجانی، مسوولان و ملت ایران را به تمسخر گرفته است، تصریح کرد: در حالی که زنجانی خود را طلبکار دولت می داند، کمیته تحقیق و تفحص پرونده او را دارای ابهامات و حتی درگیر بودن در پرونده تامین اجتماعی و مساله پولشویی در کشور نیز ترکیه تشخیص داده است.
جالب این که به دنبال دستگیری میلیاردر ایرانی در تهران که اولین شب خود را در زندان اوین سپری کرده است، بانک مرکزی تاجیکستان نیز سابقه هرگونه همکاری با این تاجر میلیاردر را تکذیب کرد.
بابک زنجانی 43 ساله که ادعا می کند کار خود را با فروش پوست گوسفند آغاز کرده است در حال حاضر دارای شرکت هواپیمایی، هتل و ده ها شرکت تجاری و بازرگانی در ایران، دوبی، تاجیکستان، مالزی و ترکیه است و به گفته خود 17 هزار کارمند تحت نظرش کار می کنند و ماهانه 29 میلیارد تومان از او حقوق می گیرند.
در مورد علت بازداشت نامبرده که این روزها به میلیاردر ایرانی شهرت یافته است، دلایل مختلفی ذکر می شود اما به گفته مصطفی افضلی فر سخنگوی کمیسیون اصل 90 مجلس شورای اسلامی، پرداخت نکردن بدهی از بابت فروش نفت به وزارت نفت علت اصلی بازداشت وی است.
وی در گفت وگو با ایرنا اظهار داشت: بر اساس پرونده موجود در کمیسیون اصل 90 زنجانی باید مبلغ 2 میلیارد و 600 میلیون یورو بابت فروش نفت و مواد پتروشیمی به حساب وزارت نفت واریز می کرد ولی با توجه به عدم اجرای تعهدات قبلی، دستگیری وی اهرمی برای بازگرداندن حقوق ملت ایران است.
وی اظهار داشت: این موضوع به طور مستمر پیگیری شده است اما تا کنون بابک زنجانی نسبت به واریز این میزان درآمد حاصل از فروش نفت خودداری و به تعهدات خود عمل نکرده است .
سخنگوی کمیسیون اصل 90 مجلس شورای اسلامی گفت: مدارک و مستنداتی که زنجانی در خصوص پرداخت درآمد حاصل از فروش نفت به حساب وزارت نفت ارایه کرده، مطابق بیان بعضی ها جعلی است و محکمه پسند نیست.
افضلی ادامه داد: برای بررسی این موضوع از مسوولان بانک مرکزی دعوت و تاکنون نیز یک جلسه برگزار شده است.
به گفته وی، شنبه هفته آینده نیز جلسه ای در این ارتباط تشکیل می شود.
علی یونسی، دستیار رئیس جمهور ایران در امور اقوام نیز با اشاره به تاخیر در دستگیری بابک زنجانی اظهار داشت: شاید دستگاه قضایی می خواسته با کمک خود این متهم، اموال را بازگرداند.
وی اظهار داشت: قوه قضائیه قطعاً تلاش داشته تا قبل از دستگیری اموال بازگردانده شود.
پس از بازداشت زنجانی، اخباری مبنی بر احتمال خروج وی از بازداشتگاه با گذاشتن وثیقه منتشر شد.
در این راستا، یک منبع آگاه عصر سه شنبه در گفت و گو با خبرنگار ایرنا تاکید کرد آزادی زنجانی با ارایه وثیقه ممکن نیست و این میلیاردر ایرانی همچنان در زندان اوین خواهد ماند.
خاطر نشان می شود که اتهامات بابک زنجانی تنها به پرداخت نکردن بدهی حاصل از فروش نفت محدود نیست و گفته می شود که وی در پرونده فساد مالی در سازمان تامین اجتماعی نیز دخالت دارد.
البته به نظر نمی رسد بازداشت وی در روز گذشته ارتباطی با فساد تامین اجتماعی داشته باشد.
همچنین پس از افشای فساد مالی گسترده در میان دولتمردان ترکیه، روزنامه های ترکیه از ردپای بابک زنجانی در این پرونده فساد خبر دادند.
روزنامه تودیز زمان ترکیه روز چهارشنبه گذشته نوشت که رضا ضراب، سرمایه دار ایرانی تبار تبعه ترکیه در اعترافات خود از بابک زنجانی به عنوان رئیس خود در این فساد مالی گسترده نام برده است.
البته هنوز در مورد ارتباط احتمالی بازداشت زنجانی با فساد مالی ترکیه خبری منتشر نشده است و محمدعلی پورمختار رئیس کمیسیون اصل۹۰ مجلس شورای اسلامی خاطر نشان می کند در این مورد اطلاعی ندارم.
انتشار خبر بازداشت میلیاردر ایرانی در تهران و انتقال وی به اوین در دو روز گذشته با وجود تعطیلی روز سه شنبه در رسانه داخلی و خارجی بازتاب گسترده ای داشته است.
معاون آسیا و اقیانوسیه وزیر امور خارجه گفت: موضوعات مربوط به بازداشت رضا ضراب در ترکیه با حاشیههای زیادی همراه بوده است که ما آن را دنبال میکنیم. ترکیه در اینباره در حال انجام تحقیقاتی است.
ابراهیم رحیمپور در حاشیه مراسم ختم مادر وزیر امور خارجه ادامه داد: این تحقیقات توسط ترکیه در حال انجام است. صرفا گفتهاند از این جهت که ایرانی است به ما منتسب شده است. ما در حال بررسی این موضوع هستیم.
وی افزود: اگر جرمی هم انجام شده در ترکیه صورت گرفته و بازداشت شده است که تحقیقات درباره آن در حال انجام است.
وی همچنین درباره پیماننامه امنیتی افغانستان و آمریکا نیز گفت: ما از ابتدا مخالف این پیماننامه بودیم و آن را اعلام کردهایم. به هر حال دولت افغانستان است که باید در اینباره تصمیم بگیرد. ما صرفا با آنها مشورت کردهایم، تصمیمگیر آنها هستند.
خبرنگار «انتخاب» در تماس با وی، نظر این روزنامه نگار مطلع از اتفاقات اخیر ترکیه را جویا شده است.
اهم اظهارات وی در ادامه می آید:
* در ابتدا باید عرض کنم که باوجود آنکه پشت این پرونده انگیزه های سیاسی نفهته است اما باید به آن به عنوان پرونده ای حول محور فساد و رشوه نگاه کرد. اتهامات جدی نسبت به متهمان وجود دارد. بدین منظور به تحقیقاتی منصفانه و جامع در این مورد نیازمندیم.
* از منظر سیاسی، این جنگ قدرت میان جنبش فتح الله گولن و دولت اردوغان است.. نخست وزیر سعی کرد که تمام مدارس گولن را تعطیل کند. گولن هزاران دوره تحلصیلی در دانشگاه های ترکیه دارد و به همین دلیل در مقابل طرح اردوغان ایستاد.
* گروه گولن به دلیل جهت گیری های اخیر دولت در سیاست خارجی که روابط با واشنگتن را تهدید می کند نگرانند. دولت نیز مدعی است که گولن این عملیات و تحقیقات را به وسیله ای عاملانش در پلیس و دادستانی شروع کرده است.
* به نظرم، هدف نهایی تحقیقات اردوعان است. چراکه نام اردوغان و دو پسرش در پرونده امده است. دولت سعی در توقف پروسه و به حداقل رساندن اسیب ها دارد.
* در حال حاضر داستان ها به شدت تحت فشار دولت هستند. اکنون وضعیتی فوق العاده بر ترکیه حاکم است و دولت این را به عنوان جنگی برای نجات خود تصور می کند.
* دولت در روند تحقیقات رسمی اخلال ایجاد کرده و بسیاری از روسای پلیس را برکنار کرده است.
* در این میان رضا ضراب که با خواننده ترک ازدواج کرده بنابریافنه های پلیس روابط نزدیکی با ایران دارد و پس از ایجاد روابط با وزرا و فرزندانشان، سیستمی در جهت انتقال میلیاردها دلار طراحی کرده است. پدر ضراب با احمدی نژاد ارتباط دارد و او به وزیر سابق اقتصاد برای انتقال طلا به ایران ، حق کمیسیون می داد.
* اصلا مناقشه بر سر انتقال پول به ایران نیست بلکه بحث پرداخت رشوه هنگام انتقال طلا به ایران است.
* نام احمدی نژاد در تحقیقات ذکر شده است. البته اتهامی به او وارد نیست. اما نام زنجانی را من ندیدم و انچه عنوان شده گزارش رسانه ها بوده است.
* به زنجانی به عنوان شریک رضا نگریسته می شود و رسما در تحقیقات پلیس نامش نیامده است.



به گزارش خبرگزاری تسنیم به نقل از حریت؛ رجب طیب اردوغان از رضا ضراب، تاجر ایرانی، که هماینک به جرم رشوه، پولشویی و قاچاق طلا در بازداشت به سر میبرد به دلیل کمک به اقتصاد این کشور و فعالیتهای خیر خواهانه تقدیر کرد.
وی در گفتوگو با گزارشگران گفت: "ضراب طلا صادر میکند و میدانم که در امور خیریه نیز فعالیت دارد."
نخست وزیر ترکیه در ادامه افزود: "اگر مدرکی علیه ضراب دارند چرا وی را در حین ارتکاب جرم نگرفته و از اقدامات وی فیلمبرداری نکردند؟"
52 نفر شامل کارمندان دولت، تاجرین شناخته شده و پسران سه وزیر در روز 17 سپتامبر در عملیات ضدفساد مالی که تمام عرصه سیاسی ترکیه را تکان داده و منجر به استعفای سه وزیر شده، دستگیر شدهاند.
رضا ضراب متهم به رشوه دادن به سه وزیر و فرزندان وی شده است. ادعا میشود که مبلغ این رشوه در حدود 137 میلیون لیره ترکیه (66 میلیون دلار) است.
اسلان سلیمان، مدیر حالک بانک ترکیه نیز، در ارتباط با پرونده صادرات طلای ترکیه به ایران بازداشت شده است.

بر اساس گزارشها تاكنون پسران دو وزير كابينه تركيه در جريان تحقيق درباره فساد گسترده دولتي در اين كشور رسما مورد اتهام قرار گرفتهاند. شمارديگري از افسران تركيه در ارتباط با فساد دولتي از كار بركنار شدهاند و رييس بانك دولتي هالكبنك و دهها نفر از مسوولان و مقامهاي تركيه هم در اين پرونده متهم شدهاند. تمامي اين افراد متهم به سوءاستفاده از قدرت از طريق دريافت رشوه يا فراهم كردن امكان آن هستند، اقدامي كه از سوي رجب طيب اردوغان نخستوزير تركيه عملياتي كثيف نام گرفته است.
با اين حال آنچه در اين پرونده از اهميت زيادي برخوردار است قرار گرفتن نام يك ايراني به نام رضا ضراب در ليست سياه متهمان است كه نام ايران را هم در كنار تركيه جنجالي كرده است. ظاهرا رقابتهاي داخلي سياسي در تركيه در تحولات دو روز گذشته اين كشور موثر بوده است. بر اساس پروندهيي كه دادستاني جرايم مالي تركيه تشكيل داده است، بخش اصلي آن به ضراب مربوط است.
به نوشته حريت، او علاوه بر انتقال پول به ايران، به پرداخت رشوه به نزديكان اعضاي دولت براي تسهيل سرمايهگذاري و تسريع دريافت تابعيت تركيه براي خود و نزديكانش متهم است. ماجرا سهشنبه هفته گذشته با دستگيريها و حملات پليس به مناطق مختلف آنكارا و استانبول آغاز شد و پس از آن به يكباره نام ضراب به عنوان كسي كه به بسياري از مقامات تركيه براي پولشويي رشوه ميداده مطرح شد. البته رضا ضراب براي بسياري از ايرانيها و خصوصا اهالي تركيه نامي آشنا است.
اين نام براي ايرانيها و مردم تركيه از آن جهت آشناست كه او همسر خواننده معروف تركيه ابرو كنتش است و مراسم ازدواج آنها و سفر چند سال پيش كنتش به ايران و حضورش در رستوراني در كرج جايي كه خانواده همسرش رضا ضراب زندگي ميكنند خبرساز شده بود. هرچند در ابتدا كسي اين خبر را باور نميكرد اما كمي بعد انتشار عكسي از ابرو كنتش باروسري در ايران اين شايعه را قابل باور كرد. با اين حال در اين سالها نامي از او نبود و شايد همگان آن را به فراموشي سپرده بودند.
اما از چند روز پيش نام آنها به واسطه بزرگترين پرونده فساد مالي درتاريخ تركيه يك بار ديگر در صدر اخبار دنيا قرار گرفته است. ضراب، تاجري سرشناس از يك خانواده ثروتمند ايراني است كه در تركيه زندگي ميكند. او متولد 1362 در تبريز است و حاصل اين ازدواج نوزاد دختري به نام «آلارا» است. به نوشته حريت، ضراب در سال 2012 و در جريان توقيف يك محموله طلا كه قرار بود براي شركت سورينت متعلق به بابك زنجاني به ايران منتقل شود، از سوي پليس مورد بازجويي قرار گرفت.
خانواده ضراب، اصالتا تبريزي هستند و علاوه بر طلا، در حوزه بورس و آهن هم فعاليت ميكنند. كارخانه فولاد «تيكمه داش» در تبريز و كشتيسازي «رويال» در استانبول از ديگر داراييهاي اين خانواده اعلام شده است. بر اساس گزارشي كه سايت قانون تهيه كرده آنان در زمان جنگ ايران و عراق راهي دوبي شدند و فعاليتهاي تجاري و صرافي خويش را در اين شهر آغاز كردند. همچنين براساس گزارشها در حياط ويلاي ضراب در استانبول، دو چمدان بزرگ پر از اسناد محرمانه مرتبط با مناقصههاي بزرگ وزارتخانهها و نهادهاي اقتصادي دولتي كشف شده است.
گفته ميشود ضراب از راه بانك «خلق» تركيه به سياستمداران تركيه رشوه داده است. اين بانك پيش از اين نيز به دليل نقض تحريمها و ارسال طلا به ايران در مقابل دريافت نفت، تحت نظر قرار داشت. اتهام ديگر ضراب اين است كه با تاسيس 11 شركت صوري، عمليات پولشويي گستردهيي را به مقصد ايران مديريت و هدايت كرده است. پرونده ديگر وي، مربوط به هواپيمايي است كه سال گذشته در فرودگاه آتاتورك به زمين نشست و از داخل آن يك و نيم تن طلا از كشور غنا به مقصد دوبي كشف شد. دردسرهاي ضراب از دسامبر سال2011 با دستگيري يك ايراني در فرودگاهي در مسكو با دو محموله پول نقد به ارزش 5/ 14 ميليون دلار و 4 ميليون يورو آغاز شدو سرنخ ماجراها سرانجام پاي رضا ضراب را به ميان كشيد و او را با اتهام 87 ميليارد يورو يي مواجه ساخت. بر اساس ادعاي پليس تركيه، اين مبلغ در طول چهار سال و عمدتا براي دور زدن تحريمها استفاده شده است.
رضا ضراب: بابك زنجاني رييس من است
البته در اين بين نام بابك زنجاني نيز گاهي در گوشه و كنار و ارتباط اين دو باهم در پرونده مذكور شنيده ميشد. زمزمههايي كه حالا با اعترافات رضا ضراب ديگر تنها يك شايعه نيست. به گزارش انتخاب به نقل از تودي زمان تركيه، رضا ضراب در اعترافات خود نام رييس خود را فاش كرده است. هر چند در اين روزنامه تنها به اختصار به نام ب. ز اشاره شده است اما آنچه معلوم است اين نام اختصاري كسي جز بابك زنجاني نيست.
براساس گزارش مذكور ايميلهاي ردو بدل شده بين ضراب و زنجاني، اين ايراني ثروتمند قصد سفر به تركيه و ديدار با ضراب را در هتلي لوكس در آنتاليا در هفته گذشته داشته است. به گفته پليس، بابك زنجاني و رضا ضراب هيچوقت تلفني صحبت نميكردند و ارتباطشان فقط از طريق ايميل بوده است. براساس اين گزارش، زنجاني قرار بوده كه با استفاده از يك پاسپورت جعلي از طريق بيروت وارد آنتاليا شود، اما او سفر خود را بعد از عمليات پليس در تركيه لغو ميكند. اين روزنامه مدعي شده كه ضراب و زنجاني نخستين بار سالها پيش در تبريز با يكديگر ملاقات كردند و ضراب از آن پس براي زنجاني كار ميكرده است.
گروهي ويژه در اداره قاچاق و جرايم سازمان يافته پليس آنكارا فعاليتهاي ضراب و عواملش را به مدت يك سال زيرنظر داشتند. در طول اين مدت، تحقيقات نشان داد كه زنجاني رهبر اين فساد مالي است؛ فردي كه اين روزها نام او بيش از گذشته شنيده ميشود و حتي بسياري از او به عنوان قهرماني كه تحريمهاي ايران را طي 8 سال گذشته دور زده است ياد ميكنند. او البته اين روزها به دوربدشانسي افتاده است. از يكسو نمايندگان مجلس از او ميخواهند كه بدهكاري خود را به وزارت نفت بدهد و حتي بحث تعقيب قضايي را مطرح ميكنند و ميگويند دلايل كافي براي تحت تعقيب قرار دادن او وجود دارد.
همچنان كه ديروز 12 تن از نمايندگان اصولگرا در نامهيي به سران قوا خواستار برخورد قاطع با فساد و پيگيري قاطعانه پرونده بابك زنجاني شدند. از سوي ديگر او هر چند تلاش ميكند با انتشار عكسهايي از خود همچون ويولن زدن جلوهيي خوب بسازد اما همزمان عكسهاي ديگري از او منتشر ميشود كه در فرهنگ ايراني چندان خوشايند نيست. همچنانكه ديروز همزمان با آمدن نام او در پرونده فساد مالي تركيه و اعترافات رضا ضراب فيلمي از او منتشر شد كه او را در حال رقصيدن با دختران تاجيك نشان ميدهد. بدبياري ديگر بابك زنجاني، عدم اجازه فرود هواپيماي خط هوايي بابك زنجاني با عنوان هواپيمايي قشم در تركيه بود كه البته سر انجام اجازه پرواز پيدا كرد.
البته ماجراي پروژه ايرانزمين هم اين روزها براي زنجاني دردسرآفرين شده است ، هر چند او اصرار دارد كه اين پروژه را به پايان ميرساند اما برخي از نهادهاي قانوني وابسته به شهرداري با ادامه اين پروژه مخالفت كردهاند. اما ظاهرا حالا پاي يك ايراني ديگر هم به پرونده فساد مالي تركيه باز شده است. رسانههاي تركيه ديروز از زني به نام كامليا جمشيدي به عنوان يكي از كليدهاي معماي پرونده فساد گسترده در تركيه نام بردهاند كه استانبول را به تازگي به مقصد دوبي ترك كرده است و پليس تركيه در جستوجوي مدارك و مستنداتي از اوست. به هر حال آنچه پيداست يك سر نخ پرونده بزرگترين فساد مالي در تاريخ تركيه به چند ايراني ميرسد؛ اينبار با وجود برخي مشتركات فرهنگي ميان ايران و تركيه، پروندهيي با نام سه ايراني اين دو كشور را به هم پيوند داده است.




به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایرانبه نقل از روزنامه ملیت - چاپ ترکیه، علی باباجان، معاون نخستوزیر ترکیه در پاسخ به پرسش و انتقاد حزب جمهوری خلق، یکی از احزاب مخالف حزب حاکم درباره روابط ایران و بانک هالک ترکیه، گفت: این بانک بر اساس استانداردهای تعیین شده در جهان به امور بانکی پرداخته و خدماتی به مشتریان خود ارائه میدهد. در حال حاضر این بانک با داشتن چند هزار مشتری میتواند به خدمات تجارت خارجی و امور بانکی بپردازد. تمام پرداختهای انجام شده توسط این بانک بر اساس سیستم بانکی و طبق استانداردهای بینالمللی و ملی انجام گرفته است و گزارشی مبنی بر پولشویی، حمایت مالی از تروریسم دریافت نشده است.
وی درباره ادعاهای مطرح شده مبنی بر این که رضا ضراب، تبعه ایرانی که به اتهام پولشویی و فساد مالی در عملیات روز چهارشنبه به همراه 60 نفر توسط پلیس دستگیر شده است، توسط بانک هالک در انتقال پول به ایران کمک کرده است، گفت: بر اساس مواد 73 و 159 قانون بانکی، روابط بانکی با مشتریان خود و حسابهای آنها محرمانه است و حسابهای شخصی یک مشتری نیز در این قالب جای میگیرد.
به گزارش ایسنا، چند روز گذشته در عملیات گسترده 60 نفر به اتهام فساد مالی و پولشویی توسط پلیس ترکیه دستگیر شدند، در میان دستگیرشدگان سه فرزند وزیران حزب عدالت و توسعه و همچنین رضا ضراب یکی از تاجران مطرح حضور دارند. همچنین در راستای این عملیات حسابها و امور بانکی بانک هالک که در مبادلات تجاری با ایران فعال بوده است نیز تحت بررسی قرار گرفت.



سایت البرز نوشت: درحالیکه هنوز حاشیه سازی ها برسر ازدواج خواننده مشهور وجنجالی ترکیه با یک تاجر ایرانی به پایان نرسیده خبرها حاکی از آن است که این خواننده ترک بهمراه همسرش هم اکنون در ایران به سر میبرند.
به گزارش این سایت "ابرو گوندش" به همراه همسر ایرانیاش یعنی رضا ضراب مدتی است که در کرج اقامت گزیدهاند.
خانه تاریخی رضا ضراب در استانبول تخریب می شود
نرگس رضایی:رضا ضراب،تاجر ایرانی که متهم به پولشویی و پرداخت رشوه به مقامات ترکیه در عملیات بزرگ فساد مالی دسامبر 2013 بوده و 74 روز را در زندانی در استانبول گذرانده،چندی پیش با دست بردن در اثر تاریخی این کشور خبرساز شد.رضا ضراب در اثر تاریخی ثبت شده تغییراتی غیرقانونی بوجود آورده بود که از چشم رسانه های ترکیه دور نماند.
گروه جهان تدبیر،مریم یوسفی: این روزها، ترکیه شاهد بزرگترین فساد مالی تاریخ خود است. دهها تن، از جمله نزدیکان اردوغان و اعضای دولت عدالت و توسعه به جرم فساد مالی دستگیر شدند. شخصیت کلیدی پرونده فساد مالی، رضا ضراب تاجر ایرانی الاصل و همسر ابروگوندش خواننده مشهور ترکیه است.
بازداشت رضا ضراب در راس خبرهای رسانههای ترکیه قرار دارد، این روزها نام بابک زنجاني سوپرمیلیارد ایرانی که دوشنبه هفته پیش در ایران بازداشت شد هم در پرونده فساد مالی بزرگ ترکیه و درکنار نام رضا ضراب مدام مطرح می شود. همین در راس خبر ها قرار گرفتن باعث شده رسانه های ترکیه اطلاعات جدیدی از تاجر ایرانی بازداشت شده، منتشر کنند.
به گزارش تدبیر این اطلاعات از یک سو نشان می دهد، او شریک زندگی دو خواننده بزرگ زن ترکیه بوده و پس از سال ها رابطه با "گونل" خواننده باکویی، بلافاصله با خواننده مشهور دیگر ترکیه یعنی "ابرو" آشنا شده و درنهایت با او ازدواج کرده است.

۱۸ دسامبر 2013 رسانه های ترکیه از رشوه ضراب به وزرای کابینه اردوغان پرده برداشتند. رضا ضراب در مجموع به سه وزیر و مدیرعامل "بانک هالک" ترکیه ۱۳۷ میلیون لیر ترک پرداخت کرده است. ظفر چاغلایان وزیر اقتصاد ۱۱۰ میلیون لیر، معمر گولر وزیر کشور ۲۰ میلیون لیر و اگِمِن باغیش وزیر امور اروپای ترکیه ۳ میلیون دلار رشوه دریافت کرده انذ.
او علاوه بر انتقال پول به ایران، به پرداخت رشوه به نزدیکان اعضای دولت برای تسهیل سرمایهگذاری و تسریع دریافت تابعیت ترکیه برای خود و نزدیکانش متهم است.
ضراب نیز در اعتراف های خود بابک زنجانی میلیاردر ایرانی را رئیس خود معرفی کرد. زنجانی نیز این موضوع را تکذیب کرد. رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه نیز اخیرا از ضراب به نیکی و خوبی یاد کرد و او را "خیر" نامید.
در پی همین اظهار نظر اردوغان، مخالفان او در شبکه های اجتماعی مانند فیس بوک و اینستاگرام کمپینی علیه اردوغان تشکیل دادند و با ایجاد صفحه هایی خواستار استعفا نخست وزیر ترکیه در پی این فساد مالی شدند.
ضراب تاجر ایرانی الاصل در تبریز به دنیا آمده و از کودکی در ترکیه زندگی کرده است. ضراب در سال 2009 با ابرو گوندش آشنا شد و خود را یکی از طرفداران او معرفی کرد. در سال 2010 با این خواننده سرشناس ترک ازدواج کرد ودر افکار عمومی این کشور شناخته شد.حاصل این ازدواج نوزاد دختری به نام «آلارا» است.

ازدواج آنها برای ماه ها در کانون توجه برنامه های تلوزیونی ترکیه قرار داشت. ابرو و ضراب در سال 2011 سفری به ایران داشتند و چند روزی را در کرج گذارندند. همزمان با انتشار خبر حضور ابرو در ایران عکس های با حجاب او در رستوران "روما" گوهردشت کرج منتشر شد.
ابرو گوندش در حال حاضر به عنوان یکی از ٤ داور مسابقه آوازخوانی صدای برتر ترکیه "o ses turkey "است و پس از بازداشت همسرش در یکی از همین برنامه های در پاسخ به سوالی درباره وضعیت ضراب گریه کرد.او ر اخیرن قسمتی که از این مسابقه پخش شد غایب بوده است.
ابرو که فعالیت هنری خود را از سال 1992 شروع کرده است تاکنون سه بار ازدواج کرده است و ضراب چهارمین همسر او است.
اولین بار ازدواج ابرو در سن 16سالگی با فردی به نام "حمدی وارد "در سال 1990 صورت گرفته که 6 ماه بعد به طلاق منجر شد.

ابرو در سال 1995 با سردار اورتاچ خواننده سرشناس ترک آشنا شد و تا سال 2000 این دو نامزد بودند اما این رابطه هیچگاه به ازدواج ختم نشد.

او پس از طلاق با یک وکیل دادگستری به نام عمر دوراک در سال 2002 ازدواج می کند اما این ازدواج همزمان می شود با سکته مغزی ابرو گوندش و دوری از فعالیت هنری که این خواننده پس از بهبودی از این وکیل جدا می شود.

سومین ازدواج ابرو نیز با عثمان تارکر از هنرمندان کشور ترکیه در سال 2005 بود که پس از هشت ماه جدا شدند.


چهارمین ازدواج ابرو نیز در سن 36 سالگی با رضا ضراب تاجر ایرانی الاصل بود که نزدیک به 10 سال با وی اختلاف سنی دارد.
- نویسنده : یزد فردا
- منبع خبر : خبرگزاری فردا

پنجشنبه 02,ژوئیه,2026